غزل وحدت|سرودههای شاعران گلستانی درباره اغتشاشات اخیر

«غزل وحدت»
برکت این سفره بی حرکت نمیآید به دست/ گنج رحمت نیز بی زحمت نمیآید به دستساعتی سعد است، در سیر صفایش سعی کن/ این سعادتها که هر ساعت نمیآید به دستدر مسیر عشق، رمز وصل را جویا شدم/ پیر ما فرمود بیهمت نمیآید به دستحفظ ناموس وطن با رزم حاصل میشود / با قِرِ یک عده بیغیرت نمیآید به دستدر قفس افتاده باشی آب و دانت میدهند/ تا دچار ذلتی، عزت نمیآید به دستاتحاد ذرهها، خورشید عالمتاب شد/ فتح عالمگیر، بی وحدت نمیآید به دستحسین عبدی-گرگان
فرزند من اکنون زمان هوشیاریست/ عمار مولا باش حالا وقت کاریست
عمار می خواهد علی، گیرِ چه هستی؟/ قرآنِ بر نی، فتنهی شبزندهداریست
این گرگ خون آشام عمری با نقاب است/ با تاج یا که در لباس پردهداریست
باید شود غربال، این ناخالصیها/باید بدانی عاشقی با چه عیاریست؟
خون میچکد از چارگوش این حرم باز/اما حرم، ایرانِ درد و بیقراریست
فرزند من پوتین بابا را به پا کن/ محکم قدم بردار، راه رستگاریست
بگذار پایت را به جای مرد میدان/ حالا که دنیا بند اطوار شعاریست
غافل نشو از نرمیِ خط مقدم/ او سخت در رویای مکر بیشماریست
اما برایش نیست امنیت، چرا که/ دنیا محل گشت پهپاد شکاریست
مرضیه قاسمعلی
نام وطن آید، جوان تصمیم میگیرد/ آنهم فقط با وقف جان تصمیم میگیرد
گرچه تبر خوردهست اما باز روییده/ میایستد چون سایهبان تصمیم میگیرد
غدّار! چشمت را نگیری از دماوندم/ در پشت شب، آتشفشان تصمیم میگیرد
از خون آرش حک شده بر قلهی البرز/ اینجا فقط تیر و کمان تصمیم میگیرد
اینجا همه آماده یک گوشهی چشماند/ فرمانده، اینجا همچنان تصمیم میگیرد
مرضیه قاسمعلی
آهای نیمچه!آهای آهای! چی شده؟ دور گرفتی!/پیش خودت فک میکنی شاه شدی؟درسته که توو آسمون، شب شده/فک نکنی که واسمون ماه شدی!
با کمک آمریکا و اسرائیل /داری میآی به فکر ایران باشی؟پشتت به اونا گرمه؟ پس خودت چی؟/زوده هنوز بابا! شتابان باشی!
چش بزار و قایمباشکبازی کن/تا ببینی کیا قالت میذارنچشماتو وا کن و ببین چطوری/ بادمجونو رو صورتت میکارن
دلت خوشه به اینترآشغال؟ آره؟/که فِرت و فِرت برات خبر میسازهاونم یه روز مثل” من و تو” حتماً/قافیهی خبرهاشو میبازه
میخوای بیای؟ ولی اینو بدون که/ دور و برت سیاهیلشگر داریپشتسرت رو هم ببین یه عالم/ کلهپوک و کلهشق و خر داری
فک نکنی که دستهی کلنگیم/ پاش برسه، دوباره هم میجنگیمقافیه رو بههم زدم که بگم _/”یه غرون بده آش، به همین خیال باش”
مرضیه ملکیان
یک لشکر با شکیب دارد رهبر/ دریا دل و بی رقیب دارد رهبر
اوضاع دگرگون جهان ما را بس/ صد جان فدای بانجیب دارد رهبر
بسیجی باش تا جان در بدن داری/ نسیم عاشقی حب وطن داری
نوشتی خط نابودی صهیون را / سراسر قهرمانی در سخن داری
سارا عبدالهیفر