“شکرگزاری” واجبی فراموش شده

به قول جناب سعدی:
هر نفسی که فرو میرود، مُمدِّ حیات است و چون برمیآید، مُفَرِّحِ ذات؛
پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
از دست و زبان که برآید
کز عهدهٔ شکرش به درآید؟
«اِعمَلوا آلَ داودَ شُکراً وَ قَلیلٌ مِن عِبادِیَ الشَّکور»
اما صد حیف که این حرفها گاهی بیشتر جلوهای شعری و شعاری پیدا میکند، غافل از اینکه شکرگزاری یک رکن تأثیرگذار در میزان رضایتمندی از زندگی است.
اینکه ذهن انسان چطور فکر کند دست خود انسان است، اما اینکه از هر نوع فکر چه برداشت و نتیجهای گرفته شود، گاهی در اختیار ما نیست. اگر خوب فکر کنیم، لاجرم نتایج و احساسات خوب دریافت میکنیم.
به جای تمرکز بر کاستیهای موجود در زندگی، از تکنیک شکرگزاری استفاده کنیم؛ تمرکز بر نعمتهایی که خدا داده است، از داشتن جسم سالم و برخورداری از دستوپا و چشم و گوش و زبان و هزاران ریزهکاری که خداوند هنرمندانه در بدن انسان قرار داده، تا برخورداری از والدین و فرزندان، از داشتن شغل و سرپناه و همسر، تا حتی برخورداری از نعمتهایی مانند ایمان و عقیده و فرهنگ.
نعمتهایی که آنقدر بزرگاند و آنقدر فراگیر که دیده نمیشوند. فکر کردن به آنها، شمردنشان و شکرگزاری از خداوند به خاطر داشتنشان، پیش از هر چیز ذهن انسان را از تمرکز بر کاستیها و نقاط منفی، به داشتههای مثبت منتقل میکند. چند لحظه بیشتر طول نمیکشد که یک آدم ناراحت، خستهدل و افسردهرو، به انسانی سرزنده و شاداب تبدیل شود.
شکرگزاری، ادبی در مقابل خالق هستی و سایر مخلوقات خدا، واجبی است که باید بیشتر درباره آن سخن گفت و بیشتر بر آن تمرکز کرد. تمرین شکرگزاری و دیدن نعمتهای موجود در زندگی میتواند یک تکنیک کارآمد باشد که با تمرین روزانه قابل دسترسی است.
اثر شکرگزاری، طبق گفته قرآن، توسعه و رشد فردی و اجتماعی است؛ هم نعمت زیاد میشود و هم انسان بزرگتر میشود و قلبش وسعت بیشتری پیدا میکند:
«لَئِن شَکَرتُم لَأَزیدَنَّکُم…»
یادداشت از: مجتبی ربانیپور، پژوهشگر مباحث دینی