منطقِ گفتن از جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی را تنها با درک چگونگی فعلیتیابی، استقرار، دوام و جهتمندی همین مردم باید فهمید و صدای مصداق واقعی او یعنی مردم را به معنی دقیق کلمه شنید. |
به گزارش بخش سیاسی وبانگاه به نقل از گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، جعفرعلیان نژادی در یادداشتی با عنوان «منطقِ گفتن از جمهوری اسلامی» نوشت: همیشه میتوان و باید بین دفاع از چیزی یا سخن گفتن از جانب او تفاوت گذاشت. این تمایز و تفاوت بستگی به نوع مواجهه ما با آن پدیده یا موضوع بر میگردد. اینکه آیا آن را خوب فهمیدهام یا به عنوان یک تحلیلگر منفعل در نسبت با آن واقعیت قرار داریم. «جمهوری اسلامی» یکی از این دست موضوعات است که با لحاظ کردن این تفاوت، نوع گفتارمان در قبال آن تغییر ماهوی پیدا میکند.
بین دفاع کردن از جمهوری اسلامی با گفتن از او، زمین تا آسمان فاصله است. مدتها است زمان آن رسیده که از کنج انفعال بیانی به میدان فعالیت زبانی در خصوص جمهوری اسلامی وارد شویم. باید بدانیم هر آن در مقام گفتن از جمهوری اسلامی هستیم نه دفاع کردن از آن. جمهوری اسلامی هم یکی از آن دست موضوعاتی است که خودمعرف است و گفتن از او نباید کار چندان پر تکلفی باشد.
برای گفتن از مفهوم جمهوری اسلامی، باید صدای مصداق واقعی او یعنی مردم را به معنی دقیق کلمه شنید. جمهوری اسلامی یکی از آن مفاهیمی است که سنخیت تمام و کمالی با مصداقش دارد و هر جا حرف از مردم است، منظور مردمی هستند که با هم، جمهوری اسلامی شدند. مردم در جمهوری اسلامی را باید به سیاق معرفه شناخت. برعکس برخی جاها که از مردمِ مردم حرف میزنند. یعنی گویا تنها بخشی از مردم، مردم هستند و مابقی بیرون.
همین مردم هم گوینده و هم شنونده چیزهایی هستند که از جمهوری اسلامی گفته میشود. خودشان میگویند و خودشان میشنوند. با این حال گاهی ممکن است در گفتن از خودشان دچار لکنت شوند، یا سخن گویان حرافی پیدا شوند که آن قدر بیوقفه و بیشکیب حرف بزنند که زمانی برای حرف زدن به مردم ندهند یا آنان را به شنیدن عادت دهد. در این زمانها است که اهمیت پرسش درست خود را نمایان میسازد.
اینکه چرا جمهوری اسلامی شدیم؟
اینکه چرا جمهوری اسلامی هستیم؟
اینکه چرا جمهوری اسلامی میمانیم؟
از قضا برای طرح مدوام یا امکان طرح چنین پرسشهایی است که روزی به نام جمهوری اسلامی در تقویم سالانه گنجانده شده است. با این پرسشها است که امکان و شرایط سخنگویی مردم از جانب خودشان و به تعبیر بهتر جمهوری اسلامی حاصل میشود. مردم نیاز دارند تا به یاد بیاورند چرا جمهوری اسلامی شدند؟ باید بدانند چرا اکنون جمهوری اسلامی هستند؟ و امیدوار باشند که چرا جمهوری اسلامی خواهند ماند؟
پاسخ عمیق به این پرسشها در یک وضعیت ناهمسان گوینده و شنونده ممکن نیست. مردم باید همزمان هم از خودشان بگویند و هم از خودشان بشنوند. این وضعیت نیازمند نوعی کنشگری است که صرفا در قالب سازوکارهای گفتاری و بیانی صرف نمیگنجد. به طور خاص در رابطه با سوال اول نیاز به کنش یادآوری وجود دارد. در نسبت با سوال دوم نیاز به کنش هشیاری لازم است و برای پاسخ سوم نیاز به کنش افقیابی وجود دارد.
کنش یادآوری چیست؟
چیستی کنش یادآوری با دادن یک تعریف کلی معلوم نمیشود. برای فهم چیستی امور در این زمانه، مجبوریم ارتباط وثیق آن را با چگونگیاش نشان دهیم. کنش یادآوری هم از این قاعده مستثنی نیست. در این سالها مردم مداوم با سیمای دهشتناک اموری مواجه شدهاند و واقعیاتی جلوی چشمشان قرار گرفته است، که در ظاهر بی راه حل بوده و به بنبست راهنمایی میکرده، با کنش یادآوری اما به یاد میآوریم چگونه در گذشتههایی مانند همین امروز از پس چنین حوادث و خواطری برآمدهایم و راه برون رفتش را به یاد می آوریم. با یاد آوردن آن خاطرات است که مییابیم، این مردم چگونه مردم شدند. پس معلوم میشود کنش یادآوری ناظر به آگاهی تاریخی این مردم است. آنها در کنش یادآوری با خاطرات موفق سروکار دارند. خاطراتی که به اکنون آنها میگوید چرا از یک پیوستگی هویتی برخوردارند، ریشه دارند و به این راحتی ها از جا کنده نمیشوند.
کنش هُشیاری چیست؟
در این کنش به هشیاری در خصوص آنچه اکنون هستیم، نیاز داریم. هشیاری کنشی ضد حجاب معاصرت، علیه عادت به روالهای جاری و مقابل نادیده گرفتن جایگاهی است که اکنون داریم. در کنش هشیاری، تلاش برای زنده نگاه داشتن آنچه که در زمان حال باید شبیه گذشته پرافتخار باشد، صورت میگیرد. یکی از دلایل اصلی پاسداشت روزهای بزرگی مانند روز جمهوری اسلامی، هشیاری نسبت به حقیقیت جمهوریت و اسلامیت نظام و مردم است. در کنش هشیاری است که نوسانات واقعیت و سیر افتان و خیزان وقایع، ما را نمیفریبد. پس معلوم میشود این کنش ناظر به فهم منطق موقعیت است و علیه حیرت و سرگردانی است. ما را نسبت به آغاز و انجام مسیرمان در لحظه حال هوشیار نگاه میدارد و نمیگذارد نهیب حوادث و تندباد اطلاعات جعلی، به گمگشتگی و بلاتکلیفی بیندازد. کنش هشیاری به بیداری در بحبوحه خفتگی میانجامد و راه را باز میکند که بدانیم تداوم چه راهی هستیم.
کنش افق یابی چیست؟
پاسخ به این سوال که چرا جمهوری اسلامی میمانیم، یا جواب به این سوال که رمز ماندگاری جمهوری اسلامی چیست، به حاضر بودن افق یا جهتی بستگی دارد که به سمت آن در حال حرکتیم. کنش افق یابی، چیزی از همین سنخ است. اینکه در برابر انواع و اقسام نسخههای مایل به زمان حال و دم غنیمت شماری، نوعی دانایی وجود داشته باشد که مجموعه تلاشهای مردم در محیط جمهوری اسلامی را معطوف به افق و چشمانداز مشترکی در آینده ببیند. این افق که همانا تصویر آینده است با تلاش برای فهم وضع موجود و زمان حال به مثابه واقعیتی تمام نشده و فعلیت نیافته، روبه جلو و معطوف به غایت، ممکن میشود. وجود چشمانداز مشترک برای این است که بدانیم رو به کجا هستیم، جهتمان چیست و به کجا خواهیم رسید.
در پایان باید گفت، مقابل این سه کنش که مُشیر به روزهای بزرگ و ایام الله مردم جمهوری اسلامی است، همواره خطر سه لغزش اساسی نیز وجود دارد که علیه آگاهی تاریخی مردم، امیدواری به استمرار و چشم انداز مشترک آحاد ملت قرار میگیرد. امکان طرح آن سه سوال مهم را نیز از ما میگیرد و به از جاکندگی و جداافتادگیمان میانجامد، خطر فتنه را نزدیک میسازد و نمیگذارد مملکت روی آرامش ببینید.
لغزش فراموشی که به گسستگی هویتی و بیخاطرگی میانجامد و از یادمان میبرد چرا جمهوری اسلامی شدیم.
لغزش سرگردانی که علیه آداب فهم وضع واقعی ما عمل میکند و نمیگذارد بیابیم چرا اکنون جمهوری اسلامی هستیم.
لغزش ارتجاعی یا طلب بازگشت و عقبگرد به گذشته قبل از جمهوری اسلامی شدن که افق ما را از آینده ربوده و معطوف به گذشته پرشکست میکند و علیه مانایی جمهوری اسلامی عمل میکند.
جمهوری اسلامی را تنها با درک چگونگی فعلیتیابی مردم، استقرار و دوام این مردم، و جهتمندی همین مردم باید فهمید، تجربهای 46 ساله که نیاز به دفاع کردن ندارد، تنها باید از تاریخِ شدنش، حال واقعیاش و آیندهِ حقیقیاش گفت.
انتهای پیام/
© | خبرگزاری تسنیم |