بهترین یا مهمترین ترجمه قرآن دارای چه ویژگیهایی باید باشد؟

مهمترین ترجمه آن است که قدمت بیشتری دارد یا خلاقیت جدیدی ارائه کرده باشد یا نخستین پوینده راه تازهای در ترجمه باشد و یا شخصیت مترجم از ویژگیهای خاصی که دیگر مترجمان فاقد آناند، برخوردار باشد. اینها و جز اینها مؤلفههایی است که ممکن است در طبقهبندی ترجمههای قرآن بر اساس «مهم» بودن تأثیر گذارد، لیکن مراد از «بهتر» یا «برتر» نفع بیشتر مخاطبان و تناسب زبان ترجمه و موضوع آن است.
به بیان دیگر، وقتی پرسشگری از کارشناس ترجمه میپرسد: به نظر شما بهترین ترجمه کدام است؟ یعنی بهترین ترجمه برای «من» کدام است. کارشناس با شناختی که از پرسشگر دارد و متناسب حال و نیاز او برترین ترجمه را به او معرفی میکند. اگر مخاطب کم سن و سال است، بیتردید ترجمههای مناسب کودکان با او تناسب بیشتری دارد؛ چنین ترجمهای باید زبانی ساده و بیانی تفسیری داشته باشد.
گاه لازم است برخی آیات را به روش «آزاد» ترجمه کند و گاه شماری از آیات را کاملاً تفسیری ارائه دهد. سطح واژگانی چنین ترجمهای باید در حد سطح واژگان به کار رفته در کتابهای درسی سطوح اولیه تحصیلی و برنامههای کودک و نوجوان باشد تا واژگان ناشناخته او را از ترجمه فراری ندهد. (البته سوگمندانه باید گفت ترجمهای با چنین اوصافی برای همه قرآن نگاشته نشده هرچند برخی سورهها و جزءهای قرآن از چنین ترجمههایی برخوردارند).
اگر پرسشگر از عموم مردم و صرفاً جویای آگاهی از محتوای قرآن به زبان ساده است، بهترین ترجمه «معنایی- تفسیری» است. ترجمه های آیات و حجج اسلام انصاریان، مکارم شیرازی، مشکینی، صفوی و مانند اینها تا حدی تأمین کننده چنین نیازی هستند، هرچند نمیتوان آنها را به واقع «معنایی- تفسیری» تلقی کرد؛ زیرا گرد و غبار «وفاداری» نسبت به الگوها و ساختارهای متن اصلی بر غالب آنها کم یا بیش پاشیده است و خواننده کاملاً ترجمه بودن آنها را حس میکند و آنها را چندان روان نمییابد.
اما اگر پرسشگر ترجمهای میخواهد که به متن اصلی پایبند باشد و در عین حال الگوهای ادبی زبان مقصد (فارسی) را رعایت کرده باشد، طبیعی است که باید از ترجمه «وفادار» یا «وفادار- تفسیری» جستجو کند. ترجمه آقایان گرمارودی، فولادوند، استادولی، نمونههای مناسبی برای چنین نیازی است، هرچند غالباً کم یا بیش از توضیحات تفسیری نیز استفاده کردهاند.
پرسشگر اگر در جستجوی ترجمههای تاریخی است، بهترینهای مناسب حال او ترجمه طبری (قرن 4)، نسفی ( قرن 5 یا 6)، اسفراینی (قرن 5)، میبدی (قرن 6)، و مانند اینهاست.
اگر پرسشگر دانشپژوه زبان عربی و نیاز او چیزی است که بتواند ترجمه واژهها و الگوهای نحوی را به او بیاموزد، بهترین ترجمه برای او «تحت اللفظی» است که ترجمههای کهن و نیز ترجمه حلبی (1380ش)، امامی (1370ش)، خواجوی (1369ش)، رهنما (1346ش)، معزی (1336ش) و مانند اینها گزینههای مناسب حال اوست.
افزون بر توضیحات فوق، به دلیل فوق العادگی قرآن کریم به تصریح همه کارشناسان قرآنپژوه و ترجمه «هیچ ترجمهای» کامل و بدون نقص نیست و همه آنها کم یا زیاد گرفتار آسیب و کاستی هستند و هیچیک نیز نتوانستهاند همه محتوای متن قرآن را به زبان فارسی بازگو کنند بلکه هر مترجمی کوشیده متناسب با هدف و روش ترجمهاش، سهمی از انتقال معنا داشته باشد.
گاه آیه چند معنا دارد که ترجمههای قرآن تنها یک معنای آن را به زبان مقصد منتقل کردهاند و از این رو هیچ ترجمهای نمیتواند آیینه تمامنمای متن قرآن باشد و آنچه ما در ترجمههای قرآن میبینیم دورنما و هالهای از محتوای قرآن است (البته مشروط به اینکه آنچه نقل کردهاند، مطابق با محتوای قرآن باشد و دچار خطا نشده باشند). مقایسه بین ترجمهها به خوبی این تفاوتها را نشان میدهد.
در مجموع با باور نگارنده مناسبترین ترجمه برای عموم مردم مشتمل بر شاخصههای زیر است:
– روان و به زبان معیار باشد.
– تفسیری باشد و مترجم خود در تفسیر توانمند بوده یا زیر نظر مفسری قوی و با مساعدت و همراهی و همیاری او ترجمه کرده باشد.
– تفسیرهای خود را کوتاه و گویا بیان کرده و از متن با قلاب و مانند آن مشخص نموده باشد.
یادداشت از: حجتالاسلام محمدحسن جواهری، استاد حوزه و دانشگاه