پزشک خانواده؛ از شعار ملی تا ضرورت بومی در همدان

همدان، بهعنوان استانی با جمعیت قابل مدیریت، شبکه بهداشت گسترده و دانشگاه علوم پزشکی فعال، از جمله مناطقی است که میتواند الگوی موفق اجرای این طرح باشد؛ اما پرسش اینجاست که چرا این ظرفیت، هنوز به یک تجربه فراگیر و ملموس برای مردم تبدیل نشده است؟
واقعیت این است که نظام سلامت، وقتی بیش از حد بیمارستانمحور میشود، ناخواسته نابرابری تولید میکند. مراجعه مستقیم به متخصص، هزینههای سنگین، سردرگمی بیماران و تکرار آزمایشها، نهتنها سلامت را تضمین نمیکند، بلکه اعتماد عمومی را نیز فرسوده میسازد.
پزشک خانواده دقیقاً برای اصلاح همین چرخه طراحی شده است. پزشکی که بیمار را میشناسد، سابقه او را دنبال میکند و بهجای درمان مقطعی، مسئول سلامت بلندمدت خانواده است.
در همدان، بخش قابل توجهی از مراجعات درمانی، قابل پیشگیری است؛ بیماریهای مزمن، فشار خون، دیابت و حتی بسیاری از مشکلات روانتنی، اگر در سطح اول مراقبت جدی گرفته شوند، هرگز به بحران درمانی تبدیل نمیشوند. اینجاست که پزشک خانواده نه یک هزینه اضافی، بلکه یک سرمایه اجتماعی محسوب میشود.
از سوی دیگر، اجرای ناقص یا کمرنگ این طرح، باعث شده مردم هنوز نظام سلامت را پراکنده و پرهزینه تجربه کنند. وقتی بیمار نمیداند نقطه شروع درمان کجاست، طبیعی است که یا به خوددرمانی پناه ببرد یا مستقیم به گرانترین مسیر ممکن برود. نتیجه، فشاری مضاعف بر بیمارستانها و نارضایتی عمومی است. حتی یک هزینه سرسام آور بر دوش بیمهها تحمیل میکند.
همدان این فرصت را دارد که با تقویت واقعی پزشک خانواده، پیوندی تازه میان مردم و نظام سلامت ایجاد کند؛ پیوندی مبتنی بر اعتماد، تداوم و پیشگیری. این امر البته نیازمند اراده مدیریتی، آموزش عمومی و جدی گرفتن نقش پزشک در سطح محله است، نه صرفاً در آییننامهها.
پزشک خانواده، اگر درست اجرا شود، میتواند معنای سلامت را در همدان تغییر دهد؛ از درمانِ دیرهنگام به مراقبتِ مستمر، از هزینه به سرمایه، و از نابرابری به عدالت.
امروز، بیش از افتتاح مراکز جدید درمانی، نیازمند احیای این حلقه گمشدهایم. سلامت، از درِ خانه شروع میشود؛ به شرط آنکه پزشکی باشد که این خانه را بشناسد.
یادداشت از: فائزه محمدی