یادداشت| جمعه سیاه در ایران/ جشن خرید یا فریب تبلیغاتی؟

به گزارش بخش استانها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از زنجان، نرگس رسولی| اما در سالهای اخیر، پدیده بلک فرایدی بهگونهای غیررسمی وارد زیست اقتصادی و فرهنگی ایران هم شده است. فروشگاههای داخلی، سایتهای خرید اینترنتی و برندهای پوشاک و لوازم خانگی، از روزها قبل با بنرهای مشکی و شعارهای انگلیسی «Black Friday Sale» تبلیغ میکنند و مصرفکنندگان ایرانی نیز مشتاقانه منتظر «تخفیفهای بزرگ» هستند. پرسش اما اینجاست که آیا چنین پدیدهای در بستر فرهنگی و اقتصادی ما جایگاه طبیعی دارد؟ و اگر خیر، چرا ما تا این اندازه از رویدادی تقلیدی استقبال میکنیم که نه با ریشه تاریخیمان سازگار است و نه با واقعیت اقتصادیمان؟
ریشه در آمریکا تقلید در ایران
بلک فرایدی نه صرفاً یک روز خرید، بلکه بازتاب روحیه مصرفگرایی در آمریکای پس از جنگ جهانی دوم است؛ دورانی که نظام سرمایهداری برای رونق تولید و گردش پول، ارزش انسان را با قدرت خرید او گره زد. آنچه در ظاهر «تخفیف» به نظر میرسید، عملاً راهی بود برای تحریک مردم به خرید بیشتر. به تعبیر دیگر، «جمعه سیاه» چهره لبخندزده نظامی است که از اشتیاق مردم به خرید، سود میبرد.
در ایران اما ماجرا متفاوت است. نه فروشگاههای ما ظرفیت واقعی چنین حجم فروش را دارند، نه مصرفکنندگان ما درآمد و امنیت اقتصادی مشابه مردم آمریکا. بسیاری از فروشگاهها نیز صرفاً بهصورت نمادین از عنوان «بلک فرایدی» استفاده میکنند و پیش از آغاز تخفیفها، قیمتها را بالا میبرند تا در روز موعود همان کالا را به قیمت پیشین بفروشند. در نتیجه، آنچه از «بلک فرایدی» نصیب ما میشود، صرفاً رنگولعاب ظاهری یک آیین خارجی است.
در نگاه نخست، ممکن است گفته شود تخفیف همیشه خوب است؛ چه تفاوتی میکند که مناسبتش آمریکایی باشد یا ایرانی؟ اما در واقع مسئله، خودِ تخفیف نیست، بلکه فرهنگ مصرفیای است که پشتِ این نوع رویدادها پنهان شده است.
وقتی بلک فرایدی وارد جامعهای میشود که هنوز بسیاری از خانوادهها زیر فشار معیشتی هستند، در حالی که کارآفرین ایرانی با مشکل نقدینگی روبهروهستند، تبدیل این مناسبت به یک «جشن خرید» نوعی دوگانگی فرهنگی ایجاد میکند. از یک سو، جامعه به سمت سادهزیستی و مصرف بهینه دعوت میشود، و از سوی دیگر، تبلیغات گستردهای مردم را به خرید غیرضروری تشویق میکند.
در این میان، رسانهها نیز ناخواسته نقش تقویتکننده این ذهنیت را دارند؛ ذهنیتی که «خرید بیشتر» را بهمنزله «شادتر بودن» میداند. این تصور، پیام خطرناکی برای نسلی است که در فضای شبکههای اجتماعی رشد میکند و هویت خود را بر اساس «داشتن» تعریف میکند نه «بودن».
بلک فرایدی یا جمعه ایرانی؟
ما در فرهنگ خودمان سنتهای اقتصادی و اجتماعی فراوانی داریم که میتوانند هم کارکرد مشابه تخفیفهای بلک فرایدی را ایفا کنند و هم ریشه در الگوی ایرانیـاسلامی داشته باشند.
نمونه روشن آن، نمایشگاههای بهاره و پاییزه، یا حتی طرحهای فروش عیدانه، محرم و رمضان است که سالهاست توسط اصناف ایرانی برگزار میشود و هدفشان واقعیتر کردن قیمتهاست، نه صرفاً تحریک خرید. میتوان با بازتعریف همین مناسبتها و ارتقای شفافیت در قیمتگذاری، پدیدهای بومی ساخت که هم رضایت مصرفکننده را دربرداشته باشد و هم تولیدکننده را متضرر نکند.
حتی در ادبیات دینی ما، تخفیف دادن نوعی عمل نیکو تلقی میشود. حضرت علی(ع) در نامهای به مالکاشتر توصیه میکنند که در معاملات با مردم انصاف داشته باش و در قیمتها به عدالت رفتار کن. بر اساس همین آموزهها میتوان پویشهایی به راه انداخت که در آن تولیدکنندهها در ایام خاص سال تخفیفهای واقعی ارائه دهند، نه با عنوان انگلیسی و نسخه تقلیدی، بلکه در قالبی ایرانی همچون «جمعه انصاف» یا «هفته نیکخرید». چنین اقدامی نهتنها ریشه در فرهنگ خودمان دارد، بلکه از منظر اخلاق اقتصادی نیز سازگارتر است.
چرا ایرانیان جذب چنین پدیدههایی میشوند؟
شاید پاسخ در ترکیبی از ذهنیت جهانیشده و کمبود نشاط اجتماعی نهفته باشد. وقتی جوان ایرانی در فضای مجازی میبیند که در سراسر دنیا مردم خوشحال به فروشگاهها هجوم میبرند، ناخودآگاه احساس میکند از یک «جشن جهانی» عقب مانده است. این حس، در جامعهای که سرگرمیهای جمعی محدود دارد، قابل فهم است. اما باید پرسید: آیا واقعاً خرید بیشتر ما را شادتر میکند؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بسیاری از خریدهای بلک فرایدی در ایران، نه از سر نیاز بلکه از سر هیجان است. کالاهایی که شاید هفتهها بعد روی قفسه بمانند بدون استفاده. در نهایت نه رضایتی واقعی حاصل میشود و نه رونق اقتصادی پایدار؛ فقط چرخهای از تبلیغات و توقعات جدید بهوجود میآید.
مخاطب آگاه، راهحل نهایی است
در نهایت، راهِ مواجهه با بلک فرایدی نه برخورد احساسی و نه بیتفاوتی، بلکه آگاهسازی مصرفکننده ایرانی است. مردم باید بدانند که هر تخفیفی واقعی نیست و هر تخفیفی سودمند هم نیست. اگر هدف از خرید، صرفاً «داشتن» باشد، نه تنها آرامش نمیآورد بلکه وابستگی به مصرف را تشدید میکند.
آگاهی اقتصادی، قدرت مقایسه قیمتها، شناخت برندهای داخلی، و انتخاب آگاهانه، ابزارهایی است که میتواند بلک فرایدی را از یک تقلید کورکورانه به فرصتی برای رشد فرهنگی تبدیل کند.
بلک فرایدی، در نهایت، آینهای از سبک زندگی غربی است؛ سبکی که مصرف را بهجای هویت مینشاند. ما میتوانیم از تجربههای جهانی بهره بگیریم، اما نه با فراموشی ریشههای خودمان. اگر قرار است تخفیفی داده شود، بگذارید نامش «عدالت اقتصادی» باشد، نه «جمعه سیاه».
اکنون زمان آن رسیده که به جای تقلید از آیینهای وارداتی، آیینهای اقتصادی خودمان را احیا کنیم؛ آیینی که در آن نه طمعِ خرید، بلکه انصافِ فروش و عدالت در دادوستد محور قرار گیرد.
انتهای پیام/