توسعه صنعتی با چالش بیتوجهی به نیروهای بومی و مدیران پروازی

واقعیت آن است که علیرغم وجود نیروی انسانی تحصیلکرده، متخصص و توانمند در استان مرکزی، در بسیاری از سطوح مدیریتی و حتی کارشناسی، شاهد بهکارگیری گسترده نیروهای غیربومی هستیم؛ رویکردی که نهتنها به کاهش انگیزه جوانان استان منجر شده، بلکه احساس تبعیض و نادیدهگرفتن سرمایه انسانی محلی را تشدید کرده است.
نیروهای بومی، بهواسطه شناخت عمیق از شرایط اجتماعی، فرهنگی و حتی زیستمحیطی منطقه، از توان بالاتری برای تصمیمگیریهای دقیق و مسئولانه برخوردارند. با این حال، در عمل، این مزیت مهم نادیده گرفته میشود و فرصتهای شغلی و مدیریتی، بدون شفافیت کافی، در اختیار افرادی قرار میگیرد که پیوندی پایدار با استان ندارند و اغلب نیز نگاه کوتاهمدت به مسئولیت خود دارند.
ادامه این روند، پیامدهای نگرانکنندهای بهدنبال دارد؛ از تشدید مهاجرت نخبگان و جوانان بومی به سایر استانها گرفته تا تضعیف سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی به نهادهای تصمیمگیر. چگونه میتوان از توسعه پایدار سخن گفت، در حالی که نیروهای بومی، خود را در حاشیه پیشرفت استان میبینند؟
استفاده از نیروهای بومی، صرفاً یک مطالبه احساسی یا منطقهای نیست، بلکه یک ضرورت عقلانی و توسعهمحور است. تجربه نشان داده است سازمانها و واحدهایی که به توان بومی تکیه کردهاند، از ثبات مدیریتی، بهرهوری بالاتر و تعامل اجتماعی بهتری برخوردار بودهاند. در مقابل، انتصابهای غیربومیِ بدون برنامه، اغلب هزینههای اقتصادی و اجتماعی پنهانی را به استان تحمیل کرده است.
امروز انتظار میرود دستگاههای اجرایی، شرکتهای صنعتی و نهادهای وابسته به دولت، با بازنگری جدی در سیاستهای استخدامی و مدیریتی خود، اصل «اولویت نیروهای بومی» را از شعار به عمل تبدیل کنند. شفافیت در فرآیند جذب، پاسخگویی در قبال انتصابها و سرمایهگذاری واقعی بر آموزش و ارتقای نیروی انسانی محلی، حداقل گامهایی است که باید هرچه سریعتر برداشته شود.
استان مرکزی برای پیشرفت، بیش از هر چیز به اعتماد به فرزندان خود نیاز دارد. توسعهای که بر پایه نادیدهگرفتن نیروهای بومی شکل بگیرد، نه پایدار خواهد بود و نه عادلانه. اکنون زمان آن رسیده است که تصمیمگیران، به این مطالبه جدی و بحق جامعه محلی پاسخی روشن و عملی بدهند.
خانواده مدیران در استان مرکزی؛ ضامن تعهد و فهم عمیق از مشکلات و مسئولیتها
در سالهای اخیر، یکی از چالشهای مدیریتی استانهای مختلف کشور، پدیده «مدیران پروازی» بوده است؛ مدیرانی که مسئولیت اجرایی یک استان را بر عهده میگیرند اما نه خود و نه خانوادهشان در همان استان سکونت ندارند. این نوع مدیریت که حضور واقعی، مستمر و درگیر با زندگی اجتماعی مردم را ندارد، بهوضوح با الزامات توسعه پایدار، فهم درست از مشکلات و پاسخگویی به مطالبات جامعه محلی در تعارض است.
استان مرکزی از این قاعده مستثنی نیست و صدها هزار شهروند اراکی، دلیجانی، ساوجی و سایر شهرستانهای استان بارها تجربه کردهاند که مدیر غیرمستقر نمیتواند دغدغههای آنان را درک عمیقاً لمسشده و بهموقع پیگیری کند. مدیرانی که در رفتوآمد، غیاب در جلسات محلی و عدم آشنایی واقعی با تحولات اجتماعی و فرهنگی استان گرفتارند، تصمیمهای ضربتی میگیرند و ذهنیتشان از استان، اغلب کشوری است، نه منطقهای که مردم هر روز آن را تجربه میکنند.
در مقابل این رویکرد، () یکی از نقاط قوت مدیریتی در استان مرکزی، استقرار استاندار فعلی است. استاندار مرکزی، مهدی زندیهوکیلی، نیروی اصیل بومی استان است و خانوادهاش از خانوادههای شناختهشده و اصیل شهر اراک بهحساب میآیند. حضور خانوادگی او در استان و پیوند عمیق با بافت اجتماعی و فرهنگی اراک، باعث شده درک او از مشکلات، ظرفیتها و نیازهای منطقه بسیار واقعیتر و از جنس مردم باشد؛ امری که مدیران غیربومی و پروازی به سختی به آن دست مییابند.
حضور خانواده مدیران در محل خدمت، تنها یک موضوع رفاهی یا جزئیات شخصی نیست؛ این حضور یعنی تجربه مشترک زندگی روزمره با مردم، لمس واقعی مشکلات آموزش، حملونقل، خدمات شهری، سلامت و حتی اقتصاد خانوارها. مدیری که خانوادهاش در استان زندگی میکنند، ناگزیر با همین مسائل روبهروست و همین امر، به تصمیمگیریهای بهتر، پاسخگویی سریعتر و برنامهریزی عمیقتر منجر میشود.
در همینحال، تکیه بر مدیران بومی و استقرار آنان میتواند موجب تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش اعتماد عمومی، کاهش نارضایتیها و ارتقای مشارکت مردمی در
فرایند توسعه شود. استان مرکزی با برخورداری از ظرفیتهای گسترده انسانی، صنعتی و فرهنگی، شایسته مدیریتی است که نه تنها در گزارشها، بلکه در تجربه زندگی با مردم، با آنها همسوی باشد.
بنابراین، لازم است دستگاههای بالادستی در سیاستگذاریهای انتصابی خود، حضور خانواده مدیران در استان را بهعنوان یک معیار مهم و غیرقابل اغماض مدنظر قرار دهند و از انتصاب مدیران پروازی که پیوند واقعی با استان ندارند، فاصله بگیرند. استان مرکزی نیازمند مدیری است که استان را فقط حوزه کاری نداند، بلکه آن را خانه و خانه مردم بداند؛ همانگونه که استاندار فعلی، بهواسطه پیوند بومی و خانوادگیاش، بهتر از دیگران میتواند این نگاه را در عمل محقق کند.
مدیران پروازی؛ مانعی پنهان در مسیر توسعه استان مرکزی
بااین حال، استان مرکزی بهواسطه جایگاه صنعتی، اقتصادی و راهبردی خود، همواره میزبان مدیرانی بوده است که مسئولیت تصمیمگیریهای کلان را بر عهده دارند. اما در سالهای اخیر، پدیدهای نگرانکننده بهتدریج به یکی از چالشهای مدیریتی استان تبدیل شده است: حضور مدیران پروازی و عدم استقرار واقعی آنان ـ بههمراه خانواده ـ در محل مأموریت.
مدیری که خانوادهاش در استان حضور ندارد و بخش عمدهای از زمان خود را در رفتوآمد میان شهرها سپری میکند، عملاً نمیتواند درک دقیقی از مسائل، دغدغهها و نیازهای واقعی استان داشته باشد. مدیریت از راه دور، نه با روح مسئولیتپذیری سازگار است و نه با الزامات توسعه پایدار. چنین مدیری، استان را محل مأموریت موقت میبیند، نه زیستگاه اجتماعی و انسانی خود.
حضور خانواده مدیران در استان، صرفاً یک مسئله شخصی یا رفاهی نیست، بلکه شاخصی مهم از تعهد مدیریتی محسوب میشود. مدیری که خانوادهاش در استان مرکزی زندگی میکند، مشکلات آموزش، درمان، حملونقل، آلودگی هوا و کیفیت خدمات شهری را نه در گزارشها، بلکه در زندگی روزمره لمس میکند. همین تجربه زیسته است که تصمیمها را واقعبینانهتر، مسئولانهتر و مؤثرتر میسازد.
در مقابل، مدیران پروازی معمولاً نگاه کوتاهمدت دارند؛ نگاه پروژهای، نه توسعهای. این نوع مدیریت، باعث کاهش دسترسی مردم و مدیران محلی به مسئول تصمیمگیر، کندی در پاسخگویی، و تضعیف نظارت میشود. مهمتر از همه، این پیام منفی به جامعه منتقل میشود که استان مرکزی، محل عبور است نه محل زندگی و تعهد.
نمیتوان از مدیران انتظار داشت برای حل مشکلات استان، تصمیمهای سخت و ماندگار بگیرند، در حالی که خود و خانوادهشان سهمی از زیست اجتماعی آن ندارند. توسعه، نیازمند مدیرانی مستقر، در دسترس و همدل با جامعه محلی است؛ نه مدیرانی که پایان هفته، استان را ترک میکنند.
امروز ضروری است نهادهای بالادستی و دستگاههای نظارتی، با جدیت بیشتری به موضوع استقرار مدیران و حضور خانواده آنان در استان مرکزی ورود کنند. پایان دادن به مدیریت پروازی، باید به یک اصل غیرقابل اغماض در انتصابات تبدیل شود. استان مرکزی شایسته مدیرانی است که نهتنها دفتر کار، بلکه زندگی خود را نیز به این استان گره بزنند.
به گزارش تسنیم، بیتردید، مدیری که استان را خانه خود بداند، برای آبادانی آن تصمیمهای دقیقتر، شجاعانهتر و ماندگارتری خواهد گرفت.
یادداشت از: فاطمه ساریخانی