مشاهدات میدانی تسنیم از اغتشاشات ساری؛ جنایت به سبک داعش!

خبرنگار تسنیم در ساری که شب 18 دی ماه در شلوغ ترین خیابان و به نوعی مرکز اصلی تجمعات اغتشاشگران حضور داشت روایت عینی و آنچه را که در این چند ساعت در این خیابان گذشت را برای مخاطبان تسنیم روایت میکند:
شب از همان ابتدا بوی التهاب میداد. ساری، شهری که معمولاً با باران و سکوت شبانهاش شناخته میشود، در غروب 18 دیماه آرامآرام وارد فضایی شد که شباهتی به یک تجمع اعتراضی معمول نداشت. خیابانها شلوغ نبودند، اما پراکندگی چهرهها، ایستادنهای کوتاه و نگاههای مراقب، نشانههایی بود که از پیشدرآمد یک سناریوی طراحیشده خبر میداد.
با تاریک شدن هوا، صحنه خیابان تغییر کرد. گروههایی کوچک و چندنفره، بدون شعارهای مشخص و بدون نشانههای یک تجمع مطالبهمحور، در نقاط مختلف شهر ظاهر شدند. آنچه جلب توجه میکرد، نه تعداد افراد، بلکه نحوه حضورشان بود؛ پوشاندن چهرهها، ارتباطات غیرکلامی، جابهجاییهای سریع و هدفمند و پرهیز از تجمعهای پرشمار. این رفتار، بیشتر به یک عملیات فرسایشی شبانه شباهت داشت تا اعتراض خیابانی.
دقایقی بعد، نخستین جرقهها زده شد. پرتاب اشیای آتشزا به سمت سطلهای زباله و اموال عمومی، خیابان را وارد فاز جدیدی کرد؛ فازی که در آن تخریب نه یک واکنش احساسی، بلکه ابزاری برای ایجاد رعب و آشوب بود. آتشها بهسرعت روشن و به همان سرعت رها میشدند؛ هدف، نه ماندن در صحنه، بلکه ایجاد نقاط بحران همزمان در چند محور شهر بود.
در این میان، برخوردها رنگ دیگری به خود گرفت. حمله مستقیم به نیروهای انتظامی، استفاده از سلاح سرد و تلاش برای کشاندن درگیری به کوچهها و معابر فرعی، نشان میداد با الگویی روبهرو هستیم که پیشتر در ناامنسازیهای موضعی در برخی کشورهای منطقه تجربه شده است؛ الگویی که بر خستگی نیروهای حافظ امنیت، پراکندگی صحنه و القای بیثباتی بنا شده است.
آنچه تصویر را پیچیدهتر میکرد، حضور دو لایه متفاوت در میدان بود. در لایه اول، جوانانی دیده میشدند که بیشتر تحت تأثیر هیجانات فضای مجازی و روایتهای تحریفشده وارد خیابان شده بودند؛ افرادی که تصور میکردند در یک اعتراض معمولی حضور دارند. اما در لایه پنهانتر، هستههایی فعال بودند که نقش هدایت، تحریک و تشدید خشونت را بر عهده داشتند؛ همانها که آغازگر تخریب بودند و در لحظه حساس، صحنه را ترک میکردند و دیگران را درگیر پیامدها میگذاشتند.
خیابان قارن، میدان ساعت و میدان شهدای ساری به مرکز جنگ اغتشاشگران تبدیل شده بود؛ اگر لیدرها به فردی مشکوک میشدند بلادرنگ او را محاصره و از پای درمیآوردند؛ خشونت این عده را تاکنون در هیچ جایی ندیده بودم جز بین داعشیها؛ تروریستهایی که از کشتن افراد بیگناه و مظلوم ابایی نداشتند؛ این حرکات دقیقا در برخی نقاط به عینه قابل مشاهده بود.
اعتراض معیشتی و اقتصادی برای این افراد اصلا مفهوم نداشت؛ اینها به دنبال آشوب و تخریب و کشتهسازی بودند و در این مسیر هیچگونه کوتاهی هم نکردند و تا جایی توانستند خسارت زدند و نابود کردند، اما در مقابل نیروهای امنیتی مدارا میکردند و به اغتشاشگران هشدار میدادند، اما این افراد اگر یک پلیس را به تنهایی گیر می آوردند تا جایی که میتوانستند او را مورد ضرب و شتم قرار میدادند.
شب 19 دی، ادامه همان سناریو بود؛ اما با شدت و هماهنگی بیشتر. رسانههای معاند، از ساعات اولیه شب، روایت خود را آماده کرده بودند؛ روایتهایی که خشونت را پنهان و اغتشاش را «اعتراض مردمی» معرفی میکرد. همزمان، حمایتهای تبلیغاتی و سیاسی جریانهای وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی، نشان داد آنچه در خیابان رخ میدهد، جدا از یک پروژه بزرگتر نیست؛ پروژهای در چارچوب جنگ ترکیبی که همزمان ذهن، خیابان و امنیت روانی جامعه را هدف گرفته است.
در این میان، نقش نیروهای حافظ امنیت تعیینکننده بود. حضور میدانی، خویشتنداری در برابر تحریکها و جلوگیری از گسترش درگیری به محلات مسکونی، مانع از آن شد که سناریوی ناامنسازی به مرحلهای پرهزینهتر برسد. اگر این ایستادگی نبود، آتش آشوب میتوانست دامنهدارتر شود و هزینههای جانی و مالی سنگینتری را به مردم تحمیل کند.