معرفی مجموعه 5 جلدی درآمدی بر تفسیر تمدنی قرآن

در اختتامیه این همایش از چندین جلد کتاب رونمایی شد که در ادامه معرفی از آنها خواهیم داشت:
کتاب اطلس دانشی امت و تمدن؛ رهیافتی کتاب شناختی به اندیشه های قرانی – تمدنی در زبانهای عربی، انگلیسی، فارسی، ترکی و مالایی
این اثر با تحقیق و تدوین محسن جوادی تهیه شده است.
فهم دقیق کلیدواژههای «امت» و «تمدن» در قرآن، زیربنای هرگونه نظریهپردازی برای آیندهی جهان اسلام است. کتاب حاضر، گزارشی فراملی و چندزبانه از برخی پژوهشهای مکتوب و مهم در این حوزه است.
ویژگیهای برجسته این اثر عبارتند از: جامعیت زبانی: پوشش منابع به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی، ترکی، اردو و مالایی.
تمرکز موضوعی: رصد تخصصی آثار با محوریت مفاهیم جامعهساز در قرآن کریم.
رویکرد تطبیقی: امکان مقایسه دیدگاههای اندیشمندان در جغرافیای فرهنگی متفاوت.
این مجموعه، راهنمایی ارزشمند برای محققان، دانشجویان و سیاستگذاران فرهنگی است تا با دسترسی یکپارچه به منابع جهانی، از دوبارهکاری پرهیز کرده و بر شانههای دانش موجود، افقهای نوینی را در مطالعات تمدنی بگشایند.
دفتر اول از کتاب «درآمدی بر تفسیر تمدنی قرآن؛ گفتارهایی از اندیشه ورزان قرآنی – تمدنی» تیر1403 به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی از چاپ خارج شد.
این اثر حاصل سلسله نشستهایی در پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی است که بر محور چند پرسش قرآنی ـ تمدنی شکل گرفته است.
آنچه از این گفتارها و هماندیشیها به دست آمده، نگاه مشترک، ادبیات مشترک، مبانی مشترک، و گاه روشها، اصول، و قواعد مشترک در ذهنیّت پژوهشگرانِ ممتاز در فهم تمدنیِ قرآن است که در این کتاب توسط خانم دکتر نجمه نجم گردآوری و تدوین شده است.
بیشک مضامین جدید و رویکردهای متفاوت در تفسیر تمدنی قرآن میتواند افقهای معنایی جدیدی را در نگرش تمدنی و امتپایه به قرآن بگشاید و زمینه را برای تأملات و تحقیقات تمدنیِ قرآنبنیان فراهم سازد.
طبق برنامه قرار بود این مجموعه، تا دفتر چهاردهم به صورت ترتیبی و موضوعی ادامه داشته باشد که الحمدالله ادامه پیدا کرد.
در این مجموعه نشستها و هماندیشیها حجج اسلام محمدعلیمهدویراد، محمدتقی سبحانی، احمد مبلغی، عبدالکریم بهجتپور، سعید بهمنی، محمدعلی میرزایی، محسن الویری، احمد آکوچکیان، علیرضا قایمینیا و دکتر احمد پاکتچی حضور داشته و به ارائه بحث پرداختهاند.
در مجموع میتوان مباحثی را که از سوی اساتید و محققان محترم طرح گردیده در چند قسمت «مبانی»، «قواعد»، «روش» طبقهبندی و دستهبندی است.
در میان گفتارهای ارائهشده، بیشتر آنها «تمدن» را به مثابه «رویکرد» در نظر گرفتهاند و بخش اندکی از آنها «موضوع تمدن» را مورد توجه قرار دادهاند. مثلا آنجا که مهدویراد به عینیتگرایی، به تفسیر علمی، به توسعۀ معنایی، و تطبیق قرآن بر شرایط زمان و مکان سخن میگوید و یا آنجا که در بارۀ مضمون دعاهای امام رضا(ع) بدین نکته تأکید میکند که این دعاها کمتر در مورد شیعیان و بیشتر در باره امت اسلام است، رویکرد تمدنی و فهم تمدنی از آموزهها را مورد توجه قرار میدهد. همینطور وقتی که سبحانی در مورد تفسیر استطباقی و تطبیق آن بر عینیات اجتماعی سخن میراند با همین رویکرد تمدنی، قرآن و آموزههای نهفته در آن را میکاود. همینطور وقتی بهمنی در ترسیم الگوی کشف دادههای تمدنی به پنج مولفۀ انسانی بودن، دنیوی بودن، اجتماعی بودن، بزرگ بودن، و ساخته بودن اشاره میکند با همین رویکرد تمدنی به قرآن و مفاهیم قرآن میپردازد.
همین رویکرد را میتوان در بیان مبلغی نیز مشاهده کرد که در توضیح مرحله اول از فرایند نظریهپردازی تمدنی (بر مبنای قرآن) به موضوع مدنیانگاری، نظامانگاری، و انسانیانگاری اشاره میکند و مرور نظریات مربوط به تمدن را در فهم تمدنی از قرآن و استخراج نظریه تمدنیِ مرجع از قرآن حائز اهمیت میداند. همین نگاه را در بیان محمدعلی میرزایی و محسن الویری هم بوضوح میتوان دید آنجا که میرزایی در یک نگاه، تمدن را به عنوان سطحی از دلالتهای قرآنی ترسیم میکند و مثلا «اقوم» بودن قرآن را در سطح امت و تمدن معنا میکند و یا الویری در پی سنتهای الهی در قرآن و تطبیق آن بر فرایند تمدنها میگردد با همین رویکرد تمدن پیش میرود و بالاخره همین رویکرد را میتوان در تحلیل آکوچکیان در «مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه» و منظومه چهار وجهی تفسیری (تفسیر سیستمی سامانه کلان مفهومی، نظام تنزیل، نظام موضوعی، و نظام آیندهنگار توسعهای) پی گرفت و آن را در شکلبندی نظام مفهومی تمدن در قرآن حائز اهمیت دانست.
علاوه بر رویکرد تمدنی که یکی از نقطههای مشترک در همه گفتارهای موجود در این کتاب است، برخی از مبانی فهم تمدنی از قرآن نیز در گفتارهای مختلف، مشترک بوده است: اینکه موضع ما نسبت به قرآن چیست و جهتگیری کلان آیات قرآن و اساسا دین چه میباشد؟ اساسا هدف از رسالت چه بوده است، و در میان آموزههای دینی آیا ماده بر معنا غالب بوده یا معنا بر ماده؟ پاسخ به هر یک از این پرسشها میتواند نگاه ما و تمدنی بودن آن را به قرآن و آموزههای قرآنی معلوم کند. این پرسش مبنایی را مهدویراد هم در ارائه نخستشان در سال 1395 و هم در ارائه دیگرشان در سال 1397 مورد تأکید قرار دادهاند و توضیح میدهند که اساسا نصوص دینی برای ساخت حیات آمدهاند و خداوند نصوص دینی را برای همین در اختیار بشر قرار داده است که یک حیات بسازند.
وی این مبنا را در گفتار دومِ خود به گونهای دیگر مورد تأکید قرار میدهد که «قرآن برنامه سلوک اجتماعی و فردی با نگاه انقلابی و واقعیتگرا و عینیتگرا است. اگر کسی در کشاکش مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی نباشد امکان ندارد قرآن را بفهمد؛ چون اصلا ذات قرآن این است، برنامه است و برنامهاش انقلابی است.» شبیه همین مبنا در بیان جناب استاد بهجتپور نیز اشاره شده است که «متن قرآن ناظر به واقعیات عینی است» و اساسا یکی از هنرهای قرآن این است که مسائل بسیار عمیق فکری را معطوف به واقعیات خارجی و نمونههای عینی پیاده و بیان کرده است.
مبنای دیگری که در این مجموعه مورد تأکید قرار گرفته است، مبانی مربوط به انسان و اشتراکات انسانی است. اینکه انسانها فطرتا یکسان هستند (در بیان سعید بهمنی)، و اینکه انسانها ذاتا تمدنی هستند و اساسا نمیتوان انسان را بدون تمدنسازی در نظر گرفت (در بیان محمدعلی میرزایی) و اینکه زبان قرآن نیز زبان فطری و انسانی است (در بیان محمدعلی مهدویراد به نقل از علامه طباطبایی).دیگر مبنای متنشناختی که در هر دوگفتار استاد مهدویراد و در بیان استاد بهمنی مورد تأکید قرار گرفته است، «توسعۀ معنایی» از یک طرف و «روح معنا» از طرف دیگر است. «روح معنا» به معنایی فرا زمانی و فرامکانی اشاره میکند، ولی توسعۀ معنایی به گستردگی و شمولیت معنای لفظ دلالت میکند. از این منظر الفاظ اولا به صورت لابشرط برای یک معنا وضع میشوند (معنا بسیار گسترده و فراگیر است) و ثانیا آنجا هم که وضع صورت میگیرد دارای روح معناست و آن روح معنا میتواند همین معنای گسترده را فراتر از زمان و مکان تسری بدهد.
علاوه بر مبانی مطرح در گفتارهای مختلف، نکتههای روششناختی متعددی نیز در خلال این گفتارها و گفتگوها مطرح شده است که قسمتهای زیادی از آن مشترک هستند و میتواند زمینه را برای شکلبندی نظریات مشترک در فهم تمدنی قرآن فراهم آورد. در این میان، موضوع «استنطاق تمدنی قرآن» در بیان محمدعلی مهدویراد و ضرورت ارائه نظریه تمدن با استفاده از تجمیع نظریههای مختلف تمدنی و عرضه به قرآن و سپس تحلیل آنها برای کشف نظریه تمدنی قرآن در بیان احمد مبلغی و ضرورت ارائه مدل و الگوی استخراج دادههای تمدنی از قرآن در بیان سعید بهمنی و همینطور «تفسیر استطباقی» در مقایسه با «تفسیر استنباطی» و «تفسیر استنتاجی» و «حرکت از چالشهای عینی به سمت قرآن» در بیان محمدتقی سبحانی، موضوع «جری و تطبیق» در بیان عبدالکریم بهجتپور، و طرح سطح تحلیل تمدنی در بیان محمدعلی میرزایی و بالاخره طرح همسانی تاریخ و تمدن و تفسیر تاریخی در بیان الویری نکتههای بسیار مهم روشی را برای فهم تمدنی از قرآن در اختیار مخاطبان این کتاب قرار میدهد. در نوعِ روشهای ارائه شده برای فهم و خوانش تمدنی از قرآن، جستجو برای ایجاد ارتباط بین متن و عینیت اجتماعی دغدغه و مسئله ای مشترک است. در این نگاه، اساسا بدون ایجاد چنین ارتباطی بین آنچه که در متن میگذرد و آنچه که در کف میدان رخ میدهد، فهم تمدنی ممکن نخواهد شد.
ذیل روش فهم تمدنی از قرآن، میتوان به برخی از قواعد فهم تمدنی از قرآن نیز پرداخت که در این مجموعه گفتارها برخی از اساتید بدان پرداختهاند، مانند قاعدۀ حجیت گزارههای مستقل (یا جملات مستقلی که یصح السکوت علیها) در سیاق و بیرون سیاق، قاعده «توسعۀ معنایی» و قاعدۀ «روح معنا» در فهم تمدنی از قرآن، قاعدۀ نگاه تاریخی به موضوعات قرآن، قاعدۀ تفکیک میان دلالتهای متنی و دلالتهای فرامتنی، قاعدۀ «ترتیب نزول» و توجه به آن در فهم تمدنی از قرآن، و قاعدۀ شروع از دردهای انسان معاصر، و نهایتا قاعدۀ «تکرار» در رفت و برگشت مکرر به قرآن برای نزدیکتر شدن به معارف ناب قرآنی و دور ماندن از القائات صرفا علمی و سکولار.
سرانجام، آنچه در این گفتارها به صورت مشترک مورد توجه قرار گرفته است، بحث مرحلهبندی فرایند فهم تمدنی از قرآن است که محمدتقی سبحانی آن را به ترتیب «تفسیر استنباطی» (متن محور)، «تفسیر استنتاجی» (پرسش محور)، و «تفسیر استطباقی» (عینیت محور) ذکر میکند، عبدالکریم بهجتپور هم که وظیفه مفسیر را رفع ابهام از الفاظ، دفع شبهه و کشف مراد و بیان مقاصد میداند، چهار مرحله در استخراج مهندسی فرهنگی (و احیانا تطبیق آن به مهندسی تمدنی) میشمارد: استخراج بر اساس سیر نزول، الحاق سنت، ضرورت ملاقات و گفتگوهای قرآنی با متخصصان دیگر، و استخراج تفاوتها؛ احمد مبلغی هم به سه مرحله 1. جمعآوری و تنقیح نظریات تمدنی (مدنیانگاری، نظامانگاری، و انسانیانگاری)، 2. عرضه به قرآن (آرمانشهر قرآنی، مراجعه واژگانی، تلاشهای انبیاء، و تحلیل جایگاه فوقانی)، و 3. تحلیل و جمعبندی (با تلاشی جامعالااطراف و در یک فرایند رفت و برگشتی و همراه با جرأت نظریهپردازی) به عنوان مراحل دریافت و استخراج نظریۀ تمدنی از قرآن میپردازد.
دوباره توجه به هریک از این مراحل البته اشتراکاتی را نشان میدهد و آن اصل «رفت و برگشت» بین قرآن و زندگی روزمره و عینیات اجتماعی، و بین قرآن و مسئلههای علمی در علوم مختلف انسانی است که به آموزههای قرآنی امتداد اجتماعی در مقیاس کلان تمدنی میبخشد و آن را در سطح یک تمدن فعال میکند.
دفتر دوم از مجموعه تفسیر تمدنی (تأملاتی در سوره حمد) به کوشش حجج اسلام سعید بهمنی، محسن الویری، حبیب الله بابایی و محمدعلی میرزایی به زودی منتشر خواهد شد.
خوانش تمدنی سوره حمد پژوهشی نوآورانه و ژرف است که با بهرهگیری از روشهای گوناگون تفسیر قرآن کریم، به واکاوی نسبت مفاهیم بنیادین آموزههای وحیانی با فرایند تمدنسازی میپردازد.
این اثر با تحلیل ساختاری و معناشناختی سوره حمد، جایگاه ممتاز و بیبدیلِ آن به عنوان «امالکتاب» در فرهنگ اسلامی و نفش آن در شکلدهی به تمدن توحیدی را تبیین میکند.
نویسندگان کتاب، در قالب پژوهشی جمعی، با تمرکز بر مفاهیم کلیدی همچون عبودیت، صراط مستقیم، رحمت الهی و هدایت، به ارائه چارچوبی مفهومی برای تمدنسازی قرآنی دست یافتهاند.
این کتاب، افزون بر آنکه مدخلی برای فهم تمدنی قرآن کریم بهشمار میآید، الگویی کاربردی برای تحلیل تمدنی سایر سورهها نیز معرفی میکند.
خوانش تمدنی سوره حمد، با تکیه بر محورهایی چون رحمانیت و عدالت، افقهایی نو فراروی فهم از تمدن اسلامی میگشاید.
دفتر سوم از درآمدی بر تفسیر تمدنی قرآن (جستارهای موضوعی) به کوشش حبیب الله بابایی و جمعی از نویسندگان منتشر شد.
یکی از گونههای فهم تمدنی از قرآن، فهم موضوعات تمدنی قرآن با فهم تمدنی از موضوعات اجتماعی با حتی فهم تمدنی از موضوعات الهیاتی و آموزههای ایمانی در قرآن کریم است.
از این منظر، همانطور که میتوان تفسیر ترتیبی ـ تمدنی نوشت، میتوان به تفسیر موضوعی ـ تمدنی هم اندیشید و در آن برخی از مفاهیم پایه در قرآن را از منظر تمدنی بازخوانی کرد.
چنین تفسیری گاه به مضامین قرآنی (مثل ایمان یا امر به معروف و نهی از منکر) نگاه تمدنی دارد و گاه به تکآیههای قرآنی (مثل آیۀ استضعاف یا آیه سُنبله) با نگاه تمدنی مینگرد.
آنچه در این دفتر گرد آمده است تأملات تمدنی در ترکیب موضوعات و آیات است که پژوهشگران از هر یک از آنها خوانشی تمدنی ارائه کردهاند.
دفتر چهارم از مجموعه تفسیر تمدنی (روششناسی) به کوشش حبیب الله بابایی و زهرا محمودی به زودی منتشر میشود.
آنچه از روششناسیِ فهم تمدنی از قرآن در این مجلد گرد آمده، نه از یافتههای تحقیقی در منابع روششناختی، بلکه از تمرینها، تجربهها و تدبرهای گروهی در خوانش تمدنی از قرآن حاصل شده است.
با این مقدار از نکتههای روشی و روششناختی ما عاجز بودهایم از اینکه تمامی ابعاد معرفتی و مبانی معرفتشناختی، قرآنشناختی، انسانشناختی، هستیشناختی و نیز مهارتهای فهم و استنباط تمدنی از قرآن را بهآسانی به دست آوریم و طرحی جامع و الگویی شامل از روششناسی فهم تمدنی قرآن ارائه کنیم؛ اما آنچه ما در این مقدار احیاناً انجام دادهایم، ایجاد بستری مناسب برای طرح مسئلههای معرفتی در فهم تمدنی از قرآن بوده است.
طرح و تبیین زمینههایِ معرفتی در فهم تمدنی از قرآن میتواند راه جدیدی به مشارکت نخبگان تمدنی در معرفت قرآنی و مشارکت نخبگان قرآنی در فهم تمدنی جهان اسلام و دنیای معاصر بگشاید.






