پروژه آشوب در نسیمشهر؛ از شعار تا سنگپرانی

جرقه آشوب با شعارهای ساختارشکن
بر اساس گفتههای این شاهد عینی، ماجرا از تجمع چند نفر در یکی از نقاط فرعی خیابان امام خمینی(ره) آغاز شد. این افراد که تعدادشان در ابتدا به زحمت به تعداد انگشتان دو دست میرسید، با سر دادن شعارهایی تند، هنجارشکنانه و ساختارشکن، به وضوح به دنبال جلب توجه و ایجاد تنش در فضای عمومی بودند. نوع شعارها و هماهنگی اولیه این افراد، نشان از یک قرار قبلی و هدفی مشخص برای بر هم زدن نظم عمومی داشت و فاقد هرگونه مطالبه مدنی یا اجتماعی مشخص بود.
پیوستن هیجانات کور به هسته مرکزی
طولی نکشید که صدای این شعارها، توجه برخی از جوانان و نوجوانان حاضر در محل را به خود جلب کرد. هسته اصلی اغتشاشگران با استفاده از فضای هیجانی و تحریک احساسات، موفق شدند جمعیتی محدود اما ملتهب را گرد خود جمع کنند. به گفته این شاهد، بسیاری از افرادی که به این حلقه پیوستند، جوانانی بودند که تحت تأثیر جو ایجاد شده و بدون درک روشنی از اهداف لیدرها، به دنبال تخلیه هیجانات خود بودند و عملاً به ابزاری در دست گردانندگان اصلی آشوب تبدیل شدند.
اولین اقدام؛ مسدودسازی شریان حیاتی شهر
با افزایش جمعیت، لیدرهای میدانی فاز عملیاتی خود را کلید زدند. اولین دستور، کشاندن سطلهای زباله بزرگ فلزی به وسط خیابان بود. در عرض چند دقیقه، چندین سطل زباله در نقاط مختلف خیابان امام خمینی قرار گرفت و اغتشاشگران با به آتش کشیدن محتویات آنها، مسیر تردد خودروها را به طور کامل مسدود کردند. دود غلیظ و زبانههای آتش، صحنهای از هرجومرج را به نمایش گذاشت که هدف آن نه اعتراض، بلکه ایجاد رعب و وحشت و فلج کردن زندگی عادی مردم بود.
ترافیک سنگین و گرفتاری شهروندان
این اقدام خرابکارانه به سرعت یک ترافیک سنگین و قفل شده را در یکی از اصلیترین معابر نسیمشهر ایجاد کرد. صدها خودروی شخصی، وسایل نقلیه عمومی و آمبولانس در ترافیک گرفتار شدند و شهروندانی که هیچ نقشی در این ماجرا نداشتند، به اصلیترین قربانیان این آشوب هدفمند تبدیل شدند. این شاهد عینی روایت میکند که چگونه فریاد اعتراض رانندگان و اضطراب خانوادههای محبوس در خودروها با هلهله و شادی اغتشاشگران پاسخ داده میشد که نشان از بیتفاوتی کامل آنها به حقوق و آسایش سایر شهروندان داشت.
تخریب اموال عمومی؛ حمله به سرمایههای ملی
پس از مسدودسازی خیابان و اطمینان از ایجاد آشوب، فاز دوم عملیات تخریبی آغاز شد. اغتشاشگران به شکلی سیستماتیک شروع به تخریب تأسیسات شهری کردند. تابلوهای راهنمایی و رانندگی، چراغهای معابر، ایستگاههای اتوبوس و هر آنچه نمادی از نظم و خدمات عمومی بود، از گزند این حملات در امان نماند. این حجم از تخریبگرایی سازمانیافته، نشان میدهد که هدف اصلی، ضربه زدن به زیرساختهایی بود که با سرمایه عمومی و برای رفاه حال مردم ساخته شده است.
سنگپرانی با کفپوشهای شکسته معابر
با حضور نیروهای حافظ امنیت برای کنترل اوضاع و بازگشایی مسیر، اغتشاشگران وارد فاز مقابله مستقیم شدند. در اقدامی که از آمادگی قبلی و خوی تهاجمی آنها حکایت داشت، شروع به شکستن کفپوشهای بتنی پیادهروها کردند. این قطعات سنگین و برنده، به سلاح اصلی آنها برای حمله به نیروهای انتظامی و امنیتی تبدیل شد. سنگپرانیهای مکرر و هدفمند، نه یک واکنش هیجانی، بلکه یک تاکتیک جنگ شهری برای آسیب رساندن به حافظان نظم و ایجاد درگیری مستقیم بود.
حضور لیدرهای مسلح به سلاح سرد و گرم
نکته قابل تأمل و نگرانکنندهای که این شاهد عینی بر آن تأکید دارد، مسلح بودن اغلب لیدرها و عناصر اصلی اغتشاش به سلاح سرد و گرم بود. کلت کمری، چاقو، قمه و زنجیر به وضوح در دستان افرادی که جمعیت را هدایت میکردند، دیده میشد. این مسئله به خوبی نشان میدهد که این تجمع از اساس یک حرکت اعتراضی مسالمتآمیز نبوده، بلکه یک شورش کور و مسلحانه با هدف ایجاد حداکثری ناامنی و تلفات احتمالی طراحی شده بود تا خوراک تبلیغاتی برای رسانههای معاند فراهم آورد.
تحلیل رفتارشناسی آشوبگران
بررسی رفتار لیدرهای میدانی نشاندهنده یک الگوی مشخص است؛ ایجاد هیجان کاذب، هدایت جمعیت به سمت نقاط حساس، صدور دستورات تخریبی و در نهایت، استفاده از جوانان به عنوان سپر انسانی در هنگام مقابله با نیروهای امنیتی. این افراد با شناسایی دقیق نقاط ضعف و با سوءاستفاده از عدم آگاهی برخی جوانان، آنها را به خط مقدم درگیری سوق میدادند تا اهداف پنهان خود را که ریشه در خطمشی دشمنان امنیت و آرامش ایران دارد، عملیاتی کنند.
اغتشاشگران به خودروهای شخصی مردم هم رحم نکردند
جنگ ترکیبی در مقیاس یک خیابان
آنچه در شامگاه هجدهم دیماه در نسیمشهر رخ داد، نمونه کوچکی از پازل بزرگ جنگ ترکیبی علیه ملت ایران است. ایجاد نارضایتی از طریق اختلال در زندگی روزمره مردم (ترافیک)، تخریب نمادهای خدمترسانی نظام (اموال عمومی)، ایجاد تقابل میان مردم و نیروهای امنیتی و در نهایت، تلاش برای پروژه کشتهسازی با استفاده از سلاح سرد و گرم و سنگپراکنی، همگی تاکتیکهای شناختهشدهای هستند که در اتاقهای فکر دشمنان طراحی و توسط پیادهنظام آنها در کف خیابان اجرا میشود.
روایت شاهد عینی از اغتشاشات نسیمشهر، بار دیگر مرز میان اعتراض و اغتشاش را به وضوح ترسیم میکند. در حالی که اعتراض مدنی در چارچوب قانون محترم است، آنچه در این شب به وقوع پیوست، شورشی کور و حرکتی ضدامنیتی بود که هیچ هدفی جز تخریب، ارعاب و بر هم زدن آرامش جامعه نداشت. هوشیاری مردم و برخورد قاطع دستگاههای امنیتی و قضایی با عاملان و آمران اینگونه تحرکات خرابکارانه، ضامن اصلی تداوم امنیت و ثبات در کشور خواهد بود.