ذهن انسان میدان نبرد جنگ‌شناختی است

هدف جنگ‌شناختی، ایجاد بی‌اعتمادی، تضعیف هویت ملی و فلج کردن تصمیم‌گیری مردم و مسئولان است.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از شیراز، محمد عسلی، از پیشکسوتان عرصه رسانه استان فارس طی یادداشتی اختصاصی با عنوان «از جنگ‌شناختی چه می‌دانیم » که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده، نوشت:

هیچ چیز درست نمی‌شود. همه دروغ می‌گویند، تفاوتی بین خوب و بد نیست. ما ضعیف و ناتوانیم، هویت ما بی‌ارزش است … جنگ‌شناختی این اهداف را پی می‌گیرد. اگر این جملات ساده مدام تکرار شوند به باور جمعی تبدیل می‌شوند.

فرض کنیم یک اتفاق رخ می‌دهد. در جنگ‌شناختی اول خبر‌های متناقض می‌آید، بعد روایت خاصی پررنگ می‌شود. مخالفان آن روایت «نادان یا مزدور» معرفی می‌شوند. مخاطب خسته می‌شود و می‌گوید اصلاً مهم نیست. نتیجه آنکه این «بی‌تفاوتی» دقیقاً پیروزی جنگ‌شناختی است.

متولیان جنگ‌شناختی مهندسی ذهن و تصمیم‌گیری مخاطب را دنبال می‌کنند و با جنگ نرم تأثیر فرهنگی و ارزشی می‌گذارند. در جنگ شناختی می‌توان همزمان از جنگ نرم، رسانه، اقتصاد و حتی علم استفاده کرد.

مردم ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در برابر جنگ رسانه‌ای و شناختی تاکنون مقاومت کرده‌اند هرچند تأثیر آن برای افراد زیادی موجب بی‌اعتمادی به نظام حکومتی و عملکرد مسئولین شده است. تحقیرمحوری و خودکم‌بینی یکی از آثار مخرب جنگ‌شناختی روی ملت‌هاست.

بار‌ها مشاهده شده است که بعضی از افراد نادان که تحت تأثیر جنگ‌شناختی قرار گرفته‌اند آنچه خود دارند ز بیگانه طلب می‌کنند. دستاورد‌های علمی کشور خود را کوچک می‌شمارند و مقاومت در برابر امپریالیست‌ها را بی‌نتیجه تلقی می‌کنند، مدیران را ضعیف و ناتوان می‌بینند و سراب تبلیغ شده دشمنان در لباس دوست را آب می‌بینند.

جنگ شناختی «eognitive warfar» یکی از شکل‌های نوین و بسیار حساس منازعه در دنیای امروز، هدفش تسلط بر ذهن انسانهاست نه سرزمین. این جنگ تلاش می‌کند بر ادراک، باورها، احساسات و تصمیم‌گیری افراد یا جامعه تأثیر بگذارد. هدف، تغییر رفتار جمعی بدون استفاده مستقیم از زور نظامی است. در این نوع جنگ، ذهن انسان میدان نبرد است.

آنچه در سوریه، لیبی، عراق، افغانستان، لبنان و دیگر کشور‌های جهان سومی زمینه تجاوز را فراهم کرد و اینک در ونزوئلا در حال شکل‌گیری است ناشی از جنگ‌شناختی و رسانه‌ای است.

مهمترین ابزار این جنگ، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و شایعه‌سازی، اخبار جعلی، تحریف واقعیت و بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی رویدادهاست که با عملیات روانی، داده‌کاوی الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی همراه با استفاده از نخبگان ظاهری انجام می‌شود.

نمونه‌های آن را می‌توان در ضعیف جلوه دادن دستاورد‌های علمی و پژوهش نخبگان ایرانی در رسانه‌های فارسی زبان معاند مشاهده کرد وقتی بار‌ها گفته و می‌گویند شما که نفت دارید چه نیازی به انرژی هسته‌ای و نیروگاه‌های هسته‌ای دارید؟

بستگی دارد به اینکه مردم در چه شرایط اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی قرار دارند آن را بزرگنمایی می‌کنند و با جنگ‌شناختی ذهن و زبان مردم را بر علیه حاکمیت و مدیران دولت می‌شورانند تا عده‌ای آنچنان باور کنند که دست به تخریب و آشوب بزنند بدون آنکه نتیجه آن را بدانند و یا به مقصود خود برسند.

در جنگ‌شناختی هدف، ایجاد بی‌اعتمادی بین مردم و حاکمیت، تضعیف هویت ملی، دینی یا فرهنگی، قطبی‌سازی جامعه، القای حس ناامیدی، ایجاد ترس و خشم و فلج کردن تصمیم‌گیری مسئولان و مردم است.

در جنگ‌شناختی تمرکز بر ادراک و تعلیم است و در جنگ رسانه‌ای تمرکز بر احساسات. جنگ شناختی، بلندمدت و راهبردی است در صورتی که جنگ رسانه‌ای مقطعی و تاکتیکی است. جنگ‌شناختی ذهن‌محور و داده‌محور است ولی جنگ رسانه‌ای پیام‌محور است.

نمونه‌های ملموسی از جنگ‌شناختی و رسانه‌ای را می‌توان مثال آورد. هدایت افکار عمومی در انتخابات، موج‌سازی خبری در بحران‌ها، ترویج روایت‌های خاص در فضای مجازی و تخریب اعتبار نهاد‌ها یا افراد کلیدی.

راه مقابله با جنگ‌شناختی و رسانه‌ای، تلاش در جهت بالا بردن سواد رسانه‌ای و تفکر اقتصادی، شفافیت اطلاعات، روایت‌سازی فعال و هوشمند، تقویت هویت فرهنگی و ملی است که متأسفانه ما کمتر به آن پرداخته‌ایم.

وزارت فرهنگ، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت علوم و آموزش عالی و وزارت آموزش و پرورش، حوزه‌های علمیه و سایر متولیان فرهنگ و سیاست می‌باید به اهمیت جنگ‌شناختی و رسانه‌ای دشمنان ایران بیش از این پی برده و برای اعتلای فرهنگ ملی و مذهبی با توجه به راهکار‌های مقابله با جنگ‌شناختی و رسانه‌ای در روش‌ها تجدیدنظر کنند.والسلام

 

©‌ وبانگاه > خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا