ذوعلم: جوانان برای کنشگری حول بیانیه گام دوم منتظر مسئولین نباشند

عدالت و تقوا رمز عبور از فتنه در جنگ نرم دشمن
با این مقدمه در مجال پیشرو به سراغ حجتالاسلام علی ذوعلم، رئیس اندیشگاه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی رفتهایم و با او درباره سیر تطور و تحول ایران اسلامی از زمان صدور بیانیه تا به امروز و مسیر هفتسالهای که طی شده است، به گفتوگو نشستهایم.
در ادامه، منتخبی از این گفتوگو را میخوانید:
بیانیه گام دوم و تسهیل حضور جوانان در میدان
بیانیه گام دوم در ذات خود، کنشی بسیار موثر و فعال در راستای تحکیم و تثبیت جهتدهی به انقلاب بود؛ یعنی بعضی از مفاهیم و مضامین موجود در بیانیه با نفس صدور آن محقق شد. یکی از مضامین، این بود که انقلاب ادامه دارد، آینده دارد، انقلاب برای چله دوم خود دیدگاه دارد و چشماندازی ترسیم کرده است، اینکه جوانان باید میداندار باشند و مردم، حرکت مجددی را مبتنی بر خودسازی انقلابی و حضوری موثرتر نسبت به چله نخست انقلاب آغاز کنند. بنابراین، بیانیه صرفاً یک بیانیه نبود که حاکی از اعلام موضع باشد، بلکه به خودی خود یک کنشگری مؤثر بود و ما تاثیر حقیقی آن را به عینه دیدیم. صدور بیانیه در فضایی که شبهه، تردید و حتی اختلاف درباره اصل انقلاب میان برخی از نیروهای انقلابی شکل گرفته بود، توانست چشمانداز بسیار روشنی را ترسیم کند و به این موارد پایان دهد و در باب یکی از پیامهای اصلی بیانیه که عبارت از حضور جوانان در آینده بود نیز مؤثر واقع شد؛ یعنی شما دیدید که پس از صدور بیانیه، مجلس جوانی شکل گرفت و حضور نیروهای جوان انقلابی در دولت شهید رئیسی ثمره فضاسازی و گفتمانسازیهای بیانیه بود. تداوم توجه ویژه به جوانان متعهد، دانا و توانمند در عرصههای مختلف -حتی پس از دولت شهید رئیسی- هم امتداد همین جهتگیری بود. بنابراین بیانیه کار جدی خود را انجام داد. اما در باب اینکه مخاطبان بیانیه باید چه کاری انجام میدادند، باید بیشتر تامل کرد.
.
بیانیه تاریخ انقضا ندارد
جوانان، مخاطبان اصلی بیانیه بوده و هستند؛ بدینمعنا بیانیه همواره جاری است و هر زمان که مخاطب بخواهد آن را بخواند و به عنوان نسخهای عملی مورد توجه قرار دهد، مجال هست. پس بیانیه به هیچ وجه، زمانمند نیست و سررسید خاصی ندارد؛ اگرچه در قسمتهایی از آن بیان شده است که ما در چله دوم باید کار معینی را انجام دهیم اما این سخن بدین معنا نیست که پس از چله دوم باید کار دیگری را انجام داد. بیانیه یک صورتبندی عمیق اندیشهای از انقلاب اسلامی ارائه کرده، مسیری راهبردی، کلان و پایدار برای کشور ترسیم ساخته و نیروی جوانی که با ارادهمندی خود باید در این مسیر قرار بگیرد را هم مورد توجه قرار داده است. پس ترسیم مسیر روشن آینده در بیانیه به 40 سال محدود نمیشود. همانگونه که در بیانیه هم آمده، ما تا زمان ظهور حضرت حجت (ارواحنا فداه) جهادی طولانی و همیشگی را در پیش خواهیم داشت.
.
دو اتفاق مهمی که هنوز درباره بیانیه رخ نداده است
اما درباره جوانان که مخاطبان اصلی بیانیه هستند، هنوز دو اتفاق رخ نداده است؛ یکی اینکه هنوز جوانان در سطحی گسترده و فراگیر، پیام بیانیه را دریافت نکردهاند. البته طیفهایی از جوانان ما در گوشه و کنار کشور به بیانیه توجه کردهاند اما هنوز کسر گستردهای از جوانان هستند که از تلقی بیانیه نسبت به خودشان مطلع نیستند و ما نتوانستهایم این پیام را به آنها برسانیم. اتفاق دوم، این است که جوانان هنوز به نقش جدی خود در عرصه کنشگری و اینکه ما میتوانیم، وقوف عمیقی پیدا نکردهاند. گویا منتظرند جماعتی که عهدهدار برخی از امور هستند، پیشقدم شوند و با تشریفات، جوانان را جایگزین خود کنند. در این میان، گاهی تصورات اداری و بروکراتیک هم مداخله کرده است؛ بدین معنا که گویی ایفای نقش جوانان در حالتی اتفاق میافتد که درصدی از کارشناسان، مدیران کل یا مسئولان را جوانان تشکیل دهند که این هم تصور کاملی نیست. روحیه اندیشهورزی درباره آینده و طراحی روشهایی که بتواند تأثیرگذاری و مطالبهگری جوانان را در آینده بیشتر کند، هنوز در میان طیف گستردهای از آنها شکل نگرفته است و در این زمینه همچنان جای کار وجود دارد.
.
نکته بعدی، ناظر به مسئولین و کل نظام حکمرانی کشور است که اگرچه بیانیه آنها را به صورت مستقیم، مخاطب خود قرار نداده و سندی رسمی و ابلاغی خطاب به آنها محسوب نمیشود اما دهها مطالبه، نقد و هشدار به کنشگران نظام حکمرانی کشور در آن مستتر است یا مورد تصریح قرار گرفته که مسئولین کمتر به آنها توجه داشتهاند.
.
فهم کامل بیانیه توسط مسئولین و نظام حکمرانی ضروری است
پس در تحلیل نهایی باید گفت که بیانیه در زمینه کنشگری، امیدآفرینی و ایجاد چشماندازی برای آینده کاملاً موفق بوده است. در بخش جوانان هم به طور نسبی تلاشهای خوبی انجام شده است؛ به خصوص توسط حلقههای میانی در گوشه و کنار کشور ازجمله روستاها و نقاط دورافتاده. حتی جمعهایی را میبینیم که بدون توقع و خودنمایی، کارهای جدی و اثرگذاری انجام دادهاند. اما ناظر به مخاطبان در نظام حکمرانی هنوز باید کارهای خیلی زیادی انجام شود تا مضامینی که به عنوان هشدار، مطالبه یا راهنمایی خطاب به آنهاست، به صورت کامل فهم شود و مبنای عملشان قرار گیرد.
نقش موثر تشکلهای دانشجویی، طلبگی و دانشآموزی در تبیین بیانیه
بیانیه یک فکر است؛ بنابراین باید به خوبی فهم شود. حال، میتوان پرسید که بسترهای فهم یک فکر چیست؟ آیا ابلاغ رسمی است؟ برگزاری رویداد یا مسابقه است؟ آوردن آن فکر در کتابهای درسی و تبدیل به دروس رسمی است یا هیچیک از اینها نیست؟ بلکه باید در فضای آزاداندیشی، گفتوگو و به تعبیر حضرت آقا در فضای فکرورزی مورد تبیین قرار گیرد؟ محور اولین همایش اندیشگاه گام دوم انقلاب اسلامی که در سال 1400 برگزار شد، جهاد تبیین و نسبت آن با بیانیه گام دوم بود؛ یعنی به نظر میرسد آنچه بیش از هر چیز به عنوان امری کلان، ریشهای و بسیار جامع باید متعلَق جهاد تبیین قرار گیرد، خود بیانیه است. بیانیه چقدر تبیین شده است؟ گاهی تبیین بیانیه به عنوان امری رسمی، درسی و کلاسی قلمداد میشود که این تصور هم به خودی خود، مضر و مخل هدف است. تبیین، امری تدریجی است. برداشت ما این است که پس از صدور بیانیه، عکسالعمل رسانهای رسمی توام با هیجان و احساسات ابراز شد و پس از آن تا حدی فروکش کرد که البته با فراگیری کرونا هم همزمان بود. اکنون پس از گذشت قریب به هفت سال، به نظر میرسد که فضای فهم عمیق بیانیه در مسیر رشد قرار دارد و این بسیار مبارک است. با وجود این، زمینهسازی بسیار مهم است. در این راستا تشکلهای دانشجویی، طلبگی و دانشآموزی میتوانند بسیار موثر عمل کنند. برای مثال، طی دو سه سال اول در اتحادیه انجمن اسلامی دانش آموزان، کارهای خوبی انجام شد و بعد هم ادامه پیدا کرد اما هنوز نتوانسته روشها و قالبهای مناسبی را ابداع و ارائه کند. در دانشگاهها هم نهاد نمایندگی کارهای خوبی انجام داده است و گزارش خوبی هم ارائه کردهاند اما هنوز تشکلهای دانشجویی در حد ظرفیت بیانیه درگیر کار نشدهاند. از دستگاههای رسمی وفعالان فضای مجازی هم انتظار میرود که بیش از این وارد میدان شوند و بستر شکلگیری گفتوگو، نقد، بررسی و کاوش فکری حول بیانیه را تسهیل سازند. کارهای خوبی انجام شده اما هنوز در حد گستره کمی جوانان ما و عمق کیفی بیانیه نیست و در این زمینه جای کار بسیاری وجود دارد.
ترسیم آیندهای عینی، عملیاتی و قابل دسترس در بیانیه
یک سؤال جدی باید برای همه جوانها مطرح شود؛ اینکه که ما به کجا میرویم و آینده ایران چیست؟ برای پیدا کردن پرسش این پاسخ، اگر به بیانیه مراجعه کنیم، میبینیم که حضرت آقا یک آینده کاملا عملیاتی، کاربردی و در دسترس را مطرح ساختهاند. پس بیانیه، نسخهای برای ترسیم آینده است؛ البته نه آیندهای ذهنی و دور از دسترس، بلکه آیندهای کاملا عینی. برخی به دلیل مرور سریعشان بر بیانیه، تصور کردند که بیانیه فقط نگاهی آرمانی را مطرح کرده است؛ در حالی که اینطور نیست. بیانیه در بخشهای اقتصاد، اخلاق و معنویت، استقلال و آزادی، در بخش توصیهها، در زمینه تبیین چارچوب اندیشهای، معرفتی و ارزشی انقلاب اسلامی حرفهای زیادی برای گفتن دارد که کاملا عملیاتی است. بنابراین باید با بسترسازی و ایجاد فضاهایی که بتواند جوانان را درگیر با بیانیه کند، کار را دنبال کرد. زمانی خطاب رهبر معظم انقلاب به تشکلهای دانشجویی این بود که شما با خود دانشجویان مخاطبه کنید. به تعبیر بنده درهای تشکلهای دانشجویی باید باز شود و در ساحت اندیشه، به شهامت و قوتی برسند که بتوانند در این زمینه با هر دانشجویی از هر افق فکری، گفتوگو کنند و جاذبهای بسازند که دیگر دانشجویان هم به میدان بیایند. به جز طیف بسیار اندکی از جوانان که ممکن است مواضع ایدئولوژیک ضدانقلاب داشته باشند (البته همینها هم اگر در بستری مناسب گفتوگو قرار بگیرند، یخشان آب میشود)، میتوان همه جوانان را درگیر بیانیه کرد. چهبسا مقصد بیانیه هم همین باشد که جوانان را با واقعیات کشور و آینده انقلاب درگیر کند و آنها به عنوان نیروی پیشبرنده انقلاب، نقش خود را به رسمیت بشناسند و وارد میدان شوند. در این صورت، رشد، پیشرفت و تحول مطلوبی که انتظار داریم، در جامعه رخ خواهد داد.
.
نقشآفرینی کمرنگ شورای عالی انقلاب فرهنگی و دیگر دستگاهها
ما چند دستگاه کلان سیاستگذار داریم که باید بیش از این خودشان را مخاطب بیانیه تلقی میکردند و به میدان میآمدند اما ورود بسیار کمرنگی داشتند. از نظر بنده اولین مجموعه، شورای عالی انقلاب فرهنگی است. انتظار این بود که شورا یک سند فکری و اندیشهای متفاوت با گذشته از بیانیه استخراج کند و بر اساس آن، حرکت خود را بازتعریف سازد اما هنوز چنین اتفاقی رخ نداده است. هرچند پس از صدور بیانیه، تحولی ساختاری در دبیرخانه شورا شکل گرفت اما از جنس بروکراتیک و نظام اداری بود نه تحولی در عرصه اندیشه انقلاب اسلامی. آقایان دکتر عاملی و دکتر خسروپناه به عنوان دبیران شورای عالی انقلاب فرهنگی زحمت کشیدند و کارهای خوبی انجام دادند اما خود شورا آنچان که باید وارد نشده است.
.
دومین مجموعه، مجمع تشخیص مصلحت نظام است که انتظار میرفت در زمینه سیاستگذاریهای کلان، بهخصوص در عرصههای فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی پای کار بیاید و برای برخی از آسیبها و راهکارهای جدی و البته دشواری که رهبر معظم انقلاب در بخش اقتصاد بیانیه مطرح کردهاند، سیاستگذاری کند اما نسبت به این مهم، کمتوجه بوده است.
مجموعه بعدی، مرکز الگوی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است. بیانیه گام دوم به یک معنا کمک گفتمانی بسیار عمیق و موجهی را نسبت به سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ارائه کرد. البته در این مجموعه هم دوستان زحمت میکشند و مدعی هستند که آخرین نسخهای که از الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ارائه کردهاند با بیانیه همسوست اما از نظر ما همچنان نکات الهامبخش فراوانی وجود دارد که میتواند در نسخه آخر مورد توجه قرار گیرد.
علاوه بر سه مجموعه مذکور، سه مجموعه بسیار مهم آموزشی و تربیتی هم در کشور داریم که انتظار میرفت جدیتر از این به بیانیه ورود کنند. یکی وزارت آموزش و پرورش است. البته تلاشهایی کردهاند؛ مثلا دبیرخانه تشکیل دادند و رویدادهایی برگزار کردند اما درباره اینکه برای تحول در آموزش و پرورش چه دلالتهایی در بیانیه وجود دارد و چه الهامبخشیهایی میتوان از آن داشت، هنوز اتفاقی نیفتاده است.
.
در وزارت علوم، دانشگاهها و حوزههای علمیه ما هم باید بیانیه به مراتب جدیتر اینها گرفته میشد و همچنان جای کار زیادی وجود دارد. بنابراین سه مجموعه موثر در نظام آموزشی و تربیتی کشور هم آنچنان که باید از بیانیه بهره نگرفتهاند.
خلاء رسانه ملی در انتقال عمق فکری رهبر انقلاب به مخاطبان
رسانه ملی ما در نسبت بیانیه، کارهای زیادی انجام داده اما تلقی ما این است که هنوز آن نگاه عمیق فکری شکل نگرفته و در زمینه اتخاذ روشهایی که بتوانند عمق فکری حضرت آقا در بیانیه را به مخاطب منتقل کنند، خلاء بسیار زیادی وجود دارد.
در مجموعههای غیردولتی یا غیررسمی هم باید کارهای زیادی صورت میپذیرفته و تصور ما این است که نمایندگان رهبر معظم انقلاب در استانها باید تلاش بیشتری را مصروف میکردند تا هم زمینه ورود تشکلهای جوان به بیانیه فراهم شود، هم جوانان احساس حمایت پیدا کنند و هدایت شوند و هم نوعی همافزایی میانشان شکل بگیرد تا بتوانند اهداف بیانیه را در سطح استان محقق سازند.
.
شکلگیری اندیشکدههای استانی گام دوم با راهبری نمایندگان ولیفقیه
بکارگرفتن دستگاههای دولتی، مردمی و معتمدان محلی هم اقدام مهم دیگری است که باید انجام شود. اگر معتمدان مردم به میدان بیایند، میتوانند زمینه حضور و اعتماد مضاعف مردم را فراهم آورند. در همین راستا ما تقریبا از سه سال قبل، ایده شکلگیری اندیشکدههای استانی گام دوم را مطرح کردیم؛ بدینمعنا که در هر استان با راهبری و مسئولیتپذیری نماینده ولی فقیه، کمک و همکاری نزدیک استاندار و بکارگیری مجموعههای موثر، برای گام دوم استان فکر و مشخص شود آن استان در آینده برای حرکت در مسیر پیشرفت کشور ذیل بیانیه با چه چالشهایی مواجه است و چه نیازها و خلاءهایی دارد. ما معتقدیم که اگر اندیشکدههای استانی به عنوان نهادهایی مردمی، انقلابی و کاملا مستقل شکل بگیرند، میتوانند به مجلس و دولت کمک زیادی بکنند، به بهبود فرایند جامعهپردازی و کاهش منازعات بیهودهای که معمولاً بهواسطه برخوردهای جناحی در سطح استان شکل میگیرند، کمک کنند. اکنون بعضی استانها در حال ایجاد اندیشکدههای گام دوم هستند اما روند کلی با تأخیر و کندی پیش میرود. شاید ثمره این تاخیر و کندی به خروجی پخته، واقعی و ریشهدارتری منجر شود.
.
همچنین به نظر میرسد اگر مجموعههای انقلابی مثل بسیج، قرارگاه بقیهالله (ارواحنا فداه) و امثالهم نیز دریافت عمیقتری از مضامین، راهنماییها و دلالتهای بیانیه داشتند، روند کار به مراتب بهتر جلو میرفت. البته هنوز هم فرصت باقیست و حرف ما این است که این اتفاقات همین حالا هم میتواند رخ دهد.
اندیشگاه بیانیه گام دوم و تسهیلگری در باب اندیشهورزی حول بیانیه
بعد از صدور بیانیه بنا به انتظاری که در جامعه وجود داشت و مسئولیتی که دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آقا برعهده داشتند، مجموعهای در قالب ستاد پیگیری شکل گرفت و حدودا طی دو سال، کارهایی انجام شد. به تدریج، دوستان به این نتیجه رسیدند که ستاد پیگیری و ساختارهایی از این قبیل، نمیتوانند کمک چندانی به پیشبرد اهداف بیانیه کنند و برای این منظور، باید یک اندیشگاه و مرکز اندیشهورزی ایجاد شود. بنابراین از 7 مهر سال 1399 اندیشگاه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی با معونهای بسیار اندک و متشکل از جمعی که درباره بیانیه بیندیشند و زمینه اندیشهورزی و تسهیلگری در اینباره را فراهم کنند، شکل گرفت. اعضای اندیشگاه، جمعی جوان، تحصیلکرده، علاقهمند، اهل فکر و قلم هستند که بدون هرگونه چشمداشت مادی کارهای تخصصی خود را انجام میدهند. بحمدالله، اندیشگاه توانسته سطحی از توانمندی را برای تبیین بیانیه و پیشبرد فهم آن فراهم کند. بدین معنا که دوستان ما پس از یک دوره کار و فکر و مطالعه و مباحثه، اکنون آمادگی لازم را دارند که در مراکز دانشگاهی، حوزوی، مدارس و در جمع مدیران حاضر شوند و به تبیین مضامین بیانیه بپردازند. هرچند اندیشگاه با محدودیتها و مضیقههای مختلفی مواجه است اما بحمدالله تا حدی کار را پیش برده و دوستان زحمات زیادی کشیدهاند.
.
حلقههای میانی؛ محور همایش امسال اندیشگاه بیانیه گام دوم
ما از سال 1400 یک همایش سالانه داریم که 23 بهمن برگزار میشود و امسال هم پنجمین همایش سالانه اندیشگاه برگزار خواهد شد. هر سال کوشیدهایم موضوع اصلی و محوری همایش را به رویکرد یا مقولهای اختصاص دهیم که مورد نیاز است. اولین محوری که در همایش سال 1400 مورد نیاز بود و همچنان هم هست، تبیین و جهاد تبیین نسبت به بیانیه گام دوم بود. موضوع همایش دوم که در سال 1401 به آن پرداختیم، آزاداندیشی و فکرورزی بود و همچنان هم ضروری است. سال 1402 موضوع نظریه نظام انقلابی را مدنظر قرار دادیم بود که مبحث بسیار مهمی است و کار خوبی هم در نسبتش انجام شد. هنوز هم فکر میکنیم که این محور باید دنبال شود. سال گذشته یعنی 1403 محور همایش سالانه ما به حلقههای میانی و نسبت این حلقهها با جامعهپردازی اختصاص داشت. در همایش امسال هم قرار است از زاویه دیگری به حلقههای میانی بپردازیم و آن، زمینه کنشگری و حضور اجتماعی فعال جوانان است که به نظرم موضوع مهمی است.
.
لزوم توجه به دلالتهای بیانیه در باب کارآمدی و اصلاح نظام حکمرانی
حکمرانی از موضوعات مهم دیگری است که همچنان باید بر آن تأکید کنیم و در این راستا دلالتهای بیانیه بهمنظور ارتقاء کارآمدی حکمرانی را مورد توجه قرار دهیم. بحث کارآمدی و اصلاح نظام حکمرانی، بسیار بحث مهمی است و بیانیه هم در این رابطه حرفهای جدی زیادی دارد. رهبر معظم انقلاب، آسیب مهمی که بعد از 40 سال در روند انقلاب اسلامی وجود دارد را عدم پایبندی بخشی از مسئولان به ارزشها و شعائر انقلاب مطرح میکنند و این بحث بسیار مهمی است. آسیبشناسی بسیار صریحی که رهبر معظم انقلاب در بیانیه مطرح کردهاند، به خودی خود موضوع مستقلی است که باید روی آن متمرکز شد و این بخش از بیانیه کاملاً مغفول یا بسیار کمرنگ واقع شده است. در حالی که از جهتی میتوان گفت مخ فکری و کانون اندیشه بیانیه درباره انقلاب به عنوان یک اندیشه اجتماعی کاملاً کاربردی، همین هشت ارزشی است که حضرت آقا به عنوان شعارهای جهانی و فطری انقلاب اسلامی مطرح میفرمایند.
.
بیانیه نباید مورد تجزیه قرار گیرد
بنابراین ظرفیتهای زیادی برای کار کردن درباره بیانیه وجود دارد. بیانیه نباید تجزیه شود؛ بدینمعنا که نباید فکر کنیم بیانیه مشتمل بر عباراتی بریده از هم است؛ بیانیه کلیتی است که هر بخش آن در پرتو بخشهای دیگر میتواند بهتر تفسیر شود. کل بیانیه یک مقصد دارد و آن، حرکت عمومی است که باید در جامعه شکل بگیرد. نقش ما کمک به اندیشهورزی درباره بیانیه است، نه بیشتر؛ یعنی حتی مطالبهگر به معنای واقعی کلمه هم نیستیم، اگر گاهی با لحن مطالبهگرانه سخن میگوییم، از باب درخواست و دعوت است.
در جمعبندی بحث، باید بگویم که اولاً همه مخاطب بیانیه هستند؛ یعنی آحاد ملت شریف ایران اعم از دولتیها، نهادیها، روحانیت، دانشگاهیان، اهالی رسانه و… بنابراین هرکس، هر مجموعه، هر قشر و هر منطقهای از کشور باید خود را مخاطب بیانیه بداند. دوم اینکه همگان بیندیشند که ما چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم تا مقاصد بیانیه محقق شود. این امر به انگیزه و باورمندی نسبت به آنچه در بیانیه است، نیاز دارد. امیدواریم همه کسانی که گفتوگوی ما رو میبینند و میشنوند، بیش از گذشته در اینباره تامل بورزند. پیشنهاد همیشگی ما این بوده که در مجموعههای مختلف، هیئتهای اندیشهورزی ایجاد شوند و بدون تشریفات و تصنع، به فکر و تامل حول بیانیه بپردازند. امیدوارم همه ما بتوانیم نقش خود را در جهت تحقق اهداف بیانیه که همان پیشرفت مضاعف کشور است، به درستی ایفا کنیم.
.