جنگ روایتها علیه ایران، عملیات روانی هماهنگ برای عادیسازی تهدید نظام

در لایه نخست، تمرکز رسانهای بر بزرگنمایی اغتشاشات محدود و شایعهپراکنی درباره ریزش در بدنه نیروهای مسلح قرار دارد و این روایتسازی هدفمند، با هدف تضعیف اعتماد عمومی، القای بیثباتی و ایجاد یأس اجتماعی دنبال میشود و میکوشد جامعه را نسبت به توان حاکمیت در مدیریت بحرانها دچار تردید کند؛ تاکتیکی که در کنار فشار روانی بر نیروهای مسلح، به دنبال فرسایش سرمایه اجتماعی نظام است.
در لایه دوم، رسانههای صهیونیستی و همپیمانان منطقهای آن، بهطور معنادار وارد فاز مشروعیتبخشی به گزینههای نظامی شدهاند. تکرار گزارههایی نظیر حمله پیشدستانه، گزینه اجتنابناپذیر نظامی و احتمال مشارکت مستقیم آمریکا، در واقع تلاشی برای عادیسازی اقدام نظامی علیه ایران و آمادهسازی افکار عمومی منطقهای و بینالمللی برای پذیرش یک سناریوی تهاجمی است.
لایه سوم این عملیات، بر تحریک افکار عمومی داخلی متمرکز است ، جایی که با القای حمایت بینالمللی، بزرگنمایی فشارهای خارجی و ایجاد توهم پشتوانه بیرونی، تلاش میشود انسجام اجتماعی تضعیف و جامعه به سمت رفتارهای پرهزینه و هیجانی سوق داده شود و این راهبرد، آشکارا بهدنبال شکافافکنی در جامعه و افزایش هزینههای امنیت داخلی است.
در مجموع، آنچه در حال وقوع است، صرفاً یک فضاسازی رسانهای مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک جنگ ترکیبی تمامعیار است که در بستر تهدیدات علنی نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، تشدید فشار روانی بر نیروهای امنیتی و عملیات شناختی علیه افکار عمومی طراحی شده است و پیامد مورد انتظار این جنگ روایتها، مرعوبسازی نیروهای مسلح، القای شکاف در بدنه نظام، عادیسازی حمله پیشدستانه و مشروعیتبخشی به مداخله خارجی است.
شناخت دقیق این الگو و مواجهه فعال و هوشمندانه با آن، نهتنها یک ضرورت رسانهای، بلکه پیششرط حفظ ثبات، انسجام ملی و امنیت پایدار کشور در شرایط جنگ شناختی و روانی امروز محسوب میشود.