زخم کهنه بر تن جاده رزکان و اسکمان در شهریار+فیلم

اهمیت استراتژیک این محور مواصلاتی بر کسی پوشیده نیست. جاده رزکان به اسکمان تنها یک مسیر محلی برای اتصال دو روستا نیست، بلکه به عنوان یک شریان حیاتی، نقش میانبری کلیدی را برای اتصال بخشهایی از شهرستان بهارستان به شهریار ایفا میکند. رانندگانی که برای فرار از ترافیک سنگین محورهای اصلی، این مسیر را انتخاب میکنند، با واقعیتی تلخ مواجه میشوند، مسیری که قرار بود زمان سفر را کوتاه کند، اکنون هزینههای سنگین تعمیرات خودرو را بر دوش آنان تحمیل میکند.
وضعیت اسفناک آسفالت در این منطقه به گونهای است که رانندگان ناچارند برای گریز از چالههای عمیق، مدام تغییر مسیر دهند و حرکات مارپیچ خطرناکی را اجرا کنند. این مانورهای اجباری، نه تنها احتمال وقوع تصادفات شاخبهشاخ را افزایش داده، بلکه ترافیک کاذب و سنگینی را در ساعات اوج تردد ایجاد کرده است. لرزشهای شدید ناشی از برخورد لاستیک با لبههای تیز آسفالت تخریبشده، کابوس هر روزه اهالی و مسافران این مسیر است که صدای اعتراضشان در غبار بیتوجهی گم شده است.
نکته تأملبرانگیز در این ماجرا، تکرار وعدههای بیسرانجام مسئولان است. بخشدار مرکزی شهریار بارها در تریبونهای مختلف و در پاسخ به مطالبات مردمی، از ترمیم و روکش آسفالت این محور سخن گفته است. وعدههایی که گاه با قید فوریت و گاه با وعده تخصیص بودجه همراه بوده، اما خروجی میدانی آن تا به امروز تقریباً هیچ بوده است. گویی تقویم اجرایی مسئولان با تقویم فرسایش جاده همخوانی ندارد و هر روز که میگذرد، عمق فاجعه بیشتر میشود.
فرسودگی این جاده صرفاً یک مسئله رفاهی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی و ایمنی گستردهای دارد. استهلاک شدید خودروها در شرایطی که قیمت لوازم یدکی و هزینههای تعمیرگاهی سر به فلک کشیده است، فشار مضاعفی بر معیشت مردمی وارد میکند که اغلب از قشر کمدرآمد و زحمتکش منطقه هستند. جلوبندیسازیهای منطقه احتمالاً تنها کسانی هستند که از وضعیت موجود رضایت دارند، چرا که مشتریانشان هر روز بیشتر میشوند؛ اما این رونق به قیمت جیب خالی مردم تمام میشود.
تحلیل وضعیت موجود نشان میدهد که مشکل فراتر از کمبود بودجه است، بلکه فقدان اولویتبندی صحیح و نظارت بر اجرا حلقه مفقوده مدیریت در این بخش است. وقتی یک مسیر به عنوان محوری جایگزین و پرتردد شناسایی میشود، نگهداری از آن باید در اولویت راهداری و بخشداری قرار گیرد. رها کردن جادهای با این حجم ترافیک به امان خدا، مصداق بارز ترک فعل و تضییع حقوق عامه است که نیازمند ورود دستگاههای نظارتی فراتر از سطح شهرستان است.
از سوی دیگر، عدم تحقق وعدههای بخشدار مرکزی شهریار، ضربهای مهلک به اعتماد عمومی وارد کرده است. وقتی مسئولان اجرایی قولی میدهند و به آن عمل نمیکنند، سرمایه اجتماعی نظام اداری در ذهن مردم خدشهدار میشود. مردم رزکان و اسکمان دیگر به وعدههای شفاهی دل خوش نمیکنند، آنها منتظر صدای غلتکهای راهسازی و بوی قیر تازه هستند، نه مصاحبههای رنگارنگ و وعدههای توخالی که با اولین باران شسته میشوند.
شرایط جوی و بارشهای فصلی نیز مزید بر علت شده است. نفوذ آب به لایههای زیرین آسفالت ترکخورد، فرآیند تخریب را تسریع کرده و چالههای کوچک را به گودالهای بزرگ تبدیل کرده است. اگر اقدام عاجلی صورت نگیرد، زیرسازی جاده نیز به طور کامل از بین خواهد رفت و هزینهی بازسازی که امروز میتواند با یک روکش سراسری مدیریت شود، فردا چندین برابر خواهد شد و بار مالی سنگینی را به بیتالمال تحمیل خواهد کرد.
شنیدهها حاکی از آن است که تعارضات احتمالی بیندستگاهی یا بروکراسیهای پیچیده اداری بهانهای برای عدم اجرای پروژه شده است. اما آیا دود این ناهماهنگیها باید به چشم مردمی برود که تنها خواستهشان داشتن مسیری ایمن برای تردد است؟ انتظار میرود فرمانداری ویژه شهریار به عنوان مقام عالی دولت در شهرستان، رأساً به این موضوع ورود کرده و با تعیین ضربالاجل مشخص، تکلیف این محور مواصلاتی را یکسره کند.
کلاف سردرگم وعدهها در جادههای شهریار؛ زخم کهنه محور رزکان به دهشاد
امروز، جاده رزکان-اسکمان نماد بارزی از فاصله میان حرف تا عمل است. مسیری که پتانسیل تسهیل عبور و مرور و کاهش بار ترافیکی منطقه را دارد، به گلوگاهی برای تولید نارضایتی تبدیل شده است. لرزش اتاق خودروها در این مسیر، بازتاب لرزش پایههای اعتماد مردم به مدیریت شهری است که باید هرچه سریعتر با اقدام جهادی ترمیم شود.
در پایان باید هشدار داد که ادامه این روند، نه تنها خسارات مالی هنگفتی به شهروندان وارد میکند، بلکه ایمنی جانی مسافران را نیز به خطر میاندازد. حادثه خبر نمیکند و ممکن است انحراف یک خودرو به دلیل خرابی آسفالت، فاجعهای جبرانناپذیر رقم بزند. آن روز، دیگر توجیهات اداری و وعدههای تکراری شنیدنی نخواهد بود. مطالبه جدی مردم و رسانهها، آغاز فوری عملیات بهسازی و روکش آسفالت این محور، پیش از وقوع یک تراژدی است.
.
گزارش از: احسان همتی