روایت 3 پرده از حیات مجاهدانه «سردار خرم»

براساس این گزارش، مراسم شب خاطره «یاد خرم» به مناسبت دومین سالگرد درگذشت سردار زینالعابدین خرم، استاندار فقید آذربایجان شرقی و فرمانده سابق سپاه عاشورا، با استقبال پرشور مردم قدرشناس تبریز و در حضور خانواده آن مرحوم برگزار شد.
در این مراسم معنوی، ابعاد شخصیتی و مدیریتی سردار خرم در سه پرده از زندگی ایشان شامل «مجاهدتهای جوانی در کردستان»، «دوران سخت اسارت در سوریه» و «تلاشهای جهادی در کسوت فرماندهی سپاه و استانداری آذربایجان شرقی» توسط همرزمان و یاران دیرینش روایت شد.
پرده اول: جوانی که در «دانشگاه جنگ» پیر شد
سردار سید جعفر امینی، از همرزمان سردار خرم، در این مراسم با اشاره به دوران حضور ایشان در کردستان، تصویری متفاوت از سالهای جوانی آن مرحوم ارائه داد.
وی گفت: سردار خرم در آن برهه، جوانی بود که رفتار و منشش بسیار پختهتر از سن و سالش نشان میداد. در واقع سردار خرم دستپخت مکتب امامین انقلاب است.
همرزمان سردار خرم با تأکید بر نقش کلیدی وی در امنیت غرب کشور افزود: سردار خرم از چهرههای اثرگذار کردستان بود و در میدان عمل و در دل خطرات، به اندازه چندین دانشگاه، علم و تجربه کسب کرده بود.
پرده دوم: پیشگام در سختیهای اسارت
در ادامه این مراسم، سردار مصطفی بیدقی از همرزمان اصفهانی سردار خرم، به بیان ناگفتههایی از دوران اسارت ایشان در سوریه پرداخت. روایتی که نشاندهنده روحیه ایثارگری آن فرمانده بود.
وی با اشاره به صفای قلبی و روحیه خدمتگزاری سردار خرم حتی در بند اسارت، گفت: او در دوره اسارت، قبل از همه برای انجام کارهای طاقتفرسا و سخت پیشقدم میشد تا باری از دوش سایر اسرا بردارد. این منش پهلوانی او در غربت و سختی، روحیهبخش سایرین بود.
پرده سوم: مدیری که منتظر دستور نمیماند
اما بخش سوم و تأثیرگذار این مراسم به روایتهای جعفر رزمی، معاون سابق امنیتی و انتظامی استانداری آذربایجان شرقی اختصاص داشت. وی با ترسیم سیمای مدیریتی سردار خرم در دوران فرماندهی سپاه استان و استانداری، بر ویژگی «تکلیفمداری» ایشان تأکید کرد.
وی گفت: سردار خرم برای عمل به تکلیف منتظر ابلاغیه و بخشنامه نبود؛ او همیشه خیلی جلوتر از نیروهایش عمل میکرد. نمونه بارز این روحیه در زلزله “ورنکش” میانه دیده شد؛ جایی که ایشان بیش از 13 بار شخصاً در منطقه حضور یافت و تا آخرین لحظات پیگیر مشکلات زلزلهزدهها بود.
معاون سابق امنیتی و انتظامی استانداری آذربایجان شرقی به حضور میدانی سردار خرم در بحرانهای ملی اشاره کرد و افزود: در سیل “آققلا” نیز ایشان به عنوان اولین فرمانده سپاه استانی، خود را به استان گلستان رساند و مسئولیت بخشی از شهر را برای ارائه خدمات و نجات مردم به عهده گرفت. ایشان همین مشی خستگیناپذیر را در دوره استانداری نیز ادامه داد و به شدت مسئولیتپذیر بود و از کنار مسائل مردم و نظام بیتفاوت عبور نمیکرد.
روایت تلخ و شیرین روزهای آخر؛ مدیریت از روی تخت بیمارستان
رزمی در ادامه سخنان خود، روایتی تکان دهنده از روزهای پایانی زندگی سردار خرم ارائه کرد که حاضران را متأثر ساخت.
وی با اشاره به روزهایی که بیماری بر جسم استاندار فقید چیره شده بود، گفت: شاید باورش سخت باشد، اما سردار خرم حتی در روزهای آخر که درد امانش را بریده بود و پزشکان توصیه به استراحت مطلق داشتند، لحظهای از رصد امنیت و آرامش مردم غافل نبود. ایشان از روی تخت بیمارستان، پروندههای مهم امنیتی و انتظامی استان را با دقت مطالعه کرده و دستورات لازم را صادر میکردند.
معاون سابق امنیتی و انتظامی استانداری آذربایجان شرقی خاطرنشان کرد: در عیادتها میدیدیم که با وجود ضعف شدید جسمانی، نگران مسائل استان هستند و میگفتند که «تا وقتی نفس میکشم، مسئولیت این مردم بر گردن من است». ایشان درد خود را پنهان میکردند تا خللی در خدمترسانی به مردم ایجاد نشود و حقیقتاً تا آخرین لحظه حیات، “خرم” زیست و در مسیر خدمت به مردم جان خود را فدا کرد.