مزاحمتی که برای زن جوان داشتم رنگ خون گرفت

تحقیقات تخصصی پلیس منجر به شناسایی و دستگیری عامل این درگیری مرگبار شد. متهم در بازجوییها به وارد کردن ضربه چاقو اعتراف کرد و مدعی شد تصور نمیکرده این درگیری به مرگ طرف مقابل منجر شود. جسد مقتول برای معاینات تخصصی به پزشکی قانونی منتقل شده و متهم برای ادامه روند قضایی در اختیار پلیس قرار دارد. تحقیقات درباره ابعاد پنهان پرونده ادامه دارد.
گفتوگو با متهم
– چه شد که با مقتول درگیر شدی؟- با چند نفر از دوستانم توی پارک نشسته بودیم. مزاحم یک زن شدیم که مقتول ما رو دید و شروع کرد اعتراض کردن. مزاحمتی که برای زن جوان داشتم رنگ خون گرفت
– بعدش چه اتفاقی افتاد؟- بین ما مشاجره لفظی پیش اومد، ولی مردم وساطت کردن و دعوا خوابید. مقتول رفت خونهش.
– پس چرا دوباره قرار درگیری گذاشتید؟از طریق یکی از دوستان مشترک، شمارهش رو پیدا کردم. با هم تلفنی فحاشی کردیم و قرار گذاشتیم دوباره همدیگه رو ببینیم.
– روز حادثه چه شد؟هر دومون به پارک اومدیم. درگیری شدید شد. من چاقو همراهم بود، توی دعوا یه ضربه زدم و فرار کردم.
-میدانستی ضربه مرگبار بوده است؟- نه، فکر میکردم زنده میماند؛ به همین دلیل نه از تهران خارج شدم و نه مخفی شدم.
– کی فهمیدی که او فوت کرده؟- روز دستگیری. همون موقع فهمیدم یه نفر رو به قتل رسوندم.
– الان چه احساسی داری؟- خیلی پشیمونم… کاش اون روز اصلاً درگیر نمیشدم.