بحران نوجوانان، بحران هویت و رویاست نه امنیت

در میان تحلیلهای مختلف درباره ریشههای بروز برخی ناآرامیها، حضور محدود اما معنادار تعدادی از نوجوانان و دانشآموزان، پرسشهای جدی در حوزه تعلیم و تربیت، هویتسازی و روایتپردازی فرهنگی ایجاد کرده است؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها نیازمند نگاهی عمیق، واقعبینانه و بهدور از هیجانزدگی است.
کارشناسان حوزه آموزش و پرورش معتقدند مواجهه صحیح با این مسئله، نه از مسیر انکار و نه از راه بزرگنمایی افراطی میگذرد، بلکه مستلزم پذیرش مسئولیتها، شناسایی ضعفهای ساختاری و بازتعریف نقش نوجوان در آینده ایران اسلامی است.
در همین راستا، محمد سعادتی، پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت، با نگاهی تحلیلی به ریشههای هویتی، تاریخی و رسانهای این پدیده پرداخته و بر ضرورت بازسازی «رویا»، «هویت» و «کنشگری معنادار» برای نسل نوجوان تأکید کرده است.
محمد سعادتی، پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در قزوین اظهار کرد: پیش از ورود به دلایل حضور محدود برخی نوجوانان در اغتشاشات، باید به یک نکته کلیدی توجه کرد؛ امروز بر اساس آمار رسمی، حدود 16 میلیون دانشآموز در کشور داریم و حتی اگر بدبینانهترین آمارها را هم در نظر بگیریم، تعداد دانشآموزانی که بهصورت میدانی در ناآرامیها حضور داشتند، از حدود 12 هزار نفر فراتر نمیرود که این رقم، درصدی بسیار ناچیز است.
وی افزود: این واقعیت نشان میدهد که آنچه در برخی رسانههای غربی و عربی برجستهسازی شده، بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدان باشد، حاصل ضریبدهی و بزرگنمایی رسانهای است؛ با این حال، برای نظامی که بر پایه ارزشهای فرهنگی و تربیتی بنا شده، حتی یک دانشآموز هم اهمیت دارد و دغدغه ما از این منظر، دغدغهای فرهنگی و تربیتی است، نه امنیتی یا از سر ضعف.
این پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت با تأکید بر ضرورت پذیرش مسئولیتها گفت: واقعبینی ایجاب میکند که کمکاریهای خودمان را بپذیریم. یکی از مسائل جدی، گسست تاریخی میان نوجوان امروز و هویت تاریخی اوست؛ بسیاری از دانشآموزان حتی شناخت حداقلی از تاریخ معاصر و ریشههای هویتی خود ندارند و این خلأ، آنها را مستعد پذیرش روایتهای جایگزین میکند.
سعادتی ادامه داد: نوجوانی که هویت تاریخی ندارد، بهراحتی به عنصری رادیکال تبدیل میشود؛ چراکه فاقد روایت گذشته است و هر جریانی میتواند با یک بسته رسانهای هیجانی، برای او هویت بسازد. این مسئله زمانی تشدید میشود که نوجوان نهتنها نسبت به گذشته دچار ابهام است، بلکه نسبت به آینده نیز رویا و آرمان روشنی ندارد.
وی تصریح کرد: یکی از بزرگترین ویژگیهای انقلاب اسلامی، قدرت بالای آن در رویاسازی بوده است، اما امروز وقتی با برخی نوجوانان صحبت میکنیم، سقف آرزوهایشان به داشتن شغلی حداقلی برای تأمین معیشت محدود شده است. این یعنی ما در ساخت رویای ملی و حتی ایرانی، دچار ضعف شدهایم؛ حتی در سطحی فراتر از مباحث دینی.
این کارشناس تعلیم و تربیت با اشاره به جنگ روایتها خاطرنشان کرد: در شرایطی که نوجوان ایرانی در معرض بمباران روایتها در فیلم، سریال، انیمیشن و بازیهای رایانهای قرار دارد و حدود 40 میلیون گیمر در کشور فعال هستند، اگر ما روایت نداشته باشیم، طبیعی است که روایت رقیب غالب شود؛ در حالی که تشیع، سرشار از اسطوره، حماسه و ظرفیت روایتسازی است و تنها با یک نمونه مانند واقعه عاشورا میتوان دهها محصول فرهنگی جذاب تولید کرد.
سعادتی افزود: تقلیل این مسئله، شبیه نادیده گرفتن بیماری اصلی است. اگر مسئله بهدرستی تشخیص داده نشود، درمانهای سطحی نتیجهای نخواهد داشت. نوجوان ایرانی از خانواده سالم، نان حلال و والدین دلسوز برخوردار است و این خود نشاندهنده ظرفیت عظیم اوست؛ ظرفیتی که رهبر معظم انقلاب نیز بارها بر آن تأکید کردهاند.
وی با اشاره به بیانات رهبر انقلاب در 13 آبان گفت: سخن گفتن مستقیم و طولانی رهبر انقلاب با نوجوانان، نشانه اعتماد به توان این نسل است. اما مشکل آنجاست که در ساختارهای تصمیمسازی، گاهی از دادن نقش سیاسی و اجتماعی معنادار به نوجوانان هراس داشتهایم و این باعث شده میدان کنشگری آنها خالی بماند.
این پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت در پایان تأکید کرد: متأسفانه کار دانشآموزی و تربیتی در برخی ساختارها، کماعتبار و کمبرخوردار تلقی شده است؛ چه از نظر اقتصادی و چه از نظر منزلت اجتماعی. تا زمانی که معلم و مربی و فعال تربیتی در خط مقدم، از حمایت و اعتبار لازم برخوردار نباشد، نمیتوان انتظار داشت که مسائل عمیق تربیتی بهدرستی حلوفصل شود. اگر قرار است آینده کشور ساخته شود، باید کار با نوجوان، به یک افتخار ملی تبدیل شود.