دی 1404؛ اغتشاشات مهندسی‌شده با محور اقتصاد، جنگ شناختی و فاز مسلحانه

اغتشاشات دی 1404 با عبور از اعتراضات کلاسیک، اقتصاد را به ابزار بی‌ثبات‌سازی و جنگ شناختی تبدیل کرد.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از قزوین، در دی 1404، ایران شاهد نوعی ناآرامی بود که فراتر از اعتراضات معمول اجتماعی حرکت کرد و به یک «بحران مهندسی‌شده» تبدیل شد. برخلاف اغتشاشات پیشین که عمدتاً مبتنی بر نارضایتی‌های صنفی یا کوتاه‌مدت بودند، این موج آشوب با طراحی دقیق دشمن، اقتصاد را به نقطه ورود عملیات بی‌ثبات‌سازی بدل کرد، نظم ادراکی جامعه را هدف گرفت و با بهره‌گیری از ابزارهای روانی و سایبری، زمینه را برای خشونت‌های گسترده و حتی فاز مسلحانه آماده کرد. در ادامه به ویژگی‌ها و تفاوت های اغتشاشات دی 1404 با اغتشاشات پیشین می‌پردازیم.

1) تفاوت در جایگاه «اقتصاد» در معماری بحران: در دی 1404، متغیر اقتصادی نقطه ورود طراحی دشمن بود، نه صرفاً محرک اجتماعی فلذا اقتصاد از سطح «مطالبه» به سطح «ابزار بی‌ثبات‌سازی ادراکی» ارتقا یافت.

2) تمرکز بر تخریب نظم ادراکی: در دی 1404، تمرکز بر تخریب نظم ادراکی بیش از تخریب فیزیکی بود. روایت‌سازی پیشینی (Pre-framing) قبل از گسترش میدانی آشوب فعال شده بود و مرز میان «نارضایتی»، «اعتراض» و «اغتشاش» عامدانه و سریعاً مخدوش شد.

3) تفاوت در الگوی کنش خیابانی: کنش‌ها کوتاه‌مدت، پراکنده و کم‌تمرکز و با هدف فرسایش مستمر صورت پذیرفت.

4) اعتصابات اجباری و تهدید بازاریان (تروریسم اقتصادی).

این شگرد نه یک اعتراض صنفی، بلکه یک عملیات سازمان‌یافته برای ایجاد «قحطی مصنوعی» و «شوک توزیع» بود. هسته‌های عملیاتی با متد «ارعاب محلی»، بازاریان را بین دو گزینه «تعطیلی» یا «تخریب اموال و آتش‌سوزی» قرار دادند. هدف اصلی، قطع زنجیره تأمین کالا و سوق دادن طبقه متوسط به سمت «شورش گرسنگان» بود. نفوذ عناصر آموزش‌دیده در پاساژهای استراتژیک (علاءالدین و چارسو) نشان داد که دشمن به دنبال تبدیل «مطالبه صنفی» به «فلج امنیتی» از طریق تهدید فیزیکی کسبه و شکستن اقتدار پلیس در مراکز تجاری است. در ابتدای امر، شعار «نیروی انتظامی حمایت، حمایت» و صحبت‌های رئیس اتحادیه با کسبه و وعده‌های مسئولان بیانگر آرام بودن فضای اعتراضی بود اما آشوبگران درست مانند 1401 با تهدید مغازه‌‌داران و کتک‌زدن شماری از آنها و امنیتی نمودن فضا، موجب تسری اعتصابات شدند.

5) عملیات روانی-سایبری؛ مهندسی «اکثریت کاذب» و جنگ شناختی

دشمن با استفاده از مزارع بات (Bot Farms) و الگوریتم‌های پیشرفته، دست به «تورم ادراکی» زد. در این شگرد، با تولید بازدیدهای فیک (بیش از 85 میلیون) برای فراخوان‌های رضا پهلوی، نوعی «توهم فروپاشی» در ذهن نوجوانان ایجاد شد. هدف، ایجاد خطای محاسباتی در سیستم امنیتی و همزمان تهییج نیروهای خاکستری بود تا تصور کنند که در یک حرکت میلیونی شرکت می‌کنند؛ در حالی که حضور میدانی با آمار مجازی فرسنگ‌ها فاصله داشت. این یک «جنگ اراده‌ها» پیش از شروع جنگ خیابانی بود. این مرحله، زیرساخت روانی لازم را برای مراحل خشونت‌آمیز بعدی فراهم آورد.

6) رادیکالیزه شدن شعارها؛ متد «عبور سریع از کف مطالبات»

این تاکتیک با هدف مسدود کردن هرگونه مسیر اصلاحی یا گفت‌وگوی اجتماعی طراحی شد. این تغییر فاز سریع، نشان‌دهنده حضور «لیدرهای آموزش‌دیده» در میانه جمعیت است که مأموریت دارند با امنیتی کردن فضا، هزینه بازگشت آرامش به جامعه را بالا برده و بدنه معترض را به سمت خشونت بازگشت‌ناپذیر هدایت کنند. اهانت مکرر به ساحت نورانی رهبر معظم انقلاب و سر دادن شعارهایی مانند «فقر، فساد، گرونی، می‌ریم تا سرنگونی» نمونه بارزی از تلاش‌هایی است که برای «سرنگونی نظام» به عنوان تنها راه حل عبور از مشکلات فعلی تلقی می‌شد.

7) ایجاد آشوب نخبگانی و جنبش دانشجویی

تلاش برای کشاندن ناآرامی‌ها به محیط‌های علمی با هدف جلب حمایت طبقه تحصیل‌کرده انجام شد. لیدرها در دانشگاه‌هایی مانند تربیت مدرس، با استفاده از شعارهای تند و تهییجی، به دنبال تحریک حاکمیت به برخورد سخت و سپس بهره‌برداری رسانه‌ای از واژه «سرکوب دانشجویان» بودند.

8) فاز مسلحانه؛ استراتژی «تجزیه موزاییکی» و جنگ داخلی محدود

کشف محموله‌های سنگین سلاح و استفاده از کلاشنیکف و کلت در شهرهایی مثل کوهدشت و ملکشاهی، نشان‌دهنده ورود به فاز «شورش مسلحانه» بود. هدف، ایجاد مناطق «آزاد شده» با هدف تجزیه تدریجی کشور بود. پیوند میان عناصر تجزیه‌طلب و اغتشاشات شهری، نشان‌دهنده یک طراحی پیچیده برای فرسوده کردن توان رزم نیروهای مسلح در چندین جبهه همزمان و کشاندن کشور به ورطه جنگ داخلی است.

9) ترفند استفاده زنان و کودکان به عنوان سپر انسانی

در این شگرد، لیدرهای عملیاتی با چیدمان مهندسی‌شده، زنان و کودکان را در خط مقدم مواجهه با یگان‌های ویژه قرار دادند. هدف، ایجاد مانع اخلاقی برای نیروهای حافظ امنیت و در صورت بروز هرگونه حادثه، تولید خوراک رسانه‌ای برای شبکه‌های حقوق بشری بود. اعترافات به دست آمده از لیدرهای میدانی در 20 دی، تأیید می‌کند که این یک دستورالعمل ابلاغی برای خنثی کردن توان تحرک یگان‌های موتوری و ایجاد صحنه‌های رقت‌بار رسانه‌ای جهت تحریک احساسات عمومی بوده است.

یادداشت از: دکتر میلاد خدایی، کارشناس سیاسی

 

©‌ وبانگاه > خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا