قیاس انقلاب 57 با آشوب 1404؛ تقابل حق و باطل

انقلاب اسلامی، قیام ملت ایران بود با حضور امواج میلیونی انسانهای آگاه. آشوب اوباش دی ماه 1404، شورش مشتی اغتشاشوی فریب خورده و اقلیتی از چند گروهک تروریستی است. انقلاب اسلامی، مبارزهای با استبداد بود برای استقرار مردمسالاری. اما آشوب اوباش دی ماه 1404، مبارزهای با مردمسالاری برای بازگشت استبداد است.در انقلاب اسلامی، همهی ابرقدرتها حامی نظام فاسد و دستنشاندهی پهلوی و در برابر مردم ایستادند. در شورش اوباش دی ماه 1404، استکبار و صهیونیسم تمامقد، با پول، اسلحه، رسانه و وعدهی حملهی نظامی، پشت اوباش هستند.
تنها رسانه انقلابیون در انقلاب اسلامی، اعلامیههای دستنویس امام خمینی(ره) بود که بهصورتی مخفیانه و چاپ زیرزمینی، با دشواری میان مردم توزیع میشد. در شورش اوباش دی ماه 1404، صدها شبکه ماهواره ای رادیو – تلویزیونی، سایت و فضای مجازی، شبانهروز به تحریک و تشویق شورش و آموزش جنایت و ترور مشغولاند.انقلاب اسلامی با مسجدسازی و از مساجد و در مساجد، با نام خدا و عبادت آغاز شد. اما شورش اوباش با مسجدسوزی و به آتش کشیدن خانهی خدا، کار خود را شروع کرد.انقلاب اسلامی در حسینیهها و با عزاداری سیدالشهدا(ع) قوت گرفت. شورش اوباش 1404 با به آتش کشیدن حسینیهها و تخریب و هتک حرمت امامزادهها به راه افتاد.انقلاب اسلامی با الهام و هدایت قرآن آغاز شد و بر مدار آموزههای وحیانی حرکت کرد، اما شورش اوباش، با قرآنسوزی و هتک حرمت کلامالله و القائات شیطانی مستکبران متجاوز آغاز شد. آنجا به قرآن روی آوردند و اینجا به قرآن پشت کردند و با آن جنگیدند.در انقلاب اسلامی، مردم یکپارچه و مسالمتآمیز علیه استبداد شعار میدادند. امام هرگز حکم جهاد مسلحانه نداد و حرکت مردم، عاری از خشونت بود اما در شورش اوباش دی ماه 1404 همانند داعشیان، با قمه و چاقو و تبر و ساطور و نارنجک به جان مردم افتادند و با بنزین، مال و جان مردم را سوزاندند و وحشیانهترین کودککشیها را راه انداختند.در انقلاب اسلامی، رژیم منحوس پهلوی نهایت خشونت را به کار بست و با تانک و توپ و مسلسل، مردم را به رگبار میبست اما در شورش اوباش، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، ابتدا بدون سلاح برای آرامسازی وارد صحنه شد. در انقلاب اسلامی، مردم به نظامیان گل میدادند و آنان را برادر خطاب میکردند. در شورش اوباش، داعشیان همچون کفتارها، بر نیروی انتظامی غیرمسلح یورش بردند، سرها بریدند، پیکرها را با قمه و چاقو دریدند و بدنهای مثله شده را در آتش کینه سوزاندند.انقلاب اسلامی با اتکا به دین و برای احیای دین بود. شورش اوباش برای مبارزه و نفی دین. در انقلاب اسلامی، یک ملت بود با یک رهبر. در شورش اوباش، دهها گروهک با دهها مدعی رهبری. انقلاب اسلامی با رهبری شخصیتی الهی، عالِم و عارف همراه بود. در شورش اوباش، رهبران، فاسد، قمارباز، هرزه، بیسواد، آلتدست و عروسکهای خیمهشببازی قدرتهای استعماری و سرویسهای جاسوسیاند.در انقلاب اسلامی، در صف مقدم تظاهرات، عالمان و دانشمندان بودند. در شورش اوباش، شعبانبیمخهای عربدهکش، لاتها، چاقوکشها، اراذل و اوباش و فواحش جلودار بودند. انقلاب اسلامی، حرکتی برای خدا بود؛ انقلابیون از جایی پول نمیگرفتند، بلکه از جان و مال خود مایه میگذاشتند. در شورش اوباش، تروریستها برای هر جنایت، مزدی از اربابان خارجی دریافت میکردند؛ و بیشترین نرخ برای کشتن انسان بود.انقلاب اسلامی برای استقرار آزادی، استقلال، عدالت و انسانیت بود. شورش اوباش، علیه آزادی و استقلال و انسانیت بود، با کمک و رهبری دشمنان عدالت، اشغالگران و استعمارگران نسلکش و جانیان جنگی.شعار انقلاب اسلامی «استقلال» بود و برای هر وجب از خاک ایران، خون بهترین فرزندان ریخته شد، اما هدف اوباش آشوبگر، نوکری اجانب و تقدیم کشور به دشمنان بود. پیشگامان شورش، تروریستهای تجزیهطلب بودند که اگر پیروز میشدند، از ایران جز نامی در تاریخ نمیماند.در انقلاب اسلامی، مردم یکپارچه حکومت عدل علی(ع) را میخواستند. در شورش اوباش، برخی بازگشت به استبداد سلطنتی تاریخمصرفگذشته، برخی کمونیسم ازهمپاشیده و گروهی تجزیهی کشور را میخواستند.در انقلاب اسلامی، زنان با طهارت و حجاب و عفاف به میدان آمدند آن هم از روی بصیرت و معرفت و انتخاب آگاهانه. در شورش اوباش، زنانی برای آزادی عریانی و هرزگی به میدان آمدند. بالاترین آرزوشان در زندگی عریان شدن و آزادی جنسی داشتن و بالاترین افتخار و شجاعتشان لخت شدن در میان جمعیت و در برابر دوربینهای جهانی بود.انقلاب اسلامی برای پیشرفت و سربلندی ایران بود اما شورش اوباش دی ماه 1404 برای نابودی ایران بود. اقتصاد ایران را هدف قرار دادند و اموال دولت و ملت را و زیرساختهای اقتصادی را به آتش کشیدند. جنگلها را سوزاندند و میراث فرهنگی و آثار باستانی را در شعلههای آتش جهل و کینه خود به خاکستر تبدیل کردند.آنچه در سال پنجاهوهفت روی داد، انقلابی اصیل و مردمی بود و آنچه در دی ماه 1404 رخ داد، شورش مشتی اوباش تروریست، بیمغز و وطنفروش. این انقلاب نیست؛ شورش اهل باطل علیه حق است. وطندوستی نیست؛ وطنفروشی است. عدالتخواهانه نیست؛ ستمگرانه است. استقلالطلبانه نیست؛ وابستگی و فروپاشی کشور و تمدن ایران است. آزادیخواهانه نیست؛ استبدادخواهانه است. برای مردم نیست؛ علیه مردم است. برای رشد فرهنگ ایران نیست؛ ضد فرهنگ ایران است. فرهنگساز نیست؛ فرهنگسوز است. آنها همچون مغولان کتابخانهها را به آتش کشیدند. اخلاقی نیست؛ ضداخلاق و ضدانسانیت است.انقلاب اسلامی بر مدار صداقت و راستی بود اما شورش اوباش دی ماه 1404 بر مدار دروغ و باطل. با دروغپردازی پیش میروند. جمعیت میلیونی حامی نظام را نادیده میگیرند و با تصاویر جعلی، جمعیت اندک خود را چند برابر نشان میدهند، حتی شهدای مردمی را مصادره میکنند، چون باید همه رذایل در این حرکت شیطانی جمع شود، از دروغ و تحریف نیز نمیتوانند گذر کنند.آنها خباثت و حماقت را یکجا گرد آوردهاند. در حماقتشان همین بس که نمیفهمند این گونه روش ها ره به جایی نمیبرد. مگر مردم از آشوب و وحشیگری داعشیان حمایت خواهند کرد؟ مردم این جنایات را میبینند و به نیات شومشان پی میبرند. آنها چهرهی واقعی خود را آشکار کردند؛ ماهیت خود را همانگونه که هست معرفی نمودند. نظام هرگز نمیتوانست آنان را چنین به تصویر کشد.معلوم شد مسئله آنها، دموکراسی، حقوق بشر، آزادی و رفاه نیست. همه شعارهای چهار دهه اینان و بوقهای تبلیغاتی اربابانشان، دروغ و فریب بود. واقعیت و ذات اینها، قمهکشی و آتشزدن و سربریدن و مثلهکردن است. این ماهیت آنان است. حاضرند میلیونها انسان کشته شود، مملکت بسوزد و تجزیه شود، تا خود بر اریکهی قدرت –ولو به بهای کشور کوچک فقیر– تکیه زنند.با حضور پرشور مردم بصیر و حقمدار، دشمنان فعلاً عقبنشینی کردهاند، اما این عقبنشینی موقتی است. آمریکا و اسرائیل و اذنابشان دستبردار نیستند و ایران بزرگ و قوی را تحمل نخواهند کرد. ما باید روزبهروز قویتر شویم. دستگاه اطلاعاتی، انتظامی و نظامی ما باید بسی بیش از گذشته هوشیارتر و قدرتمندتر گردد، اقتصادمان استوارتر و ملتمان آگاهتر.آنها هرگز دست از ستیز با ملت ایران نخواهند کشید، چرا که این شورشها برای رهبرانشان هیچ هزینهای ندارد. آنان در پناه اربابانشان با خیال راحت آرمیدهاند؛ نه دستگیر میشوند، نه هزینه ای میپردازند و با ثروت های به یغمابرده ملت ایران به خوشگذرانی خود ادامه میدهند. مزدوران نگونبخت، فلکزده و فریبخورده آنها در داخل، نقشههایشان را اجرا میکنند؛ یا در درگیری مسلحانه کشته میشوند، یا به جرم قتل و ترور اعدام، و زندانی می شوند، اما امثال رضا پهلوی، هیچ ضرر و زیانی را متحمل نمیشوند. برایشان سنگ، مفت است و گنجشک، مفت. اگر یک در هزار هم احتمال پیروزی دهند، اقدام میکنند. رویای قدرت و تاج وتخت و سان دیدن از نظامیان، بدجوری وسوسه میکند.پدربزرگش را انگلیسیها روی کار آوردند. پدرش را آمریکاییها در کودتای 28 مرداد با آشوب اراذل و اوباش بازگرداندند و میخواهند تولهاش را هم با همان روش به تاج و تخت بازگردانند. حامیان خارجی این اوباش همانها هستند که رضاخان میرپنج و محمدرضا را آوردند؛ روشها همان است و مزدوران از همان قماش.اما یک تفاوت بزرگ هست: این سو، خیلی فرق کرده است. رهبری بصیر و شجاع، ملتی آگاه و در صحنه، و نیروهای مسلح غیور و قدرتمند، در مقابلشان هست که آن زمان نبود، البته این به معنای مصونیت ما و رفع تهدید نیست. دشمن نیز قویتر شده. پس باید این مولفههای قدرت را حفظ و تقویت کنیم.آیا انقلاب اسلامی به همه اهداف خود رسیده و ملت ایران هیچ مشکلی ندارد و وضعت موجود مطلوب است؟ هرگز! اما انقلاب اسلامی به پایان نرسیده و در جریان است. به برخی از اهدافش رسیده اما برخی از اهدافش به دلیل دشمنیها و مزاحمتهای دشمنان و کمکاری و سستی بعضی از کارگزاران و مسئولان تحقق نیافته است.به انقلاب دیگری نیاز نیست. انقلاب شده است. به تداوم این انقلاب و جهاد و تلاش برای تحقق بخشیدن به آرمانهای انقلاب و حل مشکلات آن در ابعاد گوناگون فرهنگی، اقتصادی، علمی و صنعتی و به ویژه تحقق عدالت و حاکمیت قانون نیاز داریم. وطندوستان راستین کسانی هستند که برای تحقق این آرمانها در جهاد دایمیاند و خفتگان و غافلان باید هرچه زودتر از خواب غفلت و سستی برخیزند و رسالت و ماموریتشان را در این جهت انجام دهند.برای تحقق این ارزشها ما دو تکلیف داریم: نخست مشارکت جهادی در سازندگی کشور و حل مشکلات و رفع خلأها و دوم نقد ناکارآمدی ها و اعتراض به تخلفها و فریاد زدن در مقابل فسادها در چارچوب عقلانی، اخلاقی و قانونی.
نویسنده: محمد فناییاشکوری، استاد حوزه و دانشگاه