شروران کتک‌خورده ؛ شکست جبهه شرارت در برابر «کانون قدرت و اراده» ملت ایران

جنگ 12 روزه، تنها یک تحرک نظامی نبود، بلکه صحنه‌ای برای سنجش دوباره استحکام اراده ملی ایران بود؛ اراده‌ای که نه‌فقط در میدان نظامی بلکه در میدان معنوی، اجتماعی و سیاسی نیز جریان دارد که نتیجه آن بی‌آبرویی دیگری برای آمریکا رقم زد.
حوزه امام و رهبری

گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم ـ زهرا زارعی: در سخنرانی روز ششم آذر 1404، رهبر انقلاب اسلامی با تشریح ابعاد جنگ 12 روزه، تصویری روشن از شکست همه‌جانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی ارائه کردند؛ شکستی که به تعبیر ایشان نتیجه مستقیم اراده ملت ایران است. ایشان صریحاً اعلام کردند: «در جنگ 12 روزه، ملت ایران هم آمریکا را شکست داد و هم رژیم صهیونیستی را؛ آمدند شرارت کردند، کتک خوردند و دست خالی برگشتند» (06/09/1404). این گزاره، مهم‌ترین پیام رویداد اخیر و نقطه کانونی گزارش حاضر است.

رهبر انقلاب با اشاره به میزان خسارت‌های دشمن افزودند: «خسارت‌های مادی وارد شده به دشمن به‌مراتب بیشتر از خسارت‌های ما بود و آمریکا با وجود استفاده از تجهیزات پیشرفته، نتوانست به خواسته‌های خود برسد» . ایشان ریشه این پیروزی را در اتحاد مردم ایران دانستند؛ اتحادی که ضرورت‌ و اهمیت آن و تأثیری که در شکست دشمن داشته و دارد، مجددا مورد تأکید قرار گرفت .

این شکستِ پیرامونی، معنایی راهبردی دارد؛ معنایی که رهبر انقلاب سال‌ها پیش آن را در قالب «جنگ نامتقارن اراده‌ها» توضیح داده بودند. ایشان در 3 خرداد 1395 در تبیین منطق این نبرد فرموده بودند: «با استکبار جهانى در حال جنگ نامتقارنیم ؛ ممکن است او یک امکاناتى داشته باشد که ما نداشته باشیم امّا ما هم امکاناتى داریم که او ندارد؛ توکّل، اعتماد به خدا، اعتماد به پیروزى نهایى، اعتماد به قدرت انسان، به قدرت اراده‌ى انسان مؤمن؛ این را ما داریم؛ در جنگ نامتقارن اراده‌ها هستند که با هم مى‌جنگند». در جنگ 12 روزه نیز همین منطق تحقق یافت . اراده‌ای که سست نشد، اراده ملت ایران بود.

به همین ترتیب، رهبر انقلاب بخشی از این شکست را در «بی‌آبرویی اخلاقی و رسانه‌ای دشمن» ارزیابی کردند. شکستی که پیش از این نیز طعم تلخ آن را از مقاومت دلیرانه مردم مظلوم اما مقتدر و مقاوم غزه چشیده بودند. «در فاجعه غزه، رژیم غاصب به‌شدت بی‌آبرو شد و آمریکا هم که کنار آن قرار گرفت، بی‌آبرو شد» .

رهبر معظم انقلاب اسلامی دلایل این ‌بی آبرویی را اولا در خوی استکباری آمریکا می‌دانند که تصور می‌کند جهان همچنان عرصه جولان زورگویان و قلدران است. در حالی که بر خلاف این تصور باطل رهبر فرزانه انقلاب در 19 دی ماه 1383بیان کرده بودند: «دوران زورگویی و قلدرى در باطن انسانها و در باطن عالم به‌سر آمده.» ثانیا علت دیگر بی‌آبرویی آمریکا را باید در روحیه مداخله‌گرانه سیاستمداران آمریکایی دید که تلاش می‌کنند با مداخله‌گری‌های خود، هم برای ملت آمریکا و هم سایر ملت‌های دنیا هزینه ایجاد کنند.

«دخالتهای آمریکا در نقاط مختلف عالم هم یکی از عواملی است که روزبه‌روز آمریکا را در دنیا بیشتر منزوی میکند؛ ولو حالا رؤسای بعضی از کشورها تملّق او را بگویند امّا در میان ملّتها، روزبه‌روز آمریکا را منفورتر میکند. هر جا که دخالت کرده یا جنگ‌افروزی است یا نسل‌کشی است یا ویرانی و آوارگی است؛ اینها نتایج ورود آمریکا است. »(6/9/1404)

نمونه برجسته این مداخله‌گری‌هایی که منجر به بی آبرویی آمریکا شده است را در قضیه اوکراین شاهد بوده و هستیم. رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به مداخله‌گری‌های آمریکا در قضیه اوکراین در سخنرانی نوروزی خود در سال 1402 فرموده بودند: « مقدّمات این جنگ را در واقع آمریکا به وجود آورد؛ الان هم بیشترین سود را، بیشترین بهره را آمریکا از جنگ اوکراین می‌برد. مردم اوکراین بیچاره‌ها دچار مشکل‌اند، سودش را کارخانجات اسلحه‌سازى آمریکا می‌برند؛ لذا با اتمام جنگ اوکراین همراهى نمی‌کنند.»

رهبر انقلاب در بیانات اخیرشان نیز با برجسته‌سازی ناتوانی و ناکامی در حل مشکل اوکراین مصداق دیگری از این بی آبرویی را به رخ دشمن کشیده و فرمودند: «می‌گفتند سه‌روزه مسأله را حل می‌کنیم اما بعد از دو سال ناکام ماندند‌.»(06/09/1404)

شکست مفتضحانه اسرائیل و آمریکا در جنگ تحمیلی 12 روزه علیه ملت ایران مصداق بارز دیگری از چنین بی‌آبرویی است. جنگ 12 روزه، تنها یک تحرک نظامی نبود، بلکه صحنه‌ای برای سنجش دوباره استحکام اراده ملی ایران بود؛ اراده‌ای که نه‌فقط در میدان نظامی بلکه در میدان معنوی، اجتماعی و سیاسی نیز جریان دارد که نتیجه آن بی‌آبرویی دیگری برای آمریکا رقم زد و به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی :«آمدند شرارت کنند؛ کتک خوردند و رفتند

آنچه از فحوای بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌توان دریافت این است که سهم بزرگی در بی‌آبرو ساختن آمریکا مرهون «مقاومت» و زنده بودن روحیه مقاومت در ملت ها و جهانی شدن فرهنگ مقاومت است که جلوه‌های آن در اعتراضات مردم و خصوصا جوانان کشورهای غربی مشاهده شد. مقاومتی که در دامان انقلاب اسلامی متولد شد، رشد کرد، استحکام یافت و به تعبیر قرآن «فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ » شده‌است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات اخیر خود رمز دوام و بقای روحیه مقاومت را که زادگاه آن در ایران اسلامی‌ است، در زنده بودن بسیج و نشاط بسیجیان و عمل بسیجی یعنی عملِ باایمان، باانگیزه، باهمّت و باغیرت دانسته و فرمودند: «جریان مقاومت در زادگاه خود که ایران اسلامی است، باید بماند؛ بایستی نسل به نسل، دست به دست بگردد و پیش برود و روزبه‌روز هم ان‌شاءالله قوی‌تر و کامل‌تر بشود. بنابراین هر سال ما باید بیش از سال قبل، از بسیج تمجید کنیم، تقدیس کنیم و در بین جوانان کشورمان، جوانان آماده‌به‌کار کشور، آن را ترویج کنیم. با زنده بودن بسیج، مقاومت زنده میماند. اگر بسیج سرحال باشد، بانشاط باشد، زنده باشد، آن پدیده‌ی مقاومت در مقابل زورگویان عالم، در مقابل ستمگران عالم، زنده خواهد ماند و رشد خواهد کرد و مستضعفان عالم احساس پشت‌گرمی خواهند کرد.»

بسیج دست پرقدرت انقلاب اسلامی است که توانسته است با زنده بودن خود و حفظ شاخص‌های اصلی بسیج سیلی‌های محکم به استکبار جهانی بزند و برای ملت ایران و سایر ملت‌های مظلوم امنیت آفرین باشد.

برای دفع شرارت‌های دشمن امروز بیش از پیش به بسیج و بسیجیان نیازمندیم. باید وجودشان را قدر دانست و بر صدر نشاند.

انتهای پیام/

 

 

منابع خبر:‌ © ‌خبرگزاری تسنیم

 

دکمه بازگشت به بالا