3 میدان جهاد برای ساخت نسل بصیر؛ “خانه، مدرسه و جامعه”

شاید لازم نباشد مادران بجنورد به جهاد بروند یا وسط خیابان با اغتشاشگران و دشمنان مبارزه کنند اما تربیت جهادگران حقیقی به دست آنها محقق میشود. البته جهاد نیز معنایی فراتر از مبارزه در میدان جنگ دارد.
تربیت، اگر صرفاً به انتقال مجموعهای از اطلاعات محدود شود، در بهترین حالت انسانهایی مطیع و در بدترین حالت انسانهایی سردرگم تولید میکند. در مقابل، تربیت جهادگرانه بهدنبال ساختن «انسانِ مسئول» است؛ انسانی که نسبت به خود، جامعه و زمانهاش بیتفاوت نیست و در برابر مسئلهها، موضع فعال دارد. جهاد در این معنا، نه صرفاً یک کنش نظامی، بلکه نوعی زیست آگاهانه و مستمر است.
اگر نگاهی به دشمنان این مرز و بوم بیندازیم خواهیم دید که حتی در میدان نبرد بر سر حیاتشان نیز با شجاعت و اطمینان حضور ندارند و برای همان عقیدهی باطل نیز حاضر نیستند جانشان را به خطر بیندازند. حال آنکه تربیت جهادگرانه این امر را میسر میکند.
همانطور که مقام معظم رهبری گفتهاند:«گاهی هست که اهمّیّت یک فریضه از جان بچّهی انسان، از جان همسر انسان، از جان پدر و مادر انسان بالاتر است. لذا شما به امام حسین عرض میکنید: بِاَبی اَنتَ وَ اُمّی؛(1) پدر و مادرم قربانت. از پدر و مادر چه کسی بالاتر؟ جانشان قربانِ جان شما.»
ایشان در ادامه با ذکر آیهی قرآن «قُل اِن کانَ آباؤُکُم وَ اَبناؤُکُم وَ اِخوانُکُم» میفرمایند: «نباید اینها را بیشتر از خدا و جهاد در راه خدا دوست داشته باشیم؛ یک جاهایی این جوری است. فریضه وقتی که بزرگ شد، عظمت پیدا کرد، حتّی بر جان کودک هم ترجیح پیدا میکند؛ لکن در غیر [این] موارد، در موارد عادی، محورِ وظایفِ زن، خانواده است و واقعاً هم خانواده بدون حضور زن، بدون فعّالیّت زن، بدون احساسِ تکلیفِ زن، امکان ندارد اداره بشود.» 1401/10/14
گاهی کودکان فقط بزرگ میشوند و تربیت نمیشوند که نتیجهاش ناآگاهی و عدم تشخیص حق و باطل در بزرگسالی است؛ هرچند رزق حلال نیز در این امر بیتاثیر نیست.
جهان، میدان انتخاب است
تربیت جهادگرانه از این پیشفرض آغاز میشود که جهان، میدان انتخاب است و انسانی که در چنین تربیتی رشد میکند، از ابتدا با این واقعیت مواجه میشود که زندگی، ترکیبی از فرصت و چالش است و مسئولیت، امری قابل واگذاری به دیگران نیست. این نگاه، تفاوت بنیادین با تربیتی دارد که هدفش صرفاً موفقیت فردی، رفاه یا امنیت روانیِ بدون تعهد است.
یکی از مهمترین ویژگیهای تربیت جهادگرانه، پرورش روحیهی مسئلهمندی است. فرد جهادگر، نسبت به پیرامون خود حساس است؛ فقر، بیعدالتی، جهل، تحریف و تبعیض را میبیند و از کنار آنها عبور نمیکند. این حساسیت، نه از سر هیجان لحظهای، بلکه از درک عمیق نسبت به کرامت انسانی شکل میگیرد. به همین دلیل، تربیت جهادگرانه، پیش از آنکه به کنش بیرونی برسد، به آگاهی درونی نیاز دارد.
در همین رابطه یک دانشجوی بجنوردی در گفتوگو با خبرنگار تسنیم گفت: جهاد فقط اسلحه دست گرفتن نیست. برای من جهاد یعنی وقتی میفهمم دشمن روی فکر و باور ما کار میکنه، بیخیال نباشم؛ مطالعه کنم، تحلیل داشته باشم و موضع بگیرم. این حداقل کاریه که از دست ما برمیاد.
و همچنین یکی از مادران انقلابی بجنورد اضافه کرد:من شاید هیچوقت در خط مقدم جبهه نباشم، اما هر روز با تربیت بچههام انتخاب میکنم که بیتفاوت بزرگ نشن. اگر بچهام یاد بگیره نسبت به ظلم و حقکشی ساکت نمونه، فکر میکنم سهم خودمو از جهاد انجام دادم.
ایمان از جنس شعار نیست
در این نوع تربیت، ایمان از جنس شعار نیست. ایمان، موتور حرکت است؛ اما حرکتی عقلانی و سنجیده نیاز دارد. تربیت جهادگرانه، تعارضی میان عقل و ایمان نمیبیند. برعکس، عقلانیت را شرط جهاد میداند. جهاد بدون تحلیل، میتواند به افراط، فرسودگی یا حتی انحراف منجر شود. بنابراین، آموزش تفکر نقاد و تشخیص اولویتها، جز جداییناپذیر این تربیت است.
در ادامه مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهمالسلام و اتحادیهی رادیو و تلویزیونهای اسلامی در این رابطه گفتهاند: «امروز به نظر ما مصداق مجاهدت که در مقابل ما مسلمانها، ما پیروان اهل بیت قرار دارد، عبارت است از مبارزهی با نقشههای استکبار در منطقهی اسلامی؛ امروز بزرگترین مجاهدت این است. با نقشههای استکبار باید مبارزه کرد. این نقشهها را باید اوّل شناخت، اوّل باید دست دشمن را بخوانیم، بدانیم چهکار میخواهد بکند؛ بعد بنشینیم برنامهریزی کنیم و با اهداف دشمن مبارزه کنیم.»
ایشان در ادامه تاکید کردند: «فقط هم حالت دفاع و انفعال نیست. مبارزه اعم است از دفاع و هجوم؛ یکوقت لازم است انسان در مواضع دفاعی قرار بگیرد، یکوقت هم لازم است در مواضع هجومی قرار بگیرد؛ در هردو حالت هدف عبارت است از مبارزهی با برنامههای استکبار که دشمن اساسی و اصلی است در این منطقه؛ و هم در کلّ منطقهی اسلامی، بخصوص در این منطقهای که غرب آسیا است.»
از سوی دیگر، تربیت جهادگرانه با رنج آشناست، اما رنجزده نیست. همانطور که شهید سید مرتضی آوینی گفته است:« رسیدن به آرمانها،مستلزم صبر بر رنجهاست» فرد جهادگر میداند که مسیر مسئولیت، همواره با سختی همراه است، اما این سختی را بهعنوان بخشی از معنا میپذیرد. این نگاه، انسان را در برابر ناکامیها مقاوم میکند و از او شخصیتی میسازد که در شرایط دشوار، فرو نمیریزد.
نه به فردگرایی
نکتهی مهم دیگر، جمعمحوری در تربیت جهادگرانه است. جهاد، کنش فردیِ منزوی نیست. حتی مجاهدی که تنها عمل میکند، در افق فکری خود به جمع میاندیشد. تربیت جهادگرانه، روحیهی کار گروهی و ترجیح منافع جمع بر منفعت شخصی را تقویت میکند. این ویژگی، بهویژه در جهان امروز که فردگرایی افراطی رواج دارد، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
حجتالاسلام والمسلمین نوری ، نماینده ولی فقیه در خراسان شمالی نیز در صحبتی راجع به ظلم و اهمیت جهاد جمعی اظهار کرد: امروز میبینیم هر کس در برابر ظلم و زورگویی استکبار جهانی بایستد او را تروریست میدانند و این وضع دنیای جاهل و فاسد است.
وی تصریح کرد: در چنین جهان فاسدی، از مهمترین راههای مبارزه با استکبار این است که ما با جهاد تبیین جامعه دینی خود را نسبت به نقشهها و شیطنتهای استکبار آگاه کنیم تا با مقاومت و استقامت، به حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) برسیم.
رئیس شورای استانی حوزه علمیه خراسان شمالی افزود: امروز میبینیم کشوری مانند فرانسه که مدعی آزادی در دنیا است، در مراکز علمی خود با زنان محجبه و دختران مسلمان برخورد میکند یا در کشوری مانند هندوستان درحالیکه همچنان قوانین جاهلانه بر آن حاکم بوده و هر نوع مکتب و ایده ضد بشری و فاسد در آن کشور آزادانه کار میکنند؛ اما سران همین کشور مانع از ترویج مکتب نورانی اسلام میشوند.
این بیانات نشانگر آن است که در عرصهی جهاد باید به صورت جمعی ورود کرده و از فردگرایی دوری کرد.
ولایتمداری و الگوپذیری، کلید اصلی جهاد
در تربیت جهادگرانه، الگوها نقش تعیینکننده دارند. نه الگوهای دستنیافتنی و اسطورهای، بلکه انسانهایی واقعی که در زمانهی خودشان مسئولانه زیستهاند. جوانی که بداند میتوان در همین زمان و مکان، مسئولانه زندگی کرد، امید و انگیزهی حرکت پیدا میکند و مقام ولایت این موضوع را محقق میکند.
در نهایت، تربیت جهادگرانه بهدنبال تولید انسانهای پرسر و صدا نیست؛ بلکه انسانهای پایدار میخواهد. انسانهایی که اگر در مرکز توجه نباشند، باز هم وظیفهشان را انجام میدهند. این تربیت، انسان را به نقطهای میرساند که «انجام تکلیف» برایش مهمتر از دیده شدن است.
در جهانی که بیتفاوتی به یک سبک زندگی تبدیل شده، تربیت جهادگرانه تلاشی است برای بازگرداندن معنا به کنش انسانی؛ تلاشی برای پرورش انسانهایی که نه اسیر شرایط میشوند و نه از مسئولیت میگریزند، بلکه با آگاهی، ایمان و صبر، سهم خود را در اصلاح جهان ایفا میکنند.