یادداشت| چرا باید کتاب بخوانیم؟

به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از کاشان، هر کتاب که در قالب کلمات و جملات خود، محتوایی را به خوانندگان میبخشد، از اندیشه آدمها جان گرفته است؛ حتی ورق زدن و نگاه کردن کتابها هم، به انسان نوعی لذت میبخشد که با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست.
روانشناسان معتقدند که نوشتن، میتواند بخشی از رنج آدمی را کاهش دهد و به همین روال میتوان گفت که خواندن کتاب هم میتواند آدمی را از رنج مشکلات روحی و روانی نجات دهد و او را به ساحل نجات و رهایی رهنمون شود.
آدمها، با کلمات، معنا میسازند و در کتابها با دیگران به اشتراک میگذارند، بنابراین غذا خوردن، راه رفتن و حتی خوابیدن انسانها در کتابها تفسیر و تصویر میشود و این تصویرها و تفسیرها، باز در کتابها روایت میشوند و در توالی این تفسیرها و تعبیرها، زندگی آدمها نیز معنا پیدا میکند.
کتابها، امیدآفرین هستند و انسانهای کتابخوان را امیدوار میکند تا به خود و به راهی که با آگاهی و خردورزی آغاز کرده اند، اعتماد کنند و امیدوارانه این راه را طی کنند؛ کتابها، فرهنگها را میسازند و فرهنگها و ارزشها میان انسانها اشتراک ایجاد میکند و این با هم بودن است که به آدمها امید میدهد.
کتابها ما را به پرسش وادار میکنند و حتی فکر کردن به پرسشها و راه حلهای آنها، نیز میتواند دنیای جدیدی پیش چشم آدمها باز کند و راه را از بیراه بشناسد و آنها را به راههای سعادت رهنمون شود.
کتابها به ما فرصت گفتوگو میدهند. گفتوگوهای ما در خانه و جامعه میتوانند منبع لذت و پلهای برای رسیدن به موفقیت باشند و درد و شکستی را جبران کند.
انسانها، ناطق هستند و در بستر گفتوگوهایشان زیست میکنند و به عبارتی انسان به همان اندازه نیازمند مکالمه است که ماهی به آب احتیاج دارد و کتابها هم بهانه گفتوگو هستند و هم حاصل گفتوگو هستند و هم مایه گفتوگو هستند.
کتابها ما را مسئولیت پذیر میکند تا نسبت به خود و جامعه خود و اطرافیان خود که سرشت و سرنوشت مشابه داریم، احساس مسئولیت کنیم و نسبت به آنچه در اطراف ما میگذرد حساسیت بیشتر داشته باشیم.
کتابها با هر آنچه به انسان معرفی میکنند، به ما فرصت تغییر میدهند؛ کتابها به ما این امکان را میدهد که تغییر کنیم و خدا به ما سفارش کرده است که جامعه ما زمانی تغییر خواهد کرد که ما تغییر کنیم اگر ما تغییر کنیم، رفتارمان، نگاهمان و اندیشههایمان نیز تغییر خواهد کرد و با این تغییرها خواهیم توانست که ساختارها و نهادهای اجتماعی را به سمت بهبود کیفیت تغییر بدهیم تا خلاق، مسئول، منتقد و عقلگرا باشیم و بیش از آنکه بخواهیم دیگران را تغییر بدهیم خودمان را تغییر داده و اصلاح کنیم.
کتابها به ما کمک میکنند خود را بشناسیم؛ خودمان را و جهان اطرافمان، ارزشهایمان را و فرهنگمان را بشناسیم در حالی که خواندن و نوشتن شیوهای از شناختن است و ما را به هم پیوند میدهد تا با دیگران، برای بهبود اوضاع جامعه سیستمسازی کنیم و دیگران را برای پیوستن به این مسیر تشویق کنیم.
کتابها به ما فرصت میدهد تا اندیشه کنیم، عقلمندانه به اطراف خود بیندیشیم برای بهبود اوضاع خود و بهبود اوضاع دیگران بیندیشیم، دانایی ذخیره کنیم و به دیگران هم سفارش کنیم تا تا هرکس، کاری کند و در حدتوان خود، یک برنامه را برای اصلاح امور جامعه اجرا کند؛ به یکدیگر عشق بورزیم زیرا انسان، راهی جز مهربانی ندارد.
باید جسورانه عمل کنیم، باید نقاط اشتراکمان را بشناسیم و بر اساس آن دور یکدیگر جمع شویم و محبت بورزیم تا سرنوشت ما تباه نشود؛ کتاب فرصتی برای شاد زیستن و مقابله با فرسودگی و افسردگی است.
جوامع توسعه یافته غربی تافته جدا بافته از دیگر جوامع هستند زیرا در زمینه درک تصویری و فضای سه بعدی، حافظه، تمرکز، بردباری، خطرپذیری و انصاف با دیگر ملل تفاوت معناداری دارند و این توانایی شگفت انگیز ناشی از مهارت خواندن است.
این عبارت، حاصل مطالعات یوزف هنریچ، استاد روانشناسی و اقتصاد دانشگاه بریتیش کلمبیا در کتاب انسان کژگونه، برای درک ارزش و اهمیت خواندن و نوشتن کافی است و براین اساس، کتاب شاخص توسعه یافتگی یا نابودی تمدنهاست.
همه مشکلاتی که امروز بلای جان انسانها شده است ناشی از آن است که کتاب نمیخوانیم. از سیاستگذاران جامعه تا شهروندان آن، همه محتاج دانایی و آگاهی هستند و مسیر این دانایی و آگاهی از سبزهزار کتاب میگذرد پس اجازه ندهیم که کتابها و خواندن و نوشتن به حاشیه رفته و گم شود.
دولت در کنار انواع سوبسیدی که به انواع کالاها میدهد، باید برای جامعه فرهنگی، به خصوص دانش آموزان و دانشجویان و معلمان و استاد، در بودجه سالانه کشور، مبلغی را به عنوان یارانه کتاب قرار بدهد که شهروندان بتوانند از کتابفروشیها، کتاب بخرند و بخواند و به یکدیگر هدیه کنند و اجازه ندهند انسان که قناتهایمان در هجوم چاههای عمیق خشکید، چشمههای دانایی در زیر آوار فضای مجازی و شبکههای ارتباطات و اطلاعات بخشکد.
یادداشت از سیدجلال جلیلی، روزنامهنگار فرهنگی
انتهای پیام/801