غزل وحدت|سروده‌های شاعران گلستانی درباره اغتشاشات اخیر‌

چند تن از شاعران گلستانی اشعاری رادرباره حوادث اخیر به ویژه حضور ونقش مردم درجمع کردن بساط اغتشاش‌گران سرودند.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از گرگان، چند تن از شاعران گلستانی درباره حوادث و اغتشاشات اخیر در کشور و به ویژه تجدید بیعت دوباره مردم با رهبر معظم انقلاب و اعلام پشتیبانی از نظام مقدس اسلامی دست به قلم بردند و ابیات و اشعاری را سرودند.

«غزل وحدت»

برکت این سفره بی حرکت نمی‌آید به دست/ گنج رحمت نیز بی زحمت نمی‌آید به دستساعتی سعد است، در سیر صفایش سعی کن/ این سعادت‌ها که هر ساعت نمی‌آید به دستدر مسیر عشق، رمز وصل را جویا شدم/ پیر ما فرمود بی‌همت نمی‌آید به دستحفظ ناموس وطن با رزم حاصل می‌شود / با قِرِ یک عده بی‌غیرت نمی‌آید به دستدر قفس افتاده باشی آب و دانت می‌دهند/ تا دچار ذلتی، عزت نمی‌آید به دستاتحاد ذره‌ها، خورشید عالم‌تاب شد/ فتح عالم‌گیر، بی وحدت نمی‌آید به دستحسین عبدی-گرگان

فرزند من اکنون زمان هوشیاری‌ست/ عمار مولا باش حالا وقت کاری‌ست

عمار می خواهد علی، گیرِ چه هستی؟/ قرآنِ بر نی، فتنه‌ی شب‌زنده‌داری‌ست

این گرگ خون آشام عمری با نقاب است/ با تاج یا که در لباس پرده‌داری‌ست

باید شود غربال، این ناخالصی‌ها/باید بدانی عاشقی با چه عیاری‌ست؟

خون می‌چکد از چارگوش این حرم باز/اما حرم، ایرانِ درد و بی‌قراری‌ست

فرزند من پوتین بابا را به پا کن/ محکم قدم بردار، راه رستگاری‌ست

بگذار پایت را به جای مرد میدان/ حالا که دنیا بند اطوار شعاری‌ست

غافل نشو از نرمیِ خط مقدم/ او سخت در رویای مکر بی‌شماری‌ست

اما برایش نیست امنیت، چرا که/ دنیا محل گشت پهپاد شکاری‌ست

مرضیه قاسمعلی

نام وطن آید، جوان تصمیم می‌گیرد/ آن‌هم فقط با وقف جان تصمیم می‌گیرد

گرچه تبر خورده‌ست اما باز روییده/ می‌ایستد چون سایه‌بان تصمیم می‌گیرد

غدّار! چشمت را نگیری از دماوندم/ در پشت شب، آتشفشان تصمیم می‌گیرد

از خون‌ آرش حک شده بر قله‌ی البرز/ اینجا فقط تیر و کمان تصمیم می‌گیرد

اینجا همه آماده یک گوشه‌ی چشم‌اند/ فرمانده، اینجا همچنان تصمیم می‌گیرد

مرضیه قاسمعلی

آهای نیمچه!آهای آهای! چی شده؟ دور گرفتی!/پیش خودت فک می‌کنی شاه شدی؟درسته که توو آسمون، شب شده/فک نکنی که واسمون ماه شدی!

با کمک آمریکا و اسرائیل /داری می‌آی به فکر ایران باشی؟پشتت به اونا گرمه؟ پس خودت چی؟/زوده هنوز بابا! شتابان باشی!

چش بزار و قایم‌باشک‌بازی کن/تا ببینی کیا قالت می‌ذارنچشماتو وا کن و ببین چطوری/ بادمجونو رو صورتت می‌کارن

دلت خوشه به اینترآشغال؟ آره؟/که فِرت و فِرت برات خبر می‌سازهاونم یه روز مثل” من و تو” حتماً/قافیه‌ی خبرهاشو می‌بازه

می‌خوای بیای؟ ولی اینو بدون که/ دور و‌ برت سیاهی‌لشگر داریپشت‌سرت رو هم ببین یه عالم/ کله‌پوک و کله‌شق و خر داری

فک نکنی که دسته‌ی کلنگیم/ پاش برسه، دوباره هم می‌جنگیمقافیه رو به‌هم زدم که بگم _/”یه غرون بده آش، به همین خیال باش”

مرضیه ملکیان

یک لشکر با شکیب دارد رهبر/ دریا دل و بی رقیب دارد رهبر

اوضاع دگرگون جهان ما را بس/ صد جان فدای بانجیب دارد رهبر

بسیجی باش تا جان در بدن داری/ نسیم عاشقی حب وطن داری

نوشتی خط نابودی صهیون را / سراسر قهرمانی در سخن داری

سارا عبدالهی‌فر

 

©‌ وبانگاه > خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا