استراتژی مقاومت فعال در یمن

شواهد میدانی حاکی از آن است که شبهنظامیان جنوب، تحت حمایت مستقیم امارات، اقدام به اشغال مناطقی از استانهای المهره و حضرموت کردهاند. المهره که دومین استان بزرگ یمن از نظر وسعت است، نهتنها مرز مشترک حیاتی با عمان دارد و بر بخشهایی از دریای عرب مسلط است، بلکه حضرموت، با دارا بودن تقریباً 36 درصد از مساحت کشور و مهمتر از آن، تمرکز حدود 80 درصد از ذخایر نفت و گاز یمن، اهداف اصلی این مداخلات هستند.
این اقدامات مستقیماً در راستای سیاست کلان امارات برای دستیابی به سیطره ژئوپلیتیکی بر مناطق کلیدی یمن، از جمله جزیره استراتژیک سقطری، قابل تحلیل است.
اشغال این مناطق، این گمانه را تقویت میکند که شبهنظامیان وابسته به شورای انتقالی جنوب، در ادامه روند پیشرویهای خود، ممکن است مناطق تحت کنترل نیروهای ملی (انصارالله) را نیز هدف قرار دهند. تجربه نشان داده این گروهها پس از اشغال المهره، به حرکت خود به سمت حضرموت ادامه دادند و بعید است به این دستاوردها اکتفا کنند.
برخی تحلیلگران این پیشرویها را با مدلهای سقوط سریع در سایر درگیریهای منطقهای مقایسه کردهاند؛ اما چنین مقایسهای، واقعیت میدانی یمن را نادیده میگیرد.
برخلاف تضعیف و پراکندگی در جبهههای دشمن، وضعیت داخلی مقاومت یمن از جمله انسجام نیروهای مسلح و حمایت گسترده مردمی، بهمراتب قویتر و پایدارتر است. این ساختار منسجم به مقاومت این امکان را داده است که نهتنها در برابر تهاجمات خارجی ایستادگی کند، بلکه نقش اساسی در خنثیسازی تلاشهای دشمنان برای تجزیه و ایجاد شکاف در بافت اجتماعی یمن ایفا نماید.
توان نظامی و اطلاعاتی نیروهای مقاومت، که از مکتب “دفاع فعال” پیروی میکنند، نشان میدهد که هرگونه تلاش برای تغییر موازنه قوا از طریق اشغال نظامی، با هزینه بسیار بالایی برای متجاوزان همراه خواهد بود.
قدرت مقاومت یمن در رصد دقیق و مهار تحرکات و توطئههای دشمنان، از جمله عربستان و امارات و همچنین صیانت از وحدت ملی در برابر عوامل فرقهگرا و تجزیهطلب، ستون اصلی استقلال و حاکمیت این کشور است. هرگونه تلاش برای اشغال منابع یا مناطق استراتژیک، با واکنش قاطع مقاومت روبهرو خواهد شد که نشان از عمق بلوغ سیاسی و نظامی این جریان در مقابله با سناریوهای پیچیده منطقهای دارد.
این قدرت مقاومت، تضمینکننده آیندهای درخشان برای یمنیها خواهد بود.