یادداشت| روزی که شجاعت به دنیا آمد و هنوز نفس می‌کشد

چهارم شعبان، سالروز میلاد حضرت عباس(ع) و یادآور شجاعتی است که در انتخاب و ایثار جانبازان ادامه یافته است.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از کرج، صدیقه صباغیان، فعال رسانه ای به مناسبت سالروز میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع) و روز جانباز در یادداشتی آورده است:

چهارم شعبان، روزی است که شجاعت شکل گرفت؛ نه در هیاهوی شمشیر و نیزه، بلکه در سکوت تصمیمی که به فدا شدن ختم می‌شود. روزی که عباس به دنیا آمد و قرن‌ها بعد، مردانی که تکه‌هایی از جانشان را جا گذاشتند، دوباره معنای عباس را زندگی کردند.

حضرت عباس(ع) را معمولاً با بازوانش می‌شناسیم، با علم و قامت رشید اما عباس، پیش از آنکه یک قهرمان باشد، یک «انسانِ انتخاب‌گر» است؛ انسانی که می‌توانست بماند اما رفت، می‌توانست سالم برگردد، اما نخواست. می‌توانست آب بنوشد اما یادش آمد که تشنگی فقط مال خودش نیست.

عباس، بیش از آنکه اسطوره باشد، آینه است؛ آینه‌ای که هرکس به اندازه ظرفیتش، خود را در آن می‌بیند. چهارم شعبان، روز تولد این آینه است و چه تقارنی دقیق‌تر از اینکه همین روز، به نام روز جانباز نام گرفته است؛ روز کسانی که بدنشان سند زنده‌ انتخاب است.

جانباز، کسی نیست که فقط زخمی شده باشد، بلکه انسانی است که بخشی از خودِ ممکنش را رها کرده تا دیگری بماند. جانباز، کسی است که هر روز صبح، با محدودیتی تازه بیدار می‌شود، اما شب، با وجدانی آسوده می‌خوابد.

جانباز، ادامه‌ همان مسیر ناتمام کربلاست؛ مسیری که از فرات آغاز شد و هنوز به ایستگاه آخر نرسیده است ما معمولاً از جانبازان در قاب‌های رسمی یاد می‌کنیم، در مراسم‌ها، در تیترها، در عکس‌های یادگاری. اما جانباز، بیشتر از آنکه یک عنوان باشد، یک زیستِ مداوم است.

در این زیست، درد، جزئی از آن است اما همه‌ آن نیست؛ زیستی که صبر دارد اما منفعل نیست، زیستی که سکوتش، از فریاد بلندتر است و کرامتش اجازه نمی‌دهد رنج، به خواهش تبدیل شود. در این زیست، درد، جزئی از آن است اما همه‌ آن نیست.

حضرت عباس(ع) هم اگر امروز در میان ما بود، احتمالاً کمتر سخنرانی می‌کرد و بیشتر نگاه. نگاه می‌کرد به دست‌هایی که نیستند اما کار می‌کنند، به پاهایی که نمی‌دوند اما ایستاده‌اند، به چشمانی که نور ندارند اما راه را بهتر می‌بینند.

عباس، اهل نمایش نبود، اهل نتیجه بود و جانبازان، وارثان همین منطق‌ هستند. در کربلا، عباس(ع) برای آب رفت، اما آنچه آورد، «معیار» بود؛ معیاری برای وفاداری، اولویت و نسبت انسان با مسئولیت. جانبازان ما هم در روزگار خودشان، برای چیزهای مختلفی رفتند.

یکی برای خاک رفت، یکی برای ناموس، یکی برای باور، یکی فقط برای اینکه «وظیفه بود» اما آنچه آوردند، چیزی فراتر از پیروزی یا شکست بود؛ این سؤال را آوردند که «اگر جای تو بودم، چه می‌کردم؟» این سؤال، هنوز هم ما را دنبال می‌کند.

روز جانباز، اگر فقط به تبریک ختم شود، ناتمام است و اگر فقط به تجلیل بسنده شود، کم است. این روز، باید ما را وادار به مکث و فکر کند و به بازبینی نسبت‌مان با مفاهیمی همچون ایثار، فداکاری و مسئولیت اجتماعی. جانبازان، قهرمانان گذشته نیستند، همسایه‌های امروزند.

آن ها انسان هایی هستند که در صف نان می‌ایستند، قبض پرداخت می‌کنند، در ترافیک می‌مانند، بچه بزرگ می‌کنند، درد می‌کشند و کمتر می‌گویند. حضرت عباس(ع) هم اگرچه در تاریخ مانده، اما در زندگی روزمره ما حضور دارد.

هر وقت کسی، حق خودش را عقب می‌اندازد تا حقی ضایع نشود. هر وقت کسی، قدرت دارد اما سوءاستفاده نمی‌کند. هر وقت کسی، می‌تواند بماند اما می‌رود. عباس، فقط در کربلا نیست؛ در انتخاب‌های کوچک ماست. جانبازان، ترجمه‌ معاصر همین حضور هستند.

جانبازان بد‌نشان، روایت‌گر تاریخ است؛ تاریخی که با خون نوشته شده، اما با صبر ادامه یافته است. آن‌ها یادآور این حقیقت‌اند که هزینه‌ امنیت، فقط عدد و آمار نیست، انسان است؛ انسانِ زنده، نفس‌کش و درگیر با دردهای مزمن، اما امیدوار به معنا.

چهارم شعبان، روز تولد مردی است که آب را دید و ننوشید و روز بزرگداشت مردانی است که سلامتی را دیدند و بخشیدند. این شباهت، تصادفی نیست؛ تاریخ، گاهی با دقت عجیبی معناها را کنار هم می‌چیند تا انسان بفهمد بعضی انتخاب‌ها هرگز کهنه نمی‌شوند.

اگر بخواهیم از حضرت عباس(ع) فقط یک چیز یاد بگیریم، شاید این باشد؛ وفاداری، همیشه پر سر و صدا نیست، گاهی، در سکوتی عمیق اتفاق می‌افتد؛ در لحظه‌ای که کسی می‌توانست طور دیگری باشد، اما نخواست و ایستادگی کرد.

جانبازان ما، استادان این سکوت‌ هستند؛ سکوتی که اگر گوش داشته باشیم، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. این یادداشت، نه برای اسطوره‌سازی است و نه برای اغراق. برای دیدن است؛ دیدنِ پیوندی زنده میان گذشته و حال، میان عباسِ کربلا و عباس‌های امروز؛ با هر نام و نشانی.

دیدنِ اینکه چهارم شعبان، فقط جشن تولد نیست، یادآوری یک مسئولیت است؛ مسئولیتی که هنوز از دوش ما برداشته نشده است. باشد که این روز، ما را کمی شبیه‌تر کند به آن کسی که آب را نیاشامید و به آن‌هایی که هنوز، تشنه‌ فهم ما هستند.

 

©‌ وبانگاه > خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا