تهدید ترامپ علیه رهبر انقلاب؛ اعتراف آشکار به شکست در برابر ایران

تاریخ روابط جمهوری اسلامی ایران و آمریکا نشان داده است هرگاه سران مزدور آمریکایی به بنبست راهبردی رسیده، به ادبیات تهدید و توهین پناه برده است. تهدید اخیر ترامپ، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است: بنبست کامل در مهار ایران.
ترامپ رهبر ایران را تهدید میکند چون رهبر انقلاب قدرتمند است؛ تهدید میکند چون رییس جمهور آمریکا میداند که شکست خورده است. قدرت، نیازی به تهدید ندارد؛ قدرت واقعی، خود را تحمیل میکند. تهدید، زبان درماندگی است، نه اقتدار.
جایگاه رهبری در جمهوری اسلامی صرفاً یک منصب سیاسی نیست. رهبر انقلاب، نقطه اتصال ایمان، مردم، مقاومت و عقلانیت راهبردی است. تهدید این جایگاه، در واقع اعتراف دشمن به ناتوانی در مقابله با همین پیوند عمیق است.
آمریکا در چهار دهه گذشته، تمام ابزارهای خود را علیه ایران به کار گرفت: کودتا، تحریم، ترور، جنگ، فتنه، فشار دیپلماتیک و عملیات روانی. نتیجه چه شد؟ ایرانی مقتدرتر، مستقلتر و تأثیرگذارتر از گذشته.
ترامپ نماینده نسلی از سیاستمداران آمریکایی است که سقوط هیمنه آمریکا را میبینند اما توان پذیرش آن را ندارند. تهدید رهبر ایران، فریاد خشم سیاستمداری است که نظم مطلوبش فروپاشیده است.
آنچه آمریکا را عصبانی کرده، نه قدرت نظامی ایران، بلکه قدرت الگو شدن جمهوری اسلامی است؛ الگویی که نشان میدهد میتوان بدون وابستگی به غرب، ایستاد، پیش رفت و تأثیرگذار بود.
رهبری انقلاب اسلامی، معمار همین الگوست. عقلانیت توأم با شجاعت، صبر راهبردی، اعتماد به مردم و ایستادگی در برابر زور، مؤلفههایی است که دشمن را سردرگم کرده است.
تهدید رهبر ایران، در حقیقت تلاشی خام برای شکستن انسجام داخلی است. اما تجربه نشان داده هرگاه دشمن به رهبری حمله کرده، ملت ایران منسجمتر و یکپارچهتر شده است.
آمریکا هنوز نفهمیده است که رهبری در ایران، یک «فرد تنها» نیست؛ یک «نظام فکری و اجتماعی» است. تهدید یک شخص، وقتی پشتوانه مردمی دارد، عملاً تهدید یک ملت است.
از منظر حقوق بینالملل نیز، تهدید به ترور یا اقدام علیه رهبر یک کشور، سند رسمی قانونگریزی و تروریسم دولتی است؛ موضوعی که آمریکا سالهاست در عمل به آن پایبند است.
اما سؤال مهمتر این است: چرا اکنون؟ چرا در این مقطع زمانی؟ پاسخ روشن است؛ شکستهای پیدرپی آمریکا در منطقه، از غرب آسیا تا نظم جهانی جدید، آنان را به واکنشهای عصبی کشانده است.
محور مقاومت، با الهام از گفتمان رهبری، امروز به یک واقعیت غیرقابل انکار تبدیل شده است. این گفتمان، مرزها را درنوردیده و به کابوس استکبار بدل شده است.
ترامپ و همفکرانش میدانند که حذف فیزیکی، آخرین ابزار ذهنهای شکستخورده است. اما تاریخ نشان داده حذف رهبران فکری، نهتنها جریانها را متوقف نمیکند، بلکه آنها را ریشهدارتر میکند.
جمهوری اسلامی، بر پایه توحید، عدالت و حضور مردم بنا شده است؛ سه مؤلفهای که هیچکدام با تهدید از بین نمیروند. این ساختار، نه شخصمحور، بلکه ارزشمحور است.
تهدید رهبر انقلاب، بیش از آنکه ایران را هدف بگیرد، چهره واقعی آمریکا را برای افکار عمومی جهان عریانتر میکند؛ چهرهای خشن، متکبر و فاقد اخلاق سیاسی. رسانهها و نخبگان در این مقطع، مسئولیت سنگینی دارند. نباید اجازه داد این تهدیدها عادیسازی شود. سکوت در برابر تهدید، آغاز مشروعیتبخشی به آن است.
پاسخ جمهوری اسلامی به این تهدیدها، نه هیجانزدگی، بلکه افزایش اقتدار، انسجام داخلی و تداوم مسیر استقلال است؛ همان مسیری که دشمن را به خشم آورده است.
آنچه امروز ترامپ تهدید میکند، دیروز نتوانست تحریم کند، دیروزتر نتوانست منزوی کند و فردا هم نخواهد توانست متوقف کند. تاریخ، با ایرانِ ایستاده مهربانتر است تا با آمریکای تهدیدگر.
تهدید رهبر انقلاب، نه نقطه ضعف ایران، بلکه نقطه افشای کامل شکست استکبار است؛ شکستی که از میدان نظامی عبور کرده، به عرصه اندیشه رسیده و اکنون در زبان لرزان تهدید، خود را نشان میدهد.
به گزارش تسنیم؛ تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ علیه مقام معظم رهبری در چارچوب همان ادبیات تکراریِ فشار، ارعاب و جنگ روانی آمریکا علیه جمهوری اسلامی مطرح شد؛ مواضعی که بیشتر از آنکه نشانه قدرت باشد، بازتاب عصبانیت و بنبست راهبردی در برابر ایران مقتدر است.
یادداشت از: رامیار غفاری