مهمترین مطالبات مردم چهارمحال و بختیاری از رئیسجمهور چیست؟

سفر رئیس جمهور به استان چهارمحال و بختیاری، برای مردمی که سالها میان ظرفیتهای بالقوه و محرومیتهای بالفعل زیستهاند، اهمیت نمادین ندارد، بلکه آزمونی جدی برای میزان تحقق عدالت، کارآمدی و شنیدهشدن مطالبات مناطق کمتردیدهشده کشور است. این استان نه در حاشیه جغرافیایی ایران قرار دارد و نه در حاشیه نقشآفرینی ملی، اما در عمل، سهم آن از توسعه متوازن کمتر از انتظار و ظرفیتهایش بوده است.
چهارمحال و بختیاری استانی است که همزمان «منبع» است و «محروم»؛ منبع آب، نیروی انسانی، کشاورزی، طبیعت و امنیت غذایی، اما محروم از زیرساختهای پایدار، فرصتهای شغلی کافی و مسیرهای توسعه بلندمدت. همین تناقض، مطالبات مردم را از سطح درخواستهای مقطعی فراتر برده و به مطالبهای ساختاری تبدیل کرده است.
این گزارش، تلاش دارد مهمترین مطالبات مردم استان را بر پایه واقعیتهای میدانی، تجربه زیسته شهروندان و تحلیلهای کارشناسی، شفاف و بدون اغراق مطرح کند؛ مطالباتی که پاسخ به آنها میتواند مسیر اعتماد عمومی و توسعه متوازن را هموار کند.
1. راهآهن؛ مطالبهای قدیمی، وعدهای ناتمام
پروژه راهآهن چهارمحال و بختیاری سالهاست به نماد وعدههای نیمهتمام تبدیل شده است. استانی که هنوز به شبکه ریلی کشور متصل نیست، عملاً از یکی از مهمترین ابزارهای توسعه اقتصادی، صنعتی و گردشگری محروم مانده است. این محرومیت، فقط یک ضعف زیرساختی نیست، بلکه مانعی جدی در مسیر سرمایهگذاری و رقابتپذیری استان به شمار میرود.
تأخیرهای مکرر در تکمیل این پروژه، بیش از آنکه فنی باشد، ریشه در ضعف تصمیمگیری، ناپایداری تأمین اعتبار و تغییر اولویتها دارد. مردم استان بهدرستی میپرسند چرا پروژهای با این سطح از اهمیت، سالهاست میان پیشرفتهای مقطعی و توقفهای طولانی در نوسان است و هیچ افق زمانی روشنی برای بهرهبرداری آن اعلام نمیشود.
مطالبه مردم از دولت چهاردهم، نه صرفاً اعلام درصد پیشرفت، بلکه تعهد روشن به تأمین اعتبار، زمانبندی مشخص و پاسخگویی شفاف است. راهآهن برای چهارمحال و بختیاری، یک پروژه عمرانی نیست؛ یک مسیر نجات اقتصادی است.
2. آب شرب؛ بحران در استانی که سرچشمه است
چهارمحال و بختیاری بهعنوان یکی از سرچشمههای اصلی آب کشور، امروز با بحران آب شرب دستوپنجه نرم میکند؛ بحرانی که در برخی شهرها و دهها روستا، به وابستگی به تانکرهای آبرسانی انجامیده است. این وضعیت، برای مردمی که خود را حافظ منابع حیاتی کشور میدانند، تلخ و ناعادلانه است.
مشکل آب استان، صرفاً کمبود منابع نیست؛ بلکه ترکیبی از مدیریت ناپایدار، فرسودگی شبکهها، اولویت نداشتن پروژههای داخلی و تصمیمگیریهای فرامنطقهای است. ادامه این روند، نهتنها امنیت اجتماعی، بلکه سلامت عمومی و پایداری سکونت در روستاها را تهدید میکند.
مردم انتظار دارند در سفر رئیس جمهور، تأمین پایدار آب شرب استان بهعنوان یک خط قرمز ملی تعریف شود. تکمیل پروژههای آبرسانی نیمهتمام، اصلاح شبکههای فرسوده و پایان دادن به وابستگی روستاها به تانکر، مطالبهای فوری و غیرقابل تعویق است.
3. مسکن ملی؛ امیدی که در انتظار مانده است
طرحهای مسکن ملی برای بسیاری از خانوادههای چهارمحال و بختیاری تنها شانس خانهدار شدن بوده است، اما تأخیرها، افزایش هزینهها و ابهام در زمان تحویل واحدها، این امید را فرسوده کرده است. بسیاری از متقاضیان، پس از پرداخت آورده، همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرند.
مشکل اصلی، فقط کمبود منابع مالی نیست؛ بلکه نبود برنامه شفاف، ضعف نظارت بر اجرا و ناتوانی در هماهنگی میان دستگاههای مسئول است. نتیجه آن شده که مسکن ملی، بهجای تبدیل شدن به ابزار آرامش اجتماعی، به منبع نگرانی تبدیل شده است.
مطالبه مردم از دولت، شفافسازی وضعیت پروژهها، تعیین زمانبندی واقعی و حمایت عملی از اقشار متوسط و ضعیف است. مسکن، پایه امنیت روانی و اجتماعی خانوادههاست و تأخیر در آن، هزینهای فراتر از عدد و رقم دارد.
4. وام ازدواج؛ صفهای طولانی، آیندههای معلق
جوانان چهارمحال و بختیاری در شرایطی برای تشکیل خانواده اقدام میکنند که هزینههای ازدواج افزایش یافته و حمایتهای مالی با تأخیرهای جدی مواجه است. صفهای طولانی دریافت وام ازدواج، عملاً این سیاست حمایتی را از کارکرد اصلی خود دور کرده است.
تأخیر در پرداخت وام، فقط یک مشکل بانکی نیست؛ بلکه عاملی مؤثر در افزایش سن ازدواج، کاهش نرخ تشکیل خانواده و تعمیق ناامیدی اجتماعی است. جوانان احساس میکنند در اولویت سیاستگذاری قرار ندارند.
انتظار مردم این است که دولت، با تخصیص منابع کافی، اصلاح فرآیندها و الزام بانکها به پاسخگویی، این گره را باز کند. حمایت از ازدواج، سرمایهگذاری بلندمدت اجتماعی است، نه هزینه کوتاهمدت.
5. تورم، بیکاری و آینده مبهم جوانان
نرخ بیکاری بالا و فرصتهای شغلی محدود، جوانان استان را به مهاجرت ناخواسته به سمت دیگر استانها سوق داده است. این مهاجرت، به معنای خروج سرمایه انسانی و تضعیف آینده توسعه استان است. چهارمحال و بختیاری با وجود ظرفیتهای کشاورزی، گردشگری و صنعتی، هنوز در ایجاد اشتغال پایدار برای جوانان دچار مشکل است.
تورم نیز فشار مضاعفی بر خانوادهها وارد کرده است. افزایش هزینههای زندگی، بدون رشد متناسب درآمد، کیفیت زندگی را کاهش داده و تابآوری اجتماعی را فرسوده است.
مطالبه مردم، برنامه مشخص برای اشتغال جوانان، حمایت از تولید محلی و مهار تورم در سطح معیشت واقعی است. بدون این سه مؤلفه، هیچ طرح توسعهای به نتیجه نخواهد رسید.
6. عدالت منطقهای و توسعه زیرساختها
احساس نابرابری در توزیع منابع ملی، یکی از عمیقترین مطالبات مردم چهارمحال و بختیاری است. این احساس، حاصل مقایسه شاخصهای توسعه، زیرساختها و خدمات عمومی با استانهای دیگر است؛ مقایسهای که اغلب به ضرر این استان تمام میشود.
عدالت منطقهای به معنای توزیع مساوی منابع نیست، بلکه به معنای جبران عقبماندگیها بر اساس شرایط واقعی است. استانهای کوهستانی و محروم، برای رسیدن به سطح متوسط توسعه، نیازمند حمایت هدفمندتر هستند؛ امری که تاکنون بهطور کامل محقق نشده است.
مردم از شما انتظار دارند عدالت منطقهای را به سیاست عملی تبدیل کنید؛ با اصلاح فرمولهای بودجهای، اولویت دادن به زیرساختهای پایه و نظارت مستمر بر تحقق وعدهها. تحقق این مطالبه، نهتنها برای چهارمحال و بختیاری، بلکه برای اعتماد ملی ضروری است.
حرف آخر آنکه، جناب آقای رئیس جمهور، سفر شما به چهارمحال و بختیاری، فرصتی استثنایی برای عبور از وعدههای تکراری و ورود به مرحله تصمیمهای ماندگار است. مردم این استان، بیش از هر چیز، خواهان تصمیمهای شفاف، زمانمند و قابل پیگیری هستند. پاسخ به این مطالبات، میتواند نقطه آغاز فصل جدیدی از توسعه متوازن و اعتماد اجتماعی باشد.