اقتصاد رهاشده، اعتراض طبیعی و آشوب هدایت‌شده؛ 3 ضلعی امروز

آنچه این روزها در خیابان‌ها و فضای عمومی کشور شاهدش هستیم، صرفاً یک اعتراض لحظه‌ای یا هیجانی نیست.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از شیراز، غلامی عضو هیئت رئیسه مجمع جهادگران استان فارس و مدیر قرارگاه جهادی انقلابیون شهرستان داراب در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری تسنیم گذاشت، به بررسی اعتراضات این روزها در شهرهای مختلف پرداخت که متن این یادداشت بدین شرح است:

آنچه این روزها در خیابان‌ها و فضای عمومی کشور شاهدش هستیم، صرفاً یک اعتراض لحظه‌ای یا هیجانی نیست و نمی‌توان آن را از بستر واقعی فشارهای اقتصادی جدا کرد. این تحولات، محصول تقاطع یک اقتصاد در بحران و بهره‌برداری هدفمند از نارضایتی‌های اجتماعی است؛ وضعیتی که درک نکردنش، هم تحلیل ما را مخدوش می‌کند و هم می‌تواند تصمیم‌گیری‌ها را پرهزینه کند.

اقتصاد ایران سال‌هاست با چالش‌های ساختاری عمیق دست‌وپنجه نرم می‌کند. تورم بالا، کاهش قدرت خرید، نوسانات شدید ارزی و سیاست‌های غیرقابل پیش‌بینی، زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده و امنیت روانی طبقه متوسط را به شدت کاهش داده است. در چنین شرایطی، بروز اعتراض اجتماعی نه غیرمنتظره است و نه غیرطبیعی؛ بلکه واکنشی منطقی به فشارهای انباشته‌ای است که راه تخلیه رسمی و مؤثر برای آن‌ها پیش‌بینی نشده است.

با این حال، اعتراض اقتصادی زمانی مسیر خود را از دست می‌دهد که به رفتارهای تخریبی و خشونت‌آمیز تبدیل شود. مشاهدات میدانی نشان می‌دهد که در مدت کوتاهی، تجمع‌های پراکنده به کنش‌هایی هماهنگ و الگو‌مند تغییر شکل داده‌اند؛ از تکرار شعارهای یکسان گرفته تا تخریب اموال عمومی و مقابله با نیروهای انتظامی. این روند، نشانه روشن گذر اعتراض از مرحله طبیعی و خودجوش به آشوب هدایت‌شده است.

تجربه‌های گذشته نیز نشان داده‌اند که بحران‌های اقتصادی، بستر بسیار مناسبی برای عملیات روانی و سیاسی هستند. جریان‌های معارض نه با خلق نارضایتی، بلکه با بهره‌برداری از نارضایتی واقعی، تلاش می‌کنند خشم اجتماعی را از مسیر عقلانی خارج کنند. بزرگ‌نمایی مشکلات، القای بن‌بست مطلق و تزریق ناامیدی، ابزارهایی است که اعتراض مشروع را به رفتار پرهزینه و بی‌نتیجه تبدیل می‌کند.

نحوه واکنش حاکمیت نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت این بحران دارد. تقلیل مسئله‌ای پیچیده و چندبعدی به صرفاً یک موضوع امنیتی، ممکن است در کوتاه‌مدت وضعیت را کنترل کند، اما در بلندمدت شکاف دولت و جامعه را عمیق‌تر می‌کند. همان‌قدر که خشونت و آشوب غیرقابل دفاع است، بی‌عملی در اصلاح ساختارهای اقتصادی، تصمیمات ناگهانی و فقدان گفت‌وگوی صادقانه نیز آسیب‌زننده است.

خطای رایج دیگر، دوگانه‌سازی میان مردم و نظام است؛ گویی یا معترض‌اند یا آشوبگر. واقعیت اما پیچیده‌تر است. اکثریت جامعه نه آشوب‌طلب‌اند و نه بی‌تفاوت؛ آن‌ها خواهان ثبات، امنیت اقتصادی و آینده‌ای روشن هستند. تفکیک دقیق میان اعتراض مشروع و آشوب هدایت‌شده، شرط لازم برای سیاست‌گذاری عقلانی و روایت رسانه‌ای مسئولانه است.

در نهایت، راه مدیریت پایدار چنین بحران‌هایی، اصلاح واقعی سیاست‌های اقتصادی است. کنترل تورم، کاهش شوک‌های سیاستی، شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها و گفت‌وگوی صادقانه با مردم، تنها مسیری است که می‌تواند اعتراض مشروع را در مسیر درست نگه دارد و فرصت سوءاستفاده از رنج مردم را از بین ببرد. بدون این اصلاحات، اقتصاد ملتهب هر بار می‌تواند جرقه‌ای برای آشوب‌های پرهزینه‌تر و گسست اجتماعی شود.

 

©‌ وبانگاه > خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا