فداکاری 140 رزمنده برای نجات 5 هزار نیروی محاصرهشده

سردار رضا میرزایی، مسئول مجمع راویان دفاع مقدس کشور نیز در گفت و گو با خبرنگار تسنیم در همدان به جزئیات اجرای این عملیات پرداخت.
تسنیم: در ابتدا بفرمایید زمینه و شرایط عملیات «مطلعالفجر» چه بود و دشمن در منطقه گیلانغرب چه هدفی را دنبال میکرد؟
میرزائی: در سال 1359 و همزمان با آغاز تهاجم سراسری ارتش رژیم بعث عراق، یکی از اصلیترین محورهای هجوم دشمن، منطقه استراتژیک گیلانغرب بود. ارتش متجاوز عراق با هدف اشغال سرزمینهای اسلامی و نفوذ به عمق خاک کشورمان، تلاش داشت از مرز عبور کرده و ابتدا پاسگاههای مرزی را تصرف کند و سپس شهر گیلانغرب را به اشغال خود درآورد. آنها پیش از هجوم سراسری نیز تلاش کرده بودند میزان آمادگی نیروهای ما را بیازمایند و حدود 15 روز قبل و در 16 شهریور1359 ، پاسگاه مرزی خان لیلی را اشغال کرده بودند تا جای پایی در منطقه باز کنند.
با آغاز جنگ رسمی، لشکر چهار زرهی عراق از همین نقطه به سمت جاده قصرشیرین ـ گیلانغرب پیشروی کرد و حتی تا دروازههای شهر نیز رسید.با وجود فشار و برتری تسلیحاتی دشمن، رزمندگان ارتش و سپاه در کنار عشایر غیور منطقه و مردم بومی اعم از زن و مرد، در برابر هجوم دشمن ایستادگی کردند و با ایجاد مواضع دفاعی، سنگربندی و حتی هدایت آب به مسیر حرکت دشمن برای ایجاد باتلاق، مانع سقوط شهر شدند. دشمن اگرچه نتوانست وارد شهر شود، اما بهصورت هلالی اطراف گیلانغرب را در اختیار گرفت و توپخانه خود را به سمت شهر روانه کرد . همین مسئله ضرورت طراحی عملیاتی برای عقب راندن دشمن از اطراف شهر و پایاندادن به آتش مداوم بر روی شهر گیلانغرب را به یک اولویت جدی تبدیل کرد.تسنیم: چرا نام «مطلعالفجر» برای این عملیات انتخاب شد و فرماندهی آن برعهده چه کسانی بود؟
میرزائی: این عملیات به دلیل توکل و امیدهی رزمندگان به نصرت الهی و با الهام از مفاهیم قرآنی، «مطلعالفجر» نام گرفت؛ فجر به معنای دمیدن روشنایی و نویدبخش پیروزی بود و رزمندگان امیدوار بودند که آغاز این عملیات، سرآغاز شکست دشمن و رفع تهدید از شهر گیلانغرب باشد. عملیات بهصورت مشترک توسط سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی طراحی و در منطقه گیلانغرب اجرا شد. مسئولیت هدایت عملیات بر عهده قرارگاه «سُنبله» از سوی سپاه و قرارگاه «ذوالفقار» از سوی ارتش بود و سرداران بزرگی همچون شهید محمد بروجردی و سردار سیدیحیی رحیمصفوی از طرف سپاه و امیر سپهبد شهید علی صیادشیرازی از طرف ارتش نقشآفرینی میکردند.
برای هدایت دقیقتر میدان نبرد، منطقه عملیاتی به دو محور تقسیم شد و فرماندهان برجستهای از جمله سرداران داریوش ریزه وندی ، ابراهیم هادی و صفر خسروان مسئولیت هدایت این محورها را برعهده داشتند. در این عملیات یگانهای متعددی از سپاه استان کرمانشاه، سپاه آذربایجان شرقی، نیروهای عشایری و همچنین تیپ 58 ذوالفقار و تیپ هایی از لشکر 81 زرهی ارتش و گردانی از ژاندارمری حضور داشتند. نیروهای جهاد سازندگی نیز با وجود امکانات محدود آن دوره، عهدهدار ساخت راه، خاکریز و استحکامات دفاعی شدند و نقشی مؤثر در پشتیبانی عملیاتی داشتند.
تسنیم: هدف اصلی عملیات چه بود و رزمندگان در محورهای مختلف چگونه وارد عمل شدند؟
میرزائی: منطقه عملیاتی به دو محور عمده تقسیم شد. در محور یکم ؛ هدف ؛ آزادسازی دشت گیلانغرب و ارتفاعات مهم چرمیان، شیاکوه، چغالوند و تپه گچی بود. محور دوم نیز مأموریت آزادسازی ارتفاعات صعبالعبور و صخرهای اطراف تنگقاسمآباد، تنگ کورک و تنگ حاجیان را برعهده داشت که همچون دیواری طبیعی بر منطقه اشراف داشتند. عملیات با رمز مبارک «یا مهدی ادرکنی(ع)» بامداد 20 آذرماه 1360 آغاز شد و تا 30 آذر ادامه یافت. هدف اصلی عملیات ، عقب راندن دشمن از اطراف شهر گیلان غرب و پایان دادن به آتش توپخانه آنها بر روی این شهر بود.
در محور یکم، رزمندگان با رعایت اصل غافلگیری و پس از عبور از میدانهای مین، موفق شدند به عمق عقبه دشمن نفوذ کنند. حدود پنج هزار نفر از نیروها با ستونهای منظم و بیصدا تا کیلومترها در پشت خطوط دشمن پیش رفتند و ضربات اساسی به دشمن وارد آوردند ؛ اما در محور دوم، به علت صخرهای و تیغهای بودن ارتفاعات و مقاومت شدید دشمن، پیشروی بهکندی صورت گرفت و نیروها تلفات زیادی دادند. همین عدم پیشروی موجب شد که عقبه نیروهای محور اول بهتدریج توسط دشمن بسته شود و حدود پنج هزار رزمنده به مدت شش شبانه روز در محاصره کامل قرار بگیرند.
تسنیم: این محاصره چه پیامدی داشت و چه تصمیم مهمی برای نجات رزمندگان اتخاذ شد؟
میرزائی: با طولانی شدن مدت محاصره، حلقه محاصره تنگتر شد و آب، آذوقه و مهمات رزمندگان رو به پایان رفت. در چنین شرایطی فرماندهان ارشد ــ از جمله شهید محمد بروجردی، سردار رحیمصفوی و شهید صیادشیرازی ــ در قرارگاه به این نتیجه رسیدند که تنها راه شکستن محاصره، اجرای یک عملیات شهادتطلبانه در ارتفاعات تنگ کورک است تا دشمن احساس خطر کرده و نیروهای خود را از محاصره عقب بکشد.
بدین ترتیب تصمیم گرفته شد گروهی محدود اما شهادت طلب بهعنوان نیروی خطشکن وارد عمل شوند و با تصرف این ارتفاعات، راه رهایی حدود پنج هزار رزمنده محاصره شده را باز کنند.
برای این مأموریت خطیر از نیروهای استان همدان درخواست کمک شد. شهید محمود شهبازی، فرمانده وقت سپاه همدان و سرداران شهید حاج حسین همدانی ؛ حاج علی شادمانی و بنده در کنار دیگر فرماندهان، پس از بررسی ؛ شرایط مسئولیت تأمین این نیروی شهادت طلب را پذیرفتیم ؛ این تصمیم، برگ زرینی از ایثار و روحیه سلحشوری رزمندگان اسلام بود که با آگاهی از احتمال شهادت، برای نجات همرزمان خود قدم در میدان نبرد گذاشتند.
تسنیم: چه شد که نیروهای استان همدان مأموریت خطشکن شدن در تنگ کورک را پذیرفتند و این عملیات چگونه طراحی شد؟
میرزائی: پس از آنکه فرماندهان به این جمعبندی رسیدند که تنها راه نجات حدود پنج هزار رزمنده محاصرهشده ؛ اجرای یک عملیات شهادتطلبانه در ارتفاعات تنگ کورک است، موضوع با فرماندهان سپاه استان همدان مطرح شد. در ابتدا شهید حاج محمود شهبازی با توجه به عملیات 11 شهریور 1360 شهیدان رجایی و باهنر قراویز که سه ماه قبل در جبهه ی سرپل ذهاب انجام شده و تعداد 62 نفر از رزمندگان اسلام به شهادت رسیده بودند ؛ نگرانیهایی را مطرح کرد، اما هنگامی که متوجه شد این اقدام میتواند جان هزاران رزمنده را نجات دهد، با توکل به خدا مسئولیت این مأموریت شهادت طلبانه را پذیرفت. سرداران شهید حاج حسین همدانی ؛ حاج علی شادمانی و بنده و دیگر فرماندهان همدانی نیز با روحیهای ایمانی و عاشورایی در کنار ایشان ایستادیم .
قرار بر این شد که حدود 140 تا 150 نفر از بهترین رزمندگان شهادت طلب ، با علم و آگاهی نسبت به خطرهای جدی این مأموریت، به ارتفاعات تنگ کورک حمله کرده و آن را به مدت 24 تا 48 ساعت حفظ کنند. اشراف این ارتفاع بر عقبه دشمن بهگونهای بود که با تصرف آن، ارتش عراق احساس خطر میکرد و ناچار میشد برای حفظ خطوط خود، حلقه محاصره نیروهای ما را رها کرده و به سمت این ارتفاعات عقبنشینی کند. به این ترتیب، این گروه اندک عملاً طعمه و سپر نجات حدود پنج هزار رزمنده محاصرهشده میشدند.
تسنیم: اجرای این مأموریت چگونه انجام شد و چه تأثیری بر روند عملیات داشت؟
میرزائی: نیروهای همدانی با آمادگی کامل روحی و معنوی و با نیت خالصانهای که در فرهنگ جبههها رایج بود، وارد عملیات شدند. هدف آنان شکستن زنجیر محاصره و نجات جان برادران خود بود. این نیروها در شب به مواضع دشمن نزدیک شدند و با حملهای شهادت طلبانه موفق به تصرف بخشهای مهمی از ارتفاعات تنگ کورک شدند و سپس با وجود برتری آتش دشمن ؛ با تمام توان مواضع خود را حفظ کردند.
همین اقدام، معادله نبرد را تغییر داد. ارتش عراق که خود را در معرض محاصره دید، مجبور شد برای حفظ خطوط پشتیبانی و عقبه خود، بخشی از نیروهایش را از محاصره شده ها عقب بکشد. این مسئله باعث شد حلقه محاصره نیروهای ما بهتدریج گشوده شود و بخش قابلتوجهی از رزمندگان اسلام از خطر اسارت یا شهادت حتمی نجات پیدا کنند. بدون شک این عملیات، جلوهای آشکار از روحیه سلحشوری، ایثارگری، فداکاری و ایمان رزمندگان اسلام بود.
تسنیم: با توجه به این فراز و فرودها، جمعبندی شما از عملیات «مطلعالفجر» و دستاوردهای آن چیست؟
میرزائی: عملیات مطلعالفجر اگرچه با سختیها و شهادت جمعی از رزمندگان اسلام همراه بود، اما از نظر نظامی و معنوی نقطه عطفی در دفاع مقدس بهشمار میرود. این عملیات توانست بخش قابلتوجهی از ارتفاعات مشرف به گیلانغرب را از کنترل دشمن خارج کند و عملاً رزمندگان در محاصره دشمن را نجات دهد. علاوه بر این، روحیه مقاومت و همبستگی میان نیروهای ارتش، سپاه، عشایر و مردم بومی در این عملیات جلوهای ویژه یافت و نمونهای ماندگار از همافزایی ملی را به نمایش گذاشت.
از همه مهمتر، فداکاری نیروهای شهادتطلبی که برای شکستن محاصره پا به میدان گذاشتند، نشان داد که رمز پیروزی ملت ایران، ایمان، ایثار و توکل به خداست . عملیات مطلعالفجر تنها یک عملیات نظامی نبود، بلکه نمادی از طلوع امید، مقاومت و باور به یاری الهی در یکی از حساسترین مقاطع جنگ تحمیلی بهشمار میرود.
تسنیم: جدایی شما از همرزمانی که در عملیات باقی ماندند چه حال و هوایی داشت و سرنوشت آنان چه شد؟
میرزائی: وقتی مأموریت ما پایان یافت و مجبور شدیم از ارتفاع جدا شویم، در حالیکه بسیاری از دوستان و همرزمان مان در همانجا شهید یا مجروح شده بودند، حال و هوایی بسیارغم انگیزی داشتیم. پیکر مطهر بسیاری از آنان به دلیل شدت درگیری و تسلط دشمن ، تا تیرماه 1361 بر روی ارتفاعات و در زیر آفتاب سوزان باقی ماندند ؛ پس از آنکه ارتش بعثی عراق ناچار به عقبنشینی شد، ما بازگشتیم و تنها استخوانهای این شهداء را از ارتفاعات سخت تنگ کورک جمعآوری کردیم.
از یک سو خوشحال بودیم که حدود پنج هزار رزمنده از محاصره نجات یافتند، اما از سوی دیگر دلمان بهشدت غمگین بود که تعداد زیادی از بهترین یاران مان را در ارتفاع صعبالعبور تنگ کورک جا گذاشتیم. تنها دلگرمی ما این بود که وظیفه خود را انجام داده بودیم و با نیت شهادت به میدان رفته بودیم؛ گرچه قسمت چنین شد که ما برگردیم و آن 120 نفر به افتخار شهادت نائل شوند.
در میان تمام آن شرایط، تنها توانستیم یکی از مجروحان به نام جلیل سوری را که پایش هم قطع شده بود ؛ در حالیکه سردار شهید حاج حسین همدانی او را بر دوش داشت، نجات دهیم. در بازگشت نیز مورد استقبال گرم سردار شهید حاج حمد محمود شهبازی ؛ سردار شهید محمد بروجردی ، سردار سرلشکر سید یحیی رحیمصفوی و شهید سپهبد علی صیاد شیرازی قرار گرفتیم.
تسنیم : در لحظات آخر نبرد ؛ چه فضایی حاکم بود ؟ آیا فرصتی برای خداحافظی یا صحبت میان نیروها پیش آمد؟
میرزائی: خیر؛ واقعاً هیچ فرصتی نبود. دشمن از هر سو ما را زیر آتش گرفته بود. صدای پیوسته غرش توپخانه، رگبار سلاحها و باران گلوله، مجال شنیدن صدای یکدیگر را از ما گرفته بود. دید محدود بود و حتی در چند متری همدیگر را نمیدیدیم. دشمن به ما نزدیک شده و نبرد تن به تن شکل گرفته بود. حتی امکان پرتاب نارنجک هم نبود؛ چون ترکشش به خودمان هم میرسید.
هرکس تنها سعی میکرد مقاومت کند؛ یا بماند و بجنگد یا به شهادت برسد. سرمای هوا هم به حدی بود که حتی نتوانستم اورکتم را که یک متر آنطرفتر افتاده بود بردارم؛ چون میدانستم همان لحظه هدف قرار میگیرم. شدت میدان مین، آتش و درگیری به حدی بود که برخی از نیروها در همان مسیر حرکت بر اثر انفجار مین به شهادت رسیدند و امکان عقبنشینی منظم عملاً وجود نداشت.
آغازی بر یک تصمیم دلی
تسنیم: این عملیات چطور شکل گرفت و نقش نیروهای همدان چه بود؟
میرزائی: در اینجا بود که اول صحبت دلی مطرح شد. سردار شهید محمد بروجردی می توانست دستور بدهد و سردار محمود شهبازی هم فقط بگوید چشم؛ اما خواستند از دلها شروع شود. وقتی شهبازی موافقت کرد، بروجردی دستور داد همهی نیروهای سپاه بجز روابطعمومیبه جبهه گیلان غرب اعزام شوند تا عملیات آغاز گردد.
حدود 300 نفر از نیروهای همدان آمدند. تعدادی هم که من فرماندهشان بودم ، از جبهه سرپلذهاب آوردم و به پادگان ابوذر بردیم و سامان دادیم. از میان این 300 نفر، 150 نفر نیروی زبده جدا کردیم و به منطقه گیلان غرب، روستای دیرنثار بردیم و آماده عملیات شدیم .
سه گروه تشکیل شد؛ یکی به فرماندهی من، یکی به فرماندهی فتحالله شیریان و دیگری به فرماندهی امیر چلویی. البته شیریان و چلویی قبل از ورود کامل به چرخه عملیات مجروح شدند و عملاً هدایت هر سه گروه با بنده بود. سرداران حاج حسین همدانی و حاج علی شادمانی هم فرماندهی هدایت عملیات را به عهده گرفتند ؛ سردارحاج محمود شهبازی فرمانده سپاه بود اما اجازه ندادیم جلو بیاید؛ گفتیم از عقب ما را مدیریت کند.
مأموریتی بدون بازگشت
تسنیم: عملیات دقیقاً چگونه آغاز شد و هدف چه بود؟
میرزائی: با توکل بر خدا حرکت کردیم بهسمت منطقهای صعبالعبور. اگر همین امروز هم کسی برود، عبور از آن صخرهها ممکن نیست. در شب 27 آذر حرکت کردیم با هدف عملیات استشهادی؛ یعنی قرار نبود برگردیم. مأموریت این بود که ارتفاعات تنگه کورک را بگیریم تا عقبه دشمن بسته شود و آن حدود 5 هزار رزمنده محاصره شده آزاد شوند.
هیچ غذایی نبردیم. کولهها فقط پر از مهمات بود. حدود 140 نفر تحت مدیریت من حرکت کردیم. ارتفاع را گرفتیم و بلافاصله سرداران حاج حسین همدانی و محسن حاج بابا که اهل کرج بود رسیدند . با اجرای آتش، عقبه عراقیها را بستیم. دشمن که دید عقبش بسته شده ، محاصره شده ها را رها کرد و آمد به سمت ما و ما را محاصره کردند اما همان موقع، آن حدود 5 هزار رزمنده آزاد شدند.
از 140 نفری که رفتهبودیم ، فقط 20 نفر سالم برگشتیم . من هم به لطف خدا جزو این 20 نفر بودم. سردار همدانی هم مجروح شد، اما با همان حال یک مجروح به نام جلیل سوری را که پایش قطع شده بود، روی دوش گرفت و از محاصره بیرون آورد.
تسنیم: وقتی فهمیدید که حدود 5 هزار نفر آزاد شدند اما خودتان در محاصرهاید، چه احساسی داشتید؟
میرزائی: ما از اول آگاهانه پذیرفته بودیم که ممکن است شهید شویم. وقتی گفتند محاصرهشدگان آزاد شدهاند، از یک طرف خوشحال بودیم که هدفمان محقق شد؛ از طرف دیگر آماده شهادت بودیم. 120 نفر از نیروهای ما شهید یا زخمی شدند و ما 20 نفر باقی مانده بودیم که مقاومت میکردیم.
کار به نبرد تنبهتن رسید.حتی توپخانه خودی هم چون فکر میکردند همه ما شهید شدهایم روی سر ما آتش میریخت. با این حال کوتاه نیامدیم و جنگیدیم تا راهی برای نجات باز شد. خیلیها همانجا شهید یا اسیر شدند؛
حماسهای شبیه کربلا
تسنیم: فضای روحی رزمندگان و دیدگاه فرماندهان درباره این عملیات چه بود؟
میرزائی: حاج حسین همدانی خود شهادتین را گفته بود و با وجود جراحت، تا آخر مقاومت کرد.و حاج علی شادمانی هم در سمت دیگر تا پای جان مقاومت کرد؛ هیچیک قصد تسلیم نداشتیم. عزم جمعی ما این بود که یا شهید شویم و یا مأموریت را به انجام برسانیم.
بعدها فرماندهان بزرگی چون سرداران صفوی، شادمانی، بروجردی ؛ صیاد شیرازی و متوسلیان درباره این عملیات گفتند که تنگه کورک شبیه کربلا بود؛ محاصره کامل، کمبود امکانات و فداکاری بینظیر رزمندگان اسلام در تاریخ دفاع مقدس ماندگار خواهد شد؛ سردار علی شادمانی گفت، در طول جنگ، عملیاتی به درخشندگی تنگه کورک ندیدم.
20 بازگشته از دل آتش
تسنیم : در این عملیات چه تعداد از رزمندگان شهید و مجروح شدند و سرنوشت شما و همرزمانتان چه شد؟
میرزایی: در مجموع، در عملیات مطلعالفجر حدود 750 نفر شهید و 1600 نفر مجروح شدند. از این آمار تعداد 58 شهید و 96 مجروح متعلق به استان همدان می باشد ؛ از تعداد 140 نفر گروه ما، فقط 20 نفر سالم برگشتیم. 20 نفری که سالم مانده بودیم، به پیشنهاد فرماندهان برای تجلیل، به زیارت حرم امام رضا (ع) اعزام شدیم.
مصاحبه از: حاجی قربان قنبری خرم و فرناز خوششنو
