تشخیص بهترین ترجمه نیازمند شناخت صحیح زبان معیار است

یکی از مسائل مهم در شناختن بهترین ترجمه، شناخت صحیح زبان معیار است.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از قم، ترجمه تفسیری سه تعریف دارد که براساس اولین تعریف، با مسامحه قسیم انواع دیگر ترجمه است و براساس دومین تعریف، قسیم انواع دیگر نیست و قابل جمع با همه آنهاست، و در مورد تعریف سوم، ترجمه تفسیری را می‌‏توان جزئی از ترجمه معنایی و یا آزاد تلقی کرد.

الف) «مترجم به شرح و بسط مطالب می‏‌پردازد، منتها به زبان دیگر غیر از زبان اصل؛ مانند تفسیرهای فارسی یا دیگر زبان‏ها نسبت به قرآن کریم».

بر اساس این تعریف، تفسیر نمونه و منهج‌الصادقین جزء این تعریف‏‌اند.

ب) ترجمه تفسیری در این معنا شامل تفسیرهایی چون نمونه، منهج الصادقین و مانند آنها نمی‏‌شود، بلکه تنها به ترجمه‌‏هایی گفته می‏‌شود که مترجم برای بازسازی فضای آیه در زبان مقصد و انتقال بهتر مفاهیم و نیز ارائه معنای تفسیری و مانند آن، توضیح‌‏هایی را در لابه‌‏لای ترجمه خویش می‌آورد.

برای مثال ترجمه آیه اول سوره کوثر در ترجمه تفسیری الهی قمشه‏‌ای، چنین آمده است:

[ای رسول گرامی] ما تو را کوثر [عطای بسیار] بخشیدیم [به تو مقام سید انبیا، نام نیکو، کثرت فرزند، نهر کوثر، مقام رحمة للعالمینی، شفاعت کبرای امت، شرح صدر و همت عالی از لطف خود عطا کردیم].

در ترجمه آیت‌الله‏ مکارم شیرازی آمده است: «ما به تو کوثر [خیر و برکت فراوان] عطا کردیم».

ترجمه استاد فولادوند: «ما تو را [چشمه] کوثر دادیم».

ترجمه آیت‌الله‏ مشکینی: «به‌یقین ما تو را کوثر عطا کردیم. [خیر فراوان، دین قیّم، کتاب باقی، علم بی‏پایان، نسل باقی روزافزون، علمای امت، حوض کوثر و نهر بهشتی]».

ج) ترجمه تفسیری در معنای سوم از این قرار است که مترجم برداشت‏‌های تفسیری خود را بدون نشانه‏‌های مشخص‏‌کننده (پرانتز یا قلاب)، به ترجمه منتقل کند. ترجمه تفسیری در این معنا با یکی از معانی ترجمه آزاد پیش‌گفته، برابر است و ما در این نوشتار، چنین ترجمه‏‌ای را «آزاد» می‌‏نامیم؛ مانند:

_ … خواستیم تا به جای او، خدایشان فرزندی بهتر و صالح‌‏تر و مهذب‏‌تر و نزدیک‏‌تر به ارحام‏‌پرستی به آن پدر و مادر بخشد (الهی قمشه‏‌ای)؛

_ ما بادها را به دامادی گل‏‌ها و درختان فرستادیم… (جواهر القرآن).

توضیح‌های تفسیری اشراب‌شده بدون نشانه‌های مشخص‌کننده اگر به نحوی در قالب الفاظ آیه بگنجد و به تعبیر دیگر لفظ تحمل آن را داشته و به صورت حداقلی باشد، جزء ترجمه معنایی به شمار می‌رود.

نقد، بررسی و جمع‌‏بندی

مطالعه و بررسی آرای گوناگون درباره روش‌‏های ترجمه و نیز نگاهی به ترجمه‌‏های موجود و مثال‌‏های ارائه‌شده از سوی صاحبان آرا، نتایجی را به دست می‏‌دهد که عبارت‌اند از:

ارزش‌گذاری روش‌های ترجمه

هر ترجمه‏‌ای هر چند لفظ‌ به‌ لفظ و آزاد، ممکن است برای مخاطبان ویژه‏‌ای مفید و چه‏ بسا از دیگر ترجمه‏‌ها مفیدتر باشد؛ برای مثال، ترجمه لفظ‌ به‌ لفظ شاید مفیدترین نوع ترجمه تعلیمی باشد که در گام اول آموزش به کار می‌آید و ترجمه آزاد مناسب‌‏ترین نوع ترجمه برای سطح نوجوان و جوان و ترجمه معنایی _ تفسیری یا وفادار _ تفسیری برترین آنها برای سطح فرهنگی جامعه ما؛ بنابراین قضاوت کلی و بدون در نظر گرفتن اهداف و مخاطبان نادرست است.

طبقه‌بندی ترجمه‌هابسیاری از ترجمه ‌های موجود، هر یک مشتمل بر روش‌‏های گوناگون ترجمه است؛ چه‌بسا قسمتی از یک آیه، ترجمه‏‌ای تحت‌‏اللفظی داشته باشد و قسمتی وفادار یا آزاد؛ بنابراین طبقه‏‌بندی دقیق ترجمه‌‏ها اگر بگوییم ممکن نیست، ولی دشواری‌‏های فراوانی دارد؛ مگر آنکه غلبه یک روش را ملاک طبقه‌بندی قرار دهیم، البته یادآور می‌شویم که مترجم شایسته است همان‌گونه که از همان ابتدا قالبی خاص را برای ترجمه خویش اختیار می‌کند، مثلاً ترجمه‌اش را در قالبی آوایی ارائه می‌کند، روش خود را نیز انتخاب کرده و نسبت به آن و مقتضیاتش پایبند باشد؛ چیزی که در اغلب ترجمه‌های موجود، به دلایلی، هنوز آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است و باید دانست که روشمند کردن ترجمه بی‌تردید به ارتقای آن می‌انجامد و فرآورده‌ای ارزشمندتر و مقبول‌تر به مخاطبان خود عرضه می‌کند.

مرز ترجمه وفادار و معنایی

ترجمه وفادار به دنبال انتقال پیام و مفهوم متن اصلی به زبان مقصد بوده و مانند ترجمه معنایی، به ساختار زبان مقصد پایبند است، ولی در ترجمه وفادار، افزون بر این، وفاداری به ساختار متن اصلی نیز دیده می‌‏شود و همین امر مرز جدایی این دو نوع ترجمه است. پایبندی مترجم در ترجمه وفادار به متن اصلی، گاه او را ناگزیر می‏‌کند از وفاداری خویش به ساختارهای زبان مقصد بکاهد، در حالی که در ترجمه معنایی چنین تنگنایی دیده نمی‌‏شود.

افزون بر این، ترجمه معنایی مشتمل بر ترجمه تفسیری به معنای اخیر آن نیز هست که در ترجمه وفادار چنین امکانی وجود ندارد.

مرز ترجمه معنایی و آزاد

از مقایسه ویژگی‌های ترجمه‌های معنایی و آزاد، تفاوت آنها روشن می‌شود؛ اما در مورد افزوده‌های تفسیری، لازم است یادآور شویم که ترجمه‏‌های همراه با برداشت‏‌های تفسیری، در صورتی که افزوده تفسیری از ترجمه جدا نشده باشد، جزء ترجمه‌‏های معنایی یا آزاد قرار می‌گیرد؛ البته معنایی زمانی است که ظاهر لفظ تحمل معنای ارائه‌شده در ترجمه را داشته باشد (مانند «سخن» در «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ»)؛ اما اگر لفظْ بدون قراین ناپیوسته (مانند شأن نزول) تحمل افزوده تفسیری را نداشته باشد، جزء ترجمه‌های آزاد تلقی می‌شود.

زبان معیار

درباره زبان معیار دو نکته گفتنی است:

الف) یکی از مسائل مهم در شناختن بهترین ترجمه، شناخت صحیح زبان معیار است. اغلب قرآن ‏پژوهان و مترجمان قرآن و چه‏ بسا همه آنان در اینکه ترجمه باید به زبان معیار باشد، اتفاق نظر دارند. آنچه مهم است، شناخت صحیح زبان معیار است.

در کتاب نگارش و ویرایش، نثر معیار این‏ چنین توصیف شده است: برای آنکه زبان معیار را به‌روشنی بشناسیم، آسان‏تر آن است که معلوم کنیم چه عناصری در آن نباید باشد؛ یعنی عناصری را نشان دهیم که اگر در زبان راه یابند، خصلتِ معیاری آن را مخدوش یا ضعیف می‏‌سازند.

یکی از عوامل اغتشاش زبانِ معیار، ورود عناصر زبانی متروک و منسوخ یا مهجور در آن است. این عناصرِ زبانی ممکن است به مراتبِ آوایی، صرفی، نحوی یا معنایی تعلق داشته باشند و از مقوله قاموسی یا دستوری باشند؛ مثلاً تلفظ نامأنوس شَجاعت به جای شُجاعت، یا چُنین به جای چِنین و کاربرد چونان به جای مِثل یا مانندِ یا چون…؛ روز و شبان به جای روزها و شب‏‌ها، گوییم به جای می‌‏گوییم؛ ناپسندش افتاد به جای خوشش نیامد و تعبیرهایی از این قبیل را می‏‌توان نمونه‏‌های رایج یا نسبتاً رایج تکلف در استفاده از تعبیرات منسوخ یا نیم‏‌مرده شمرد. کسانی چنین می‏‌پندارند که با این کنه‌‏گرایی و تصنع ادیبانه و تقلید از شیوه قُدما، می‏‌توان تشخص قلمی کسب کرد، غافل از آنکه نویسندگان، در هر دوره، به زبان همان دوره می‌‏نوشتند. اصولاً زنده بودن زبان به این است که متعلق به زمانه خود باشد… .

ـ گرایش دیگری که زبان را از معیار دور می‏‌کند، اصرار در سره‏‌نویسی و عربی‏‌زدایی است… .

ـ عنصر دیگری که بیرون از معیار است، گرته‌برداری از زبان بیگانه است که با ترجمه‌‏های ناشیانه شایع شده است؛ مثل کاربردِ تعبیرهایی چون نقطه‌نظر به جای نظرگاه یا دیدگاه… .

ـ کاربرد عناصرِ زبانِ محلی نیز خصلتِ معیاری را ضعیف می‏‌سازد و احیاناً در پیام‏‌رسانی خلل پدید می‌آورد… .

ـ یکی دیگر از خصوصیات زبان معیار این است که نباید در آن، بی‌‏ضرورت و به عمد و به قصد تفنّن ادبی، عناصری را وارد کرد که مختص شعر است… .

ـ نکته دیگر در زبان معیار اینکه هرچه در این زمینه به زبانِ جاری و متداول نزدیک‏تر باشد، بهتر است. می‌‏دانیم که زبان فارسی به تحلیل و جدایی اجزا گرایش دارد. واحدهای معنایی در آن به استقلال میل دارند. وجود حرف اضافه و نقش نمادهای دیگر و تبدیل افعال بسیط به افعال مرکب جلوه‏ای است از این گرایش کلی… .

ـ عربی‌‏گرایی متکلفانه نیز به زبان معیار صدمه می‏‌زند… .

ورود عناصر زبانِ صنفی را به زبان معیار نباید آزاد گذاشت؛ چون این با رسالت و نقش اصلی زبان معیار که باید مفهوم عامه تحصیلکرده‌‏ها باشد، منافات دارد… .

حاصل سخن اینکه زبان معیار، زبانی است شفاف و روشن و پالوده و عناصری را که با خصوصیات آن مغایرت داشته باشند، برنمی‌‏تابد. استاد خرمشاهی در توصیف زبان معیار می‌‏گوید: نثر معیار، تعریف‏‌های متعددی دارد. بعضی از صاحب‏‌نظران هم برآنند که چنین نثری نداریم؛ اما به برداشت من، نثر معیار مفهوم و مصداق دارد و مراد از آن نثری است که خوش‏خوان، بی‌‏عیب یا کم‌‏عیب و قابل پیروی و آموزشی است و سزاوار است که اکثریت تحصیلکردگان و اهل قلم به آن شیوه بنویسند و می‏‌نویسند. نثری که ساده، اما نه سطحی، آسان‏‌یاب، دقیق، سنجیده، وافی به مقصود، بدون حشو و زواید و اطناب و ایجاز مفرط، بدون شاعرانه شدن و شعار دادن، بدون «سبک» و حتی‏‌المقدور بدون هیجان، بدون آب[وتاب] و انشاء و قلم‏گردانی‏‌های اضافی و بدون ریخت و پاش است.

اگر این تعریف را بپذیریم، بسیاری از نثرهای مشمول عنوان «معیار» از رده خارج می‏‌شوند که گویا ایشان، چنین مقصودی ندارند. در این میان، اساسی‌‏ترین کار، تشخیص ملاک زبان معیار است که به نظر دستیابی به آن دشوار می‏‌نماید، هرچند ادبیات عموم روزنامه‌‏ها و مجلات و نویسندگان و گویندگان فرهنگی، می‏‌توانند از بهترین ملاک‏‌های تشخیص به شمار آیند.

به هر روی، پرونده این مقوله پُردامنه را بدون گرایش به نظری خاص، بسته و کار خطیر آن را به اهلش وامی‏‌گذاریم.

اینک، به نمونه‌‏ای از ترجمه به زبان غیر معیار در ترجمه‏‌های متأخر، اشاره می‌کنیم:

خطاب «یا بُنَی» در ترجمه‌‏ها چنین آمده است:

_ مکارم شیرازی: «پسرم!» (معنایی)؛_ قمشه‌‏ای: «ای فرزندم» (آزاد)؛_ خرمشاهی: «فرزندم!» (آزاد)؛_ مشکینی: «ای پسر عزیزم!» (معنایی _ تفسیری)؛_ صفارزاده: «ای فرزند!» (آزاد)؛_ کرمی: «هان ای پسرکم!» (معنایی)؛_ مجتبوی، امامی، فولادوند و سراج: «ای پسرک من!» (معنایی)؛_ پیشنهادی: «ای پسرم!» (وفادار).

در ترجمه‏‌های یادشده، شاید بهترین ترجمه، از آنِ آیت‌الله‏ مکارم شیرازی و آیت‌الله‏ مشکینی باشد و ترجمه خانم صفارزاده از مهربانی پدرانه خالی است. تصغیر «پسرک» برای تحبیب به نظر می‌‏رسد در زبان معیار کاربرد نداشته باشد و افزون بر آن بر دو معنای تحبیب و تحقیر مشتمل است که این خود کژتابی آن را سبب می‌‏شود.

ب) اینکه ما در برخی انواع ترجمه زبان معیار را به عنوان یکی از ویژگی‏‌ها برشمردیم، ملاک را عام‏‌ترین قالب در نظر گرفتیم، ولی می‌‏توان قالب‏‌های دیگری را نیز در نظر گرفت؛ مانند زبان عامیانه یا زبان کهن یا حتی قالبی آهنگین که بر این اساس، زبان معیار به معنایی که در قسمت (الف) گفته شد، در آنها وجود ندارد.

یادداشت از: حجت‌الاسلام محمدحسن جواهری، استاد حوزه و دانشگاه

 

©‌ وبانگاه > خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا