پیوند عمیق بین مردم و ولایت فقیه مانع از بیثباتسازی کشور

آمریکا و رژیم صهیونیستی با اتکا به تجربههای پیشین خود در بیثباتسازی کشورهای مستقل، تلاش کردند از بستر نارضایتیهای اجتماعی، فشارهای اقتصادی و جنگ رسانهای، برای ایجاد آشوب داخلی و تضعیف انسجام ملی بهرهبرداری کنند. حمایت آشکار مقامات آمریکایی و صهیونیستی از اغتشاشات، فعالیت هماهنگ رسانههای وابسته و عملیات گسترده سایبری و روانی، گواه روشنی بر دخالت مستقیم این دو بازیگر در پروژه ناامنسازی ایران بود.
با ناکامی این سناریو در عرصه داخلی، دشمنان ایران مسیر تقابل را به سطحی آشکارتر منتقل کرده و جنگ دوازدهروزه را بهعنوان مرحلهای جدید از فشار همهجانبه آغاز کردند. هدف اصلی این جنگ، نه صرفاً ضربه نظامی، بلکه آزمون تابآوری ملی، ایجاد هراس عمومی و وادارسازی جمهوری اسلامی به عقبنشینی از مواضع اصولی خود در معادلات منطقهای بود. با این حال، محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی بار دیگر با واقعیتهای میدانی و اجتماعی ایران همخوانی نداشت.
تجربه اغتشاشات و جنگ دوازدهروزه بار دیگر اثبات کرد که قدرت بازدارندگی ایران، صرفاً در توان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه ریشه در پیوند عمیق میان مردم، ارزشهای ملی و گفتمان مقاومت دارد. آمریکا و رژیم صهیونیستی اگرچه از پیشرفتهترین ابزارهای جنگ ترکیبی بهره میبرند، اما در برابر ملتی آگاه و مقاوم، با بنبست راهبردی مواجهاند.
این تحولات نشان داد که آینده تقابلها بیش از هر زمان دیگر به میدان «آگاهی عمومی» گره خورده است. حفظ این آگاهی، تقویت انسجام ملی و تداوم حضور هوشمندانه مردم در صحنه، نهتنها ضامن امنیت و ثبات کشور، بلکه مهمترین پاسخ عملی به پروژههای خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد بود.
جنگ ترکیبی بهعنوان پیچیدهترین شکل تقابل در دنیای معاصر، فراتر از نبرد نظامی، همه ابعاد اجتماعی، فرهنگی، روانی، اقتصادی و رسانهای جوامع را هدف قرار میدهد. دشمن در این الگو میکوشد با بهرهگیری همزمان از فشار خارجی و تحریک گسلهای داخلی، اراده ملی را تضعیف و انسجام اجتماعی را از درون فرسوده سازد. در چنین شرایطی، مقابله مؤثر و بهموقع با این تهدید چندلایه، مستلزم بهکارگیری هوشمندانه «فناوری اجتماعی» در کنار بسیج مردمی و هدایت راهبردی رهبری جامعه است.
فناوری اجتماعی بهمعنای شناخت، سازماندهی و فعالسازی ظرفیتهای انسانی و شبکههای اجتماعی در راستای اهداف کلان جامعه است. برخلاف فناوری سخت که متکی بر ابزار و تجهیزات است، فناوری اجتماعی بر اعتماد، ارتباط، آگاهی و مشارکت عمومی تکیه دارد. دشمن در جنگ ترکیبی تلاش میکند همین مؤلفهها را هدف قرار دهد؛ ازاینرو، تقویت شبکههای اجتماعی بومی، افزایش سواد رسانهای و ایجاد جریانهای خودجوش مردمی در عرصه تبیین، مهمترین کارکرد فناوری اجتماعی در خنثیسازی تهدیدات محسوب میشود.
در این میان، بسیج مردمی این یادگار امام راحل(ره) و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یکی از کارآمدترین جلوههای فناوری اجتماعی، نقش بیبدیلی در مقابله سریع و مؤثر با جنگ ترکیبی ایفا میکند. بسیج نهتنها یک سازمان، بلکه یک فرهنگ و شبکه گسترده اجتماعی است که میتواند در کوتاهترین زمان، ظرفیتهای مردمی را در حوزههای امنیتی، رسانهای، خدماتی و فرهنگی فعال کند. حضور بهموقع بسیج در میدان، موجب کاهش غافلگیری، افزایش تابآوری اجتماعی و ناکام ماندن دشمن در ایجاد آشوب و بیثباتی میشود.
در سطح راهبردی، رهبری جامعه نقش هماهنگکننده و جهتدهنده این ظرفیتها را بر عهده دارد. رهبری با درک دقیق از ماهیت جنگ ترکیبی، تبیین بهموقع تهدیدها و ترسیم اولویتها، مانع از سردرگمی جامعه و پراکندگی واکنشها میشود. اعتماد عمومی به رهبری، سرمایهای است که امکان بسیج سریع و هدفمند مردم را فراهم کرده و از تبدیل بحرانها به چالشهای ساختارشکن جلوگیری میکند.
همافزایی میان فناوری اجتماعی، بسیج مردمی و رهبری جامعه، امکان کنش پیشدستانه را در برابر دشمن فراهم میسازد؛ بهگونهای که تهدید پیش از تبدیلشدن به بحران، شناسایی و مهار میشود. این الگو نشان میدهد که قدرت واقعی در جنگ ترکیبی، نه صرفاً در ابزارهای سخت، بلکه در انسجام اجتماعی، آگاهی عمومی و پیوند مستحکم میان مردم و رهبری نهفته است.
تجربههای اخیر ثابت کرده است که هرگاه این سه مؤلفه بهصورت هماهنگ و هوشمندانه بهکار گرفته شدهاند، جنگ ترکیبی دشمن با شکست مواجه شده است. تقویت فناوری اجتماعی، حمایت از بسیج مردمی و صیانت از جایگاه رهبری، راهبردی پایدار برای حفظ امنیت ملی و عبور موفق از پیچیدهترین تهدیدات عصر جدید بهشمار میرود.
در این مقطع حساس، حضور آگاهانه و مسئولانه مردم در صحنه مقاومت بهعنوان مهمترین سرمایه راهبردی کشور، نقشههای دشمن را خنثی کرد. مردم با درک صحیح از ماهیت تهدید و تشخیص مرز میان مطالبات مشروع و پروژههای براندازانه، اجازه ندادند شکافهای اجتماعی به ابزار دشمن تبدیل شود. حمایت از نیروهای مدافع امنیت، حفظ آرامش عمومی و ایستادگی در برابر جنگ روانی، جلوههایی از بلوغ سیاسی و اجتماعی ملت ایران در این برهه تاریخی بود.
در پایان ضمن گرامیداشت یاد و خاطره تمام شهدای انقلابی دیماه 1404 که در مواجهه با این اغتشاشات ظالمانه در مقابل منافقان و مزدوران داخلی و خارجی ایستادند و از نظام اسلامی و ایران سربلند و قوی همچون گذشته دفاع کردند و از جان خود گذشتند؛ از تمام مسئولین کشور بالاخص قوه قضائیه مطالبه داریم که این معاندین و مزدوران را با اشد مجازات محاکمه کنند و به زودی احکام آنان در ملاء عام اجرا گردد تا برای دیگر ایادی این مستکبران و ظالمان بینالمللی در داخل و خارج درس عبرت باشد و دیگر به خود اجازه ندهند در مقابل مردم انقلابی و ولایتمدار بصیر و شجاع این مرز و بوم قرار گیرند.
یادداشت امیر فریدینا، فعال سیاسی اجتماعی