روایت شالیزار تا خاکریز؛ کاروانی از جنس همدلی و ایثار گیلانیان

اولین اجلاسیه دومین کنگره شهدای استان گیلان امروز به یاد هزار و ۵۱۳ کامیون کمک‌های مردمی گیلان در دوران دفاع مقدس برگزار شد؛ محموله‌هایی که از دورترین روستاهای گیلان، بارهایی از عشق و امید به جبهه‌ها می‌فرستادند.
– اخبار استانها –

به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از رشت، دومین کنگره هشت‌هزار شهید استان گیلان در قلب این دیار سبز این‌روزها ذهن‌ها را به سمت جبهه‌های نور می‌برد؛ جایی که یاران خونین‌بال از جان خویش گذشتند تا عزت این مرز و بوم همچنان پابرجا بماند. یاد دلیرمردانِ دیار میرزاکوچک جنگلی که در خاکریزهای جنوب، شجاعانه در برابر دشمن ایستادند تا ذره‌ای از این آب و خاک به دست متجاوزان نیفتد.

اما هزار و 513 کامیون کمک‌های مردمی‌ گیلان حکایت دیگری دارد؛ این دیار همیشه سبز، در آن روزهای سخت جنگ تحمیلی، از دیگر نقاط ایران کمتر نبود؛ مردم گیلان، در کنار سایر هموطنان برای دفاع از میهن برخاستند و در پشت جبهه‌ها، مادران گیلانی، در دل شب‌های سرد، اقلام‌شان را کنار می‌گذاشتند تا به جبهه‌ها برسد. مردانشان با دستان پینه‌بسته، کامیون‌ها را پر از برنج، چای، پتو، دارو و وسایل مورد نیاز می‌کردند؛ از رشت، فومن، صومعه‌سرا، بندرانزلی و تا آخرین روستاهای آستارا، بوی غیرت در کوچه‌ها می‌پیچید. هرکجا بوی نان تنور می‌آمد، صدای تق‌تق چرخ گاری یا کامیونی هم در پسِ آن بود. گیلان به‌پا خاسته بود؛ نه با تفنگ، که با دست‌های پینه‌بسته و دل‌هایی که به وسعت کربلا می‌تپید.

در آن روزهای آتش و خون، گیلانی‌ها جور دیگری می‌جنگیدند؛ هزار و 513 کامیون. عددی ساده روی کاغذ، اما هر کامیون روایتی بود از هزار اشک و دعا. از مادری که لحاف شب‌های زمستانش را بار زد، تا پیرمردی که تنها گاوش را فروخت برای چند قوطی کنسرو و چادر و پتو. این کاروان، کاروان تدارکات نبود؛ کاروان عشق بود.

در هر بارِ کامیون، یک وصیت‌نامه نانوشته بود؛ از طرف مردم روستاها برای برادران رزمنده‌شان. از لاهیجان تا اهواز، از رودسر تا آبادان؛ کامیون‌ها فقط بار نمی‌بردند؛ صبوری می‌بردند، همدلی می‌بردند، امید می‌بردند. مثل کاروان عاشورا، بی‌هیاهو می‌رسیدند و بی‌نام و نشان، خاک جنوب را لمس می‌کردند.

روایت شالیزار تا خاکریز؛ کاروانی از جنس همدلی و ایثار گیلانیان

اکنون سال‌ها از آن دوران گذشته؛ شاید بسیاری از آن کامیون‌ها دیگر نباشند و یا مردانی که آن‌ها را می‌راندند در قید حیات نباشند و تنها عکسی از آن‌ها روی طاقچه‌ خانه‌های چوبی باقی مانده باشد اما جاده‌ها هنوز صدای چرخ‌هایشان را به یاد دارند. هنوز اگر گوش کنی، در دل جاده‌ای حوالی رشت، صدای زمزمه‌ دعایی شنیده می‌شود؛ شاید از دهان پیرزن یا پیرمردی که کیسه‌ برنجی در آغوش دارد، شاید از زبان کودکی که سهم پس‌انداز عیدش را در جعبه‌ کمک گذاشت.

هزار و 513 کامیون، هزار و 513 دلیل برای ایستادگی، برای ایمان، برای اینکه بدانیم، مردمی که راه را بلدند، همیشه به‌موقع می‌رسند؛ حتی اگر راه، از دل جنگ بگذرد.

این‌ روزها، در دومین کنگره هشت‌هزار شهید گیلان دوباره از سرداران و فرماندهان گیلانی می‌گوییم و می‌نویسیم؛ سردارانی که در پیروزی‌های بی‌شمار جبهه‌ها سهم داشتند. یادمان نرود که در این سفر تاریخی، کامیون‌ها و رزمندگان در کنار هم، قصه‌ای بی‌پایان از غیرت، فداکاری و ایثار ساختند که هنوز هم در دل هر گیلانی می‌تپد.

گیلان مانند دیروز، در صف نخست ایثار و خدمت است

سرهنگ احمد ابراهیمی رئیس سازمان بسیج سازندگی سپاه استان گیلان امروز در حاشیه اجلاسیه شهدای پشتیبانی و حرکت کاروان هزار و 513 خودرویی خدمت در گفت‌وگو با تسنیم این‌گونه می‌گوید: امروز هشتم شهریورماه، اولین اجلاسیه دومین کنگره 8 هزار شهید والامقام استان گیلان آغاز شد و ما توفیق میزبانی این رویداد را داشتیم اجلاسیه‌ای که در دو بخش برگزار شد، بخش نخست بزرگداشت شهدای آماد و پشتیبانی که جان خود را در راه خدمت نثار کردند، و سپس حرکت کاروانی از هدایای شهدا به سوی مردم گیلان.

روایت شالیزار تا خاکریز؛ کاروانی از جنس همدلی و ایثار گیلانیان

وی در ادامه گفت: در سال 1365 به همت آیت‌الله احسانبخش و با دستان پرمهر مردم این دیار، کاروانی به یادماندنی شکل گرفت. هزار و 513 کامیون کمک‌های مردمی که به جبهه‌ها رسیدند و زبانزد خاص و عام شدند؛ کاروانی که نشانه ایمان و ایستادگی مردم گیلان بودند و امروز پس از گذشت سال‌ها، در شهریور 1404، بار دیگر همان خاطره زنده شد. کاروانی تازه، بازآفرینی همان همت و غیرت، با هدایای شهدا به سوی مردم روانه شد که نشان می‌دهد گیلان برای همیشه پای همان عهد ایستاده است.

رئیس سازمان بسیج سازندگی سپاه استان گیلان افزود: ما به دشمنان می‌گوییم همانگونه که تا خون در رگ‌ها و جان در بدن داریم، پاسدار انقلاب، رهبر و کشورمان هستیم و پای انقلاب‌مان ایستاده‌ایم.

به گفته ابراهیمی، کاروان خدمتِ امروز شامل هزار و 513 خودرو است که با خود 500 سری جهیزیه، 500 مخزن آب هزار لیتری، آرد برای تهیه نان و مصالح ساختمانی را حمل می‌کنند؛ ارزش این کاروان بالغ بر 60 میلیارد و 700 میلیون تومان است که نمادی از همت مردم و تداوم راه شهدا خواهد بود.

روایت شالیزار تا خاکریز؛ کاروانی از جنس همدلی و ایثار گیلانیان

شهید حاج ابراهیم رضوانی؛ ستون گمنام تدارکات جبهه‌ها

رمضانعلی رضوانی، برادر بزرگوار سردار شهید حاج ابراهیم رضوانی نیز در گفت‌وگو با تسنیم از ستون گمنام تدارکات جبهه‌ها می‌گوید: برادرم جانشین آماد و پشتیبانی لشکر قدس گیلان در عملیات پیروزمندانه نصر 4 به شهادت رسیدند؛ ایشان از شهدای شاخص حوزه آماد و پشتیبانی بودند و در عملیات‌های مهمی همچون کربلای 2، کربلای 5 و نصر 4 نقش‌آفرینی بی‌بدیلی داشتند.

وی با بیان اینکه شهید رضوانی با عشقی عمیق به ولایت، همواره پیروی از امام خمینی(ره) و رهبری را سفارش می‌کرد و خود در این مسیر، الگوی عملی برای همرزمانش بود گفت: بخش آماد و پشتیبانی در جنگ، همانند خون در رگ‌های بدن، حیاتی و سرنوشت‌ساز بود؛ نیروهای این بخش، نخستین کسانی بودند که پیش از استقرار رزمندگان وارد منطقه عملیاتی می‌شدند و آخرین کسانی بودند که پس از پایان عملیات، منطقه را ترک می‌کردند. آنان گمنام‌ترین و خالصانه‌ترین یاران جبهه‌ها بودند.

روایت شالیزار تا خاکریز؛ کاروانی از جنس همدلی و ایثار گیلانیان

به گفته وی، سردار رضوانی با وجود جایگاه ویژه خود در لشکر اما در کنار رزمندگان گردان‌ها و گروهان‌ها حاضر می‌شد و با اخلاص، وظیفه تأمین سلاح، مهمات و تجهیزات را به دوش می‌کشید؛ او با تأسی به پیامبر اکرم(ص) که در جنگ‌های صدر اسلام به امور تدارکاتی اهمیت ویژه‌ای می‌دادند، رسالت پشتیبانی از جهادگران اسلام را وظیفه‌ای مقدس می‌دانست.

برادر شهید می‌افزاید: بنده نیز با مشاهده اخلاص و تلاش‌های ایشان تشویق شدم در عرصه آماد و پشتیبانی خدمت کنم و از آغاز تا پایان خدمتم، در این بخش حضور داشتم و افتخار می‌کنم که توفیق خدمت به رزمندگان اسلام و میهن عزیزم را یافتم و معتقدم یاد و خاطره شهدای گمنام آماد و پشتیبانی، تا همیشه در تاریخ این سرزمین زنده و جاوید خواهد ماند.

از فعالیت در قرارگاه مهندسی صراط‌المستقیم تا مسئولیت لجستیک سپاه استان

سید علی حسینی نیز از رزمندگان سال‌های دفاع مقدس است که در دوران جنگ تحمیلی، در بخش‌های مختلف فعالیت کرده است و سپس سه سال در واحد مهندسی رزمی «صراط‌المستقیم» مشغول خدمت شد. پس از آن نیز به بخش لجستیک آمد و در واقع آخرین مسئولیت وی، مسئولیت لجستیک سپاه استان بود.

وی درباره نقش آماد و پشتیبانی در جبهه‌ها می‌گوید: در ایام دفاع مقدس، یکی از واحدهایی که نقش بسیار مؤثر در پیروزی‌ها داشت، آماد و پشتیبانی سپاه بود. این بخش با تکیه بر کمک‌های مردمی فعال بود و شور و شوق فوق‌العاده‌ای در میان رزمندگان ایجاد می‌کرد؛ مردم عزیز گیلان همه داشته‌های خود را با عشق تقدیم جبهه‌ها می‌کردند. بارها پیش می‌آمد که کسی کنار محموله‌ها می‌گفت: تنها همین وسیله را دارم و همین را تقدیم رزمندگان اسلام می‌کنم. همین ایثار و بخشش‌ مردم، انگیزه مضاعفی به رزمندگان برای دفاع از دین، انقلاب و مردم‌شان می‌بخشید.

روایت شالیزار تا خاکریز؛ کاروانی از جنس همدلی و ایثار گیلانیان

مردم همه داشته‌هایشان را تقدیم جبهه‌ها می‌کردند

حسینی در ادامه، خاطره‌ای از روزهای حضورش در قرارگاه صراط‌المستقیم بازگو می‌کند: در آن ایام، شهید سیدمحسن صفوی فرمانده ما بودند. ایشان همواره تأکید داشتند که کمک‌های مردمی باید به نحو احسن در اختیار رزمندگان خط مقدم قرار بگیرد و تلاش داشتند که حتی ذره‌ای از این امکانات در جای بی‌مورد مصرف نشود یا به هدر نرود. نگاه ایشان این بود که این کمک‌ها امانتی در دست ماست و باید مستقیم و کامل به دست رزمندگان برسد.

به گفته وی، همت مردمی در پشت جبهه‌ها و دلسوزی فرماندهان در میدان دو بازوی اصلی پشتیبانی دفاع مقدس بودند؛ بازوانی که توانستند تدارکات و لجستیک را به قلب تپنده جبهه‌ها تبدیل کنند.

از دل توپ و خمپاره، امانت‌های مردم را به رزمندگان رساندیم

بهبود شهابی از دیگر پیشکسوتان آماد و پشتیبانی دفاع مقدس گیلان نیز در گفت‌وگویی صمیمی به سال‌های پرشور جبهه‌ها بازمی‌گردد؛ روزهایی که مردم و رزمندگان در کنار هم صحنه‌هایی بی‌بدیل از ایثار و فداکاری را رقم زدند.

روایت شالیزار تا خاکریز؛ کاروانی از جنس همدلی و ایثار گیلانیان

 وی با یادآوری نخستین اعزامش می‌گوید: در همان روزهای آغازین جنگ تحمیلی راهی جبهه‌ها شدم و در عملیات‌های مختلف حضور یافتم. بخش آماد و پشتیبانی برای من بیش از یک وظیفه بود؛ عشقی بود که با جان و دل انجام می‌دادم. یادم هست روزی مأمور رساندن محموله‌ای به نیروهای پشت خط بودیم که دشمن بعثی با توپ و خمپاره حمله کرد. در دل آتش و دود، تلاش کردیم امانت‌های مردم را از میان انفجارها بیرون بکشیم و به رزمندگان برسانیم. آن‌ها ساعت‌ها، و گاهی تا 48 ساعت با لب‌های تشنه جنگیده بودند. وقتی بسته‌ها به دستشان رسید و لبخندی شیرین بر صورتشان نشست، لبخندی که بزرگترین پاداش برای ما بود و با هیچ مزد دنیایی  برابری نمی‌کند.

شهابی که امروز در یگان شهید سلیمانی به خدمت مشغول است، می‌افزاید: در مناطق عملیاتی مجروح شدم اما نصیبم شهادت نبود. امیدوارم خداوند خدمت اندک ما را بپذیرد.

گیلان؛ پیشگام ارسال محموله‌های ایثار به جبهه‌های دفاع مقدس

وی با افتخار از مردم دیارش یاد می‌کند: گیلان از نخستین استان‌هایی بود که محموله‌های سنگین به جبهه‌ها فرستاد؛ فرقی نمی‌کرد عالم باشی یا عادی‌ترین فرد جامعه. همه خود را خادم رزمندگان می‌دانستند؛ صحنه‌ای که هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم، زنی گیلانی بود که خود را به محل جمع‌آوری اقلام رسانده بود می‌گفت “چیزی ندارم جز شیر گاوی که دوشیده‌ام و از آن ماست درست کرده‌ام؛ همین را برای رزمندگان ببرید. این تصویر، برای من همیشه زنده است.

چشمان این پیشکسوت دفاع مقدس با یادآوری این خاطره پر از اشک می‌شود و بغضی در گلویش می‌نشیند. چند لحظه سکوت می‌کند و ادامه می‌دهد: از نزدیک‌ترین تا دورترین روستاهای گیلان، همه در صف ایثار بودند. یکی حتی تانکر آب منزلش را که شاید تنها دارایی‌اش بود، به جبهه‌ها بخشید. این‌ها خاطراتی است که تا ابد در تاریخ گیلان و دفاع مقدس باقی خواهد ماند.

روایت شالیزار تا خاکریز؛ کاروانی از جنس همدلی و ایثار گیلانیان

در پایان این اجلاسیه، مستند ” گیلان پشتیبان غیور” با حضور مسئولین و پیشکسوتان آماد و‌ پشتیبانی استان در سال‌های دفاع مقدس رونمایی شد.

گزارش: زهرا رستگار

انتهای پیام/

 

منابع خبر:‌ © ‌خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا