مدیریت هیجانی نوجوانان و جوانان در فضای مجازی

1. تولید اخبار منفی به صورت مکرر
تصور کنید از ابتدای صبح، وقایع کوچک منفی برای شما اتفاق بیفتند. مثلاً ماشین بنزین تمام کرده باشد؛ سپس، به پمپ بنزین که رسیدید متوجه شوید کارت بانکی همراهتان نیست. سپس، وارد دانشگاه میشوید و همکارتان با شما به سردی رفتار میکند. در بازگشت به منزل، خسته و گرسنه هستید و همسرتان هم از شما درخواست خریدی دارد که هم لازم است و هم وقتگیر. وارد خانه که میشوید، کودک کوچک شما بازی میکند و شما نمیتوانید استراحت کنید. چه اتفاقی میافتد؟! ممکن است شما آمادگی داشته باشید کودک را یک دعوای درست و حسابی کنید. فقط چون نگذاشته استراحت کنید؟ نه، چون از صبح تا حالا، درگیر رویدادهای منفی کوچکی شدهاید که هیچ کدام به تنهایی نمیتوانستند شما را آن قدر عصبی کنند.
کار رسانههایی چون بی بی سی و سعودی اینترنشنال دقیقاً همین است. تولید روزانه دهها خبر منفی کوچک و بزرگ که شما را آماده انفجار میکند. این حقیقتا برای سلامت جسم و روان مضر است.
2. استفاده از واژهها و رنگهای محرک خشونت
رنگهای تند و تیز مانند قرمز، محرک خشونت هستند. تصاویر همراه با خشم یا ناراحتی یا ناامیدی هم همین طور. چهره خندان یک مسئول به تعبیر آنها حکومت! که در شرایط عصبی بودن مخاطب بیتفاوت به نظر میرسد، بسیار دردآور جلوه میکند. کارشناسان شبکهها در تنظیم خبر بسیار موشکافانه عمل میکنند تا حداکثر هیجانات منفی را در مخاطب هدف ایجاد کنند.
3. پوشاندن کامل وقایع مثبت در کشور
از شما درخواست دارم بگردید و ببینید آیا میتوانید در این دو ماه اخیر، فقط یک خبر مثبت درباره عملکرد کشور ایران در رسانههای لندننشین بیابید؟ تعداد اخبار منفی و مثبت را فقط شمارش کنید. نتیجه شما را غافلگیر خواهد کرد.
4. بها دادن به پرخاشگری و الگوسازی آن
یکی از روشهای ترویج پرخاشگری، الگوسازی برای آن است. لیدرهای اغتشاشات وقتی با وصف شجاعت ستوده و الگوسازی می شوند، این بر نوجوانان و جوانان اثرات سوء دارد.
5. اجازه دادن به ابراز هیجانی شدید
گرچه برخی روانشناسان می گفتند ابراز هیجانات منجر به فروکش کردن آن می شود، اما پژوهشها خلاف آنرا نشان داده اند. شواهد نشان می دهد که دست زدن به پرخاشگری یا موجب افزایش رفتار پرخاشگرانه می شود یا آن را در همان سطح اولیه حفظ می کند. مثلا وقتی به دانشجویان اجازه داده شود بارها به کسی که قادر به دفاع از خود نیست ضربه الکتریکی وارد آورند، آنان به تدریج بیش از پیش تنبیهگر میشوند. ابراز نامستقیم پرخاشگری یا پرخاشگری جانشین نیز همین اثر را دارد. در مورد کودکان، بین مدت زمان تماشای صحنههای خشونت در تلویزیون و میزان رفتار پرخاشگرانه رابطه مثبتی وجود دارد. گرچه ابراز احساسات خشمانه معمولاً مایه کاهش پرخاشگری نیست، با این حال ممکن است احساس مثبتی در شخص ایجاد کند، اما چنین احساسی شاید ناشی از این باشد که شخص خود را نیرومندتر و مسلطتر میبیند، نه به این علت که سایق پرخاشگری اش کاهش یافته است.
وقتی کامنتها باز است و افراد می توانند معمولا بدون نشان دادن هویت و بدون مسئول اعمال خود بودن و بلکه با دریافت لایک، دست به ابراز هیجانی بزنند، آماده اند تا این خشم را به دامن اجتماع هم بکشانند، نه اینکه در آنجا تخلیه هیجانی شده باشند!
6. ایجاد ادراکی مبنی بر بر باد رفتن آرمان های مخاطب توسط مسئولان
جوانان و نوجوانان آرمانخواه هستند. شبکهها با نشان دادن این مطلب که آرمانهای آنها توسط مسئولان حکومتی بر باد میرود، به ایجاد خشم دامن میزنند. احساس غیرمنصفانه رفتار کردن دیگران، از برانگیزانندههای خشم است. طبیعتاً بخشی از این مطلب واقعی است و رسانه البته این گونه القا میکند که مسئولان کشورت ظالمند و مسئولان دیگر کشورها خیلی عالی.
7. سوء استفاده از عزت نفس پایین برخی مخاطبان
از دلایل احتمالی خشم، احساس عزت نفس پایین است. دشمن با سوء استفاده از این اصل، برخی نوجوانان بیهویت را هویتبخشی میکند و آنها را پر از خشم میکند تا با ابراز آن احساس هویت کنند.
8. ایجاد انتظارات مثبت و القای حس ناکامی
رسانههای دشمن، با مخفی کردن مشکلات دیگر کشورها و با نشان دادن اخبار مثبت آن کشورها که مرتبط با مسائل جاری کشور هدف است، انتظارات مثبتی را ایجاد میکنند و البته این انتظارات را در ذهن او ناکام میگذارند تا مخاطب باز هم خشمش بیشتر شود. مثلا بی بی سی در زمانی که برای ترویج نگهداری سگها در ایران حسابی تبلیغ میکرد و مسئولان را در جمعآوری سگهای ولگرد متهم مینمود، به صورت همزمان نمایشی جذاب از محل سگها در یکی از کشورهای همسایه ارائه داده بود.
9. ارائه تفسیرهای جایگزین و تغییر هیجانات اولیه به ثانویه
انسانها در واکنش به رویدادها، هیجانات اولیه و ثانویهای را بروز میدهند. ممکن است هیجان اصلی و اولیه ترس باشد، ولی فرد برای ترسو جلوه ندادن خود، خشم را به نمایش میگذارد. رسانهها، با ارائه تفسیرهای جایگزین، واکنش های اولیه را تغییر می دهند. مثلا واکنش به فاجعه شاهچراغ که برای دشمن میتوانست بسیار گران تمام شود، با ارائه تفسیر جایگزین کار خودشان است، در برخی از افراد، تبدیل به خشم علیه مسئولان ایران شد و در برخی دیگر دستکم خشم اولیه نسبت به دشمن را فرونشانی کرد.
این اقدامات به کجا ختم میشود؟
ایجاد اختلال در قوای ادراکی-شناختی افراد و در نتیجه بروز اختلال در هیجانات و رفتارهای ایشان. آنها دیگر خودشان تصمیمگیر نخواهند بود. دشمن با این اقدامات رسانهای، اذهان مخاطبان خود را در دست میگیرد و دیگر آنها نیستند که بر فکر و خرد و هیجان و رفتار خود مسلط هستند، بلکه در انتظار میمانند تا ببینند تفسیر رسانه دشمن از وقایع چیست تا روشنفکر و بهروز جلوه کنند و سادهلوح به نظر نرسند و این چیزی جز مسخ شخصیت نیست.
نکته مهم:
هیچ کدام از این صحبتها به معنای این نیست که مشکلی در کشور وجود ندارد یا برخی مسئولان در ایجاد واکنشهای خشم نقش ندارند. خیر؛ بلکه منظور این است که هم مسئولان دقت نظر کافی داشته باشند (به ویژه در موضوع حیاتی ادراک عدالت در بین مردم) و هم خانوادهها و همگان در جریان باشند که رسانه چطور افراد را درگیر این چنین مشکلاتی میکند و سلامت جسم و روان آنها را متاثر میسازد.
توجه: منبع مربوط به برخی بیانات علمی مرتبط از کتاب زمینه روانشناسی هیلگارد، اتکینسون و همکاران، ترجمه براهنی و همکاران، 1389، صص 417و418و422 أخذ شده است.
یادداشت از: دکتر محسن عزیزیابرقوئی، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه قم