ضرورت بازآرایی گفتار و رفتار دولت در شرایط جنگ ترکیبی

تجربههای تاریخی، بهویژه دوران دفاع مقدس، نشان میدهد که عبور از بحرانهای بزرگ، بیش از آنکه وابسته به منابع مادی باشد، متکی بر روحیه مردمی، انسجام مدیریتی، امید اجتماعی و اعتماد متقابل دولت و ملت است.
بر این اساس، ضرورت دارد رفتار و گفتار اجرایی کشور از حالت عادی خارج شده و با منطق مدیریت جنگی، جهادی و هوشمند بازتنظیم شود.
محورهای راهبردی پیشنهادی:
1. مدیریت گفتمان؛ برجستهسازی نقاط قوت
مسئولان اجرایی موظفاند در کنار بیان واقعیتها، بهصورت مستمر ظرفیتها، توانمندیها و دستاوردها را برجسته کنند. تصویر «کشورِ ناتوان» جای خود را به «کشورِ مسئلهشناس و توانمند» بدهد. تکرار نارساییها بدون ارائه مسیر حل، عملاً به تضعیف روحیه ملی منجر میشود.
2. پرهیز از القای ناتوانی در گفتار رسمی
ادبیاتی مانند: «نداریم»، «نمیشود»، «نمیتوانیم» حتی اگر ناظر به واقعیتهای اجرایی باشد، در شرایط جنگ روانی، کارکرد ضد امنیت ملی پیدا میکند. بیان محدودیتها باید همراه با راهحل، برنامه و زمانبندی باشد تا اعتماد عمومی حفظ شود.
3. احیای روحیه جهادی و بسیج عمومی ظرفیتها
حل مشکلات امروز کشور بدون فعالسازی ظرفیتهای مردمی و نخبگانی ممکن نیست. پیشنهاد میشود سازوکارهای مشارکت مردم در حل مسائل اقتصادی و اجتماعی تعریف گردد. تصمیمگیریها سرعت، شجاعت و روحیه میدانی پیدا کند. از ظرفیت نهادهای مردمی، بسیج، مساجد و گروههای جهادی بهصورت سازمانیافته استفاده شود.
4. مدیریت هوشمندانه اخبار و اطلاعات اقتصادی
در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی برخی گزارشها و آمارهای اقتصادی میتوانند کُدهای اطلاعاتی برای دشمن ایجاد کنند. ناخواسته مسیرهای دور زدن تحریمها شناسایی میشود.
ضروری است انتشار اطلاعات حساس با ملاحظات امنیت اقتصادی انجام شود. بین شفافیت و هوشمندی رسانهای توازن برقرار گردد.
5. ارتقای سطح کارشناسی بیانات مسئولان
سطح سخنان رئیسجمهور، وزرا و مدیران ارشد باید مبتنی بر نظر کارشناسان خبره، هماهنگ و غیرمتناقض و دور از هیجان و واکنشهای رسانهای باشد. بیانات غیرکارشناسی، هزینههای روانی و اقتصادی مستقیمی برای کشور دارد.
6. مقابله فعال با جنگ روانی دشمن
دشمن امروز بیش از هر زمان دیگر بر ناامیدی، بیاعتمادی و بزرگنمایی مشکلات تمرکز کرده است. در این فضا، دستگاه اجرایی باید آرایش جنگی رسانهای و روانی داشته باشد، نه مدیریت روزمره.
7. تأمین امنیت معیشتی؛ استقرار نظام کالابرگ
برای کاهش التهاب اجتماعی و ایجاد عدالت توزیعی نظام کالابرگ یا کوپن الکترونیکی برای همه اقشار تعریف گردد. کالاهای اساسی صرفاً از این مسیر توزیع شود. این اقدام مانع احتکار، کاهشدهنده شوکهای قیمتی و تقویتکننده احساس حمایت دولت خواهد بود.
8. برخورد قاطع و بدون ملاحظه با فساد
در شرایط فعلی فساد اقتصادی و احتکار، صرفاً تخلف نیست؛ تهدید امنیت ملی است
برخورد با آن باید سریع، شفاف، بدون خط قرمز سازمانی یا جناحی انجام شود تا اعتماد عمومی ترمیم گردد.
9. کوچکسازی دولت و هوشمندسازی ساختارها
ضروری است بدنه دولت کوچک، چابک و کارآمد شود. سازمانها و فرآیندهای غیرضروری حذف یا ادغام گردند. خدمات حداکثری به سمت الکترونیکیشدن حرکت کند. صرفهجویی حاصل باید مستقیماً در خدمت معیشت مردم قرار گیرد.
جمعبندی راهبردی
در شرایط جنگ ترکیبی امید، بخشی از امنیت ملی است. گفتار مسئولان، ابزار حکمرانی است. اعتماد مردم، سرمایهای غیرقابل جایگزین است. مدیریت کشور نیازمند روحیه جهادی، عقلانیت راهبردی و انسجام گفتاری و رفتاری است. تجربه نشان داده است هر زمان دولت و مردم در کنار هم ایستادهاند، بزرگترین بحرانها به فرصت عزت و اقتدار تبدیل شده است.
یادداشت از: حسن عبدیپور،کارشناس مسائل اجتماعی