امام خامنهای نسل جوان امروز را نسلی بریده از ارزشها نمیدانند

موسوینیا: امام خامنهای در حال شکلدهی به یک حافظه تاریخی هستند
بخش نخست این نشست با ارائه حسین ملکزاده، پژوهشگر دانشگاه جامع امام حسین علیهالسلام همراه بود. در این قسمت، منطق قرآنی جهاد، نسبت اقدام انسانی با نصرت الهی، جایگاه شهادت در منظومه فکری اسلام و انقلاب، و همچنین ضرورت تبیین انگیزههای ایثار و شهادت برای نسل امروز با تمرکز بر شرایط روز جامعه مورد بررسی قرار گرفت.
ملکزاده در ابتدای اظهارات خود، ضمن مرور آیات قرآن کریم حول موضوع جهاد، این آیات را در سه دسته «امر به جهاد»، «اهداف جهاد» و «نصرت الهی پس از جهاد» صورتبندی کرد و گفت: قرآن کریم، جهاد را صرفاً به عنوان توصیهای اخلاقی یا تاریخی مطرح نمیکند، بلکه آن را به منزله مسیر الهیِ هدفمند رشد انسانها معرفی میسازد که با اقدام انسان آغاز میشود و به نصرت الهی میانجامد.
او با استناد به آیاتی که جهاد را میدان آزمون معرفی میکنند، افزود: قرآن کریم، تصریح میکند که مسیر عاقبت بخیری انسانها از آزمایش الهی و جهاد میگذرد و این یکی از اصلیترین عرصههای سنجش ایمان و صدق انسانهاست. در منطق قرآن، خداوند ابتدا فرمان حرکت میدهد و از انسان انتظار دارد گام اول را علیرغم سختیهای ظاهری موجود بردارد؛ هنگامی که این گام برداشته شد، وعده نصرت الهی تحقق خواهد یافت.
ملکزاده در ادامه با استناد به آیه 24 سوره مبارکه توبه، به تبیین جایگاه جهاد در منظومه ارزشی اسلام پرداخت و اظهار داشت: در این آیه، قرآن کریم جهاد را در بالاترین سطح ترجیحات ایمانی قرار میدهد؛ بهگونهای که اگر دلبستگیهایی مانند: خانواده، فرزند، خویشاوندان، اموال و تجارت از خدا، پیامبر(ص) و جهاد در راه خدا محبوبتر شوند، این ترجیح بهعنوان نشانهای از انحراف در ایمان معرفی میشود. این بیان قرآنی نشان میدهد که جهاد نه یک امر مقطعی یا وابسته به شرایط خاص، بلکه شاخصی تعیینکننده در سنجش صدق ایمان و میزان پایبندی انسان به شریعت اسلامی است و بیتوجهی به آن، خروج از مسیر هدایت الهی را به دنبال خواهد داشت.
او سپس به مفهوم «احدیالحُسنیین» پرداخت و خاطرنشان کرد: قرآن کریم برای مجاهدان، دو سرانجام نیک ترسیم میکند؛ یا پیروزی و یا شهادت. در هر دو حالت، انسان مجاهد در مسیر حق، متضرر نشده است. همین منطق در سیره امام خمینی(ره) نیز دیده میشود؛ ایشان با اعتقاد عمیق به «احدیالحسنیین» حرکت میکرد و چه پیروزی ظاهری و چه شهادت، هر دو را تحقق تکلیف الهی میدانست.
ملکزاده در بخش دیگری از اظهارات خود، ضمن استناد به آیات 169 تا 171 سوره آلعمران، به تبیین نگاه قرآن به شهادت پرداخت و گفت: قرآن، نگاه رایج به مرگ را درباره شهدا بهکلی تغییر میدهد و تصریح میکند که شهدا زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میخورند. بر اساس آیات کلامالله، شهدا علاوه بر برخورداری از حیات برتر، نقش «بشارتدهنده» و «تسکین بخشی» به بازماندگان را دارند و به مجاهدان در مسیر جهاد، پیام امید و اطمینان را منتقل میکنند.
این پژوهشگر ضمن نقد تحلیلهای صرفاً مادی از شهادت تصریح کرد: قرآن کریم اجازه نمیدهد که شهادت با محاسباتی از جنس «اگر فلان اتفاق نمیافتاد، شهادت رخ نمیداد» تحلیل شود؛ چراکه حیات، مرگ و شهادت در مدار اراده الهی معنا پیدا میکنند و باید از منظر توحیدی به آنها نگریست.
او ضمن تبیین سیره رهبر معظم انقلاب در تکریم شهدا اذعان داشت: از دوران دفاع مقدس تا حوادث گوناگون سالهای اخیر، رهبر فرزانه انقلاب همواره بلافاصله پس از وقوع حوادث برای اشخاص، با خانواده شهدا دیدار کردهاند یا از طرق مختلف پیامهای امیدبخش، دلجویی و تفقدشان را به آنان رساندهاند. این رویکرد، امتداد سنت نبوی و علوی در تکریم شهدا و خانوادههای آنان است.
ملکزاده سپس با اشاره به بیانات اخیر رهبر انقلاب در دیدار با دستاندرکاران کنگره شهدای استان البرز، بر ضرورت تبیین اجتماعی انگیزههای جهاد و شهادت تأکید کرد و گفت: رهبر معظم انقلاب بر این نکته تصریح دارند که جامعه باید بداند چه منطق و انگیزهای درون یک جوان شکل میگیرد که او را آگاهانه به میدان جهاد میکشاند و این مسیر را تا مرز شهادت ادامه میدهد. رهبر انقلاب این انگیزهها را به صورت روشن صورتبندی کردهاند و از مؤلفههایی همچون شوق لقاءالله، احساس تکلیف دینی و درک ضرورت مقابله با دشمن نام بردهاند؛ مؤلفههایی که نشان میدهد شهادت نه یک کنش احساسی یا تصادفی، بلکه حاصل انتخابی آگاهانه و ریشهدار در باورهای دینی و انقلابی است و تبیین این منطق برای افکار عمومی، بهویژه نسل جوان، یک ضرورت فرهنگی محسوب میشود.
این محقق با اشاره به برخی شبهات درباره گریه و بزرگداشت شهدا به دیدگاه شهید مطهری در این زمینه اشاره کرد و گفت: گریه برای شهید به معنای حسرت خوردن بر یک فقدان نیست، بلکه برای زنده نگه داشتن راه و روحیه شهدا در جامعه است؛ امری که به استمرار فرهنگ ایثار و مقاومت کمک میکند.
او افزود: رهبر معظم انقلاب در دیدار با دستاندرکاران کنگرههای شهدا، همانند دیدار با اقشار مختلف، ابتدا ظرفیتهای آن استان را شناسایی و برجسته میکنند. استان البرز به دلیل ترکیب جمعیتی متنوع و حضور اقوام مختلف از سراسر کشور، ظرفیت ویژهای برای «ضریبدهی فرهنگی» دارد؛ به این معنا که اثرگذاری فرهنگی در این استان میتواند بهواسطه بازگشت ساکنان به استانهای مبدأ در سطح ملی تکثیر شود. توجه رهبر انقلاب به چنین ظرفیتهایی نشاندهنده نگاه دقیق و مسئلهمحور ایشان به جغرافیای فرهنگی کشور است و این یکی از ظرایف مهم بیانات اخیر معظمله محسوب میشود.
ملکزاده در پایان، ضمن اشاره به نگاه رهبر فرزانه انقلاب به نسل جوان، تأکید کرد: برخلاف برخی القائات، مقام معظم رهبری جوانان امروز را نسلی بریده از ارزشها نمیدانند. در شرایطی گستردگی هجمههای فرهنگی و رسانهای، وجود جوانانی که همچنان پای دین، هیئت و باورهای دینی ایستادهاند، نشانه ظرفیتهای عمیق فرهنگی در جامعه است. از اینرو داوری درباره نسل جوان باید واقعبینانه و دور از نگاه صفر و صدی باشد و این ظرفیتها باید در مسیر جریانسازی فرهنگی و انقلابی بهکار گرفته شوند.
دومین بخش از نشست تحلیلی «رهنما» با ارائه دکتر علی دهچالی، مدرس و پژوهشگر دانشگاه جامع امام حسین علیهالسلام همراه بود. در این بخش نیز با توجه به بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب، نقش آیتالله میلانی در احیای حوزه علمیه مشهد و نسبت این شخصیت با حرکت انقلابی حضرت امام خمینی (ره) مورد بررسی قرار گرفت.
دهچالی در آغاز ارائه خود ضمن اشاره به تعبیر صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه «حوزه علمیه مشهد مدیون آیتالله میلانی است»، تأکید کرد: این تعبیر ناظر به یک واقعیت تاریخی مشخص است و نباید بهصورت کلی یا تعارفگونه فهم شود.
او با مرور کوتاهی از وضعیت تاریخی حوزه علمیه مشهد بیان کرد: در مقطعی از تاریخ معاصر، حوزه علمیه مشهد از جایگاه علمیِ اثرگذار خود فاصله گرفته و بخش قابل توجهی از طلاب، این شهر را صرفاً محل گذراندن دروس مقدماتی میدانستند و برای ادامه تحصیل راهی نجف یا اصفهان میشدند. این وضعیت، بهویژه پس از فشارهای دوران پهلوی و واقعه گوهرشاد، تشدید شد و حوزه علمیه مشهد بیش از برخی حوزههای دیگر تحت محدودیت قرار گرفت.
به گفته دهچالی، در چنین فضایی ورود آیتالله میلانی به مشهد مقدس، نقطه عطفی در وضعیت حوزه علمیه این شهر محسوب میشود؛ حضوری که به تعبیر ارائهدهنده، موجب «دمیده شدن روح تازه» در حوزه علمیه و بازیابی بخشی از ظرفیتهای علمی و اجتماعی آن شد و این نکتهای است که رهبر فرزانه انقلاب هم بر آن تأکید دارند.
دهچالی در ادامه به نامههای آیتالله میلانی اشاره کرد و آنها را اسنادی مهم برای فهم موضعگیریهای ایشان در مقاطع حساس دانست و در اینباره گفت: در این نامهها، به فضای فشار بر حوزه، محدودسازی فعالیتهای دینی و نگرانی نسبت به آینده جامعه اسلامی اشاره شده و ادبیات نامهها نشاندهنده حساسیت جدی نسبت به سرنوشت دین و نهضت است.
این پژوهشگر همچنین به بخشهایی از مکاتبات اشاره کرد که ناظر به مسئله تبعید امام خمینی(ره) و دغدغهمندی نسبت به نحوه مواجهه با این وضعیت است و سپس افزود: در این نامهها، علاوه بر نگرانی نسبت به اصل تبعید، مسئله انسجام نیروهای مذهبی و پرهیز از ایجاد شکاف نیز برجسته شده است.
دهچالی با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب درباره کنگرهها و بزرگداشتها تصریح کرد: از نگاه رهبری، بزرگداشت شخصیتها زمانی معنادار است که به شناخت دقیق و احیای میراث علمی و فکری آنان منجر شود و صرفاً در حد برگزاری مراسم باقی نماند. رهبر معظم انقلاب در موارد مختلف تأکید کردهاند که کار فرهنگی باید اثر داشته باشد و به مسئله زمان و اقتضائات آن توجه کند.
این محقق در پایان با تأکید بر ضرورت دقت در تحلیل شخصیتهای تاریخی گفت: فهم نقش آیتالله میلانی، نیازمند توجه همزمان به اسناد، شرایط زمانی و محدودیتهای دوره پهلوی است و نباید با روایتهای سادهسازیشده یا قضاوتهای شتابزده به این مقطع تاریخی نگریست.