داعشِ «بی صاحب»

حضور محدود اما مؤثر عناصر داعش در شمال و غرب عراق می‌تواند به ناامن‌سازی این کشور بینجامد.

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- 8 دسامبر 2024 و پس از سقوط حکومت بشار اسد، مذاکراتی میان دولت انتقالی به رهبری الجولانی و نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) آغاز شد و قسد که هسته اصلی آن را یگان‌های مدافع خلق (ی‌پ‌گ)، شاخه نظامی حزب اتحاد دموکراتیک کردها، تشکیل می‌دهد، در 10 مارس 2025 با دولت انتقالی به توافق رسید.

بر اساس این توافق، قرار شد مناطق تحت کنترل کردها تا پایان سال 2025 به دولت مرکزی واگذار شود و قسد نیز در ارتش سوریه ادغام شود.

در اول آوریل 2025 توافق دیگری برای عقب‌نشینی نیروهای کرد از مناطق تحت کنترلشان در حلب امضا شد، ولی دو طرف به ‌سرعت یکدیگر را به نقض توافق متهم کردند. این تنش‌ها سرانجام در هفته اول ژانویه 2026 به درگیری‌های گسترده در حلب منجر شد. ارتش سوریه عملیاتی را آغاز کرد که به‌ویژه در محله‌های کردنشین اشرفیه و شیخ مقصود تلفات جانی و آوارگی ده‌ها هزار نفر را در پی داشت. با اعلام آتش‌بس در 11 ژانویه، نیروهای کرد از این محله‌ها عقب‌نشینی کرده و به شرق رود فرات منتقل شدند.

با وجود آتش‌بس، درگیری‌ها ادامه یافت و ارتش سوریه کنترل مناطق غرب فرات از جمله دیر حافر را به دست گرفت.

در 18 ژانویه، توافق آتش‌بس 14 ماده‌ای دیگری امضا شد که بر اساس آن کنترل دیرالزور و رقه به دولت مرکزی واگذارشد اما اختلاف بر سر اجرای مفاد توافق، مخصوصا خروج عناصر خارجی پ‌ک‌ک، باعث شکست مذاکرات شد. طرفین همدیگر را به نقض توافق متهم کردند. در این میان، وضعیت اردوگاه‌های نگهداری اعضا و خانواده‌های داعش هم با عقب‌نشینی قسد از برخی مناطق، وارد مرحله‌ای نامشخص شد.

یکی از محورهای اصلی اختلاف میان قسد و حکومت انتقالی در دمشق، مسئله داعش است. برای درک این موضوع باید توجه داشت که بخش عمده مناطق تحت اشغال داعش در سوریه -بعد از شکست داعش- به قلمرو قسد تبدیل شد؛ به بیان دیگر، قسد این مناطق را آزاد کرد. شهر رقه پایتخت داعش در سوریه، توسط قسد آزاد شد و آخرین منطقه‌ای که داعش در آن حضور داشت و توسط قسد تصرف شد، منطقه‌ای به نام باقوز در استان دیرالزور بود.

اهمیت باقوز در این است که با عقب‌نشینی تدریجی داعش، نیروهای وفادار به این گروه در مناطق محدودتری متراکم شدند و در نهایت، در باقوز بیش از ده هزار خانواده و عنصر داعشی به اسارت درآمدند. به همین دلیل، شمار زیادی از اعضای داعش و خانواده‌های آنان در زندان‌ها و اردوگاه‌های تحت کنترل قسد نگهداری می‌شدند و قسد عملاً از آن‌ها به‌عنوان ابزاری برای چانه‌زنی استفاده می‌کرد؛ هم از نهادهای بین‌المللی برای نگهداری آن‌ها کمک مالی دریافت می‌کرد و هم همواره از خطر آزاد شدن آن‌ها به‌عنوان یک تهدید بهره می‌برد.

برای درک ابعاد موضوع، حدود یک سال و نیم پیش اعلام شد که تنها در اردوگاه الهول در استان حسکه، حدود 26 هزار خانواده داعشی در حال بازپروری هستند و حدود 7 هزار عنصر داعشی در زندان‌ها نگهداری می‌شوند. هرچند از آن زمان روند تحویل خانواده‌های داعش به کشورهای دارایی که اعضا تابعیت آن را دادند، آغاز شده، اما آماری دقیق از تعداد افراد باقی‌مانده در ابتدای سال 2026 وجود ندارد. با این حال، اگر در گذشته شمار افراد حدود 30 هزار نفر بوده، می‌توان منطقی دانست که همچنان بیش از 20 هزار نفر فقط در اردوگاه الهول حضور داشته باشند. در زندان الشدادی، قسد از حضور حدود 1500 داعشی خبر داده بود، اما درباره زندان اقطان و برخی مناطق دیگر آماری منتشر نشده است، مسئله‌ای که اهمیت بالایی دارد

پرسش اصلی این است که سرنوشت زندانیان داعش چه خواهد شد؟ آیا در جریان عقب‌نشینی قسد این افراد فرار کرده‌اند؟ آیا قسد به‌طور عامدانه در برخی مناطق درِ زندان‌ها را باز کرده تا در آینده رقبای خود را با چالش امنیتی مواجه کند؟

پرسش بعدی به مقصد زندانیان فراری داعش مربوط می‌شود. تصاویری وجود دارد که نشان می‌دهد پس از عقب‌نشینی قسد، بخشی از زندانیان داعش فرار کرده‌اند، اما هیچ آمار دقیقی از تعداد آن‌ها در دست نیست. این سؤال مطرح است که این افراد به کجا رفته‌اند؟

در این زمینه چند فرضیه وجود دارد. نخست آنکه داعش همواره ادعا می‌کرد بخشی از قبایل شرق سوریه به بیعت خود با این گروه وفادار مانده‌اند؛ قبایلی که از زمان اعلام خلافت داعش در سال 2014 با این گروه بیعت کردند و تا امروز بر آن پایبند بوده‌اند. کارکرد این قبایل می‌تواند پناه دادن و مخفی کردن عناصر فراری داعش باشد.

فرضیه دوم به وجود هسته‌های فعال داعش در منطقه بادیه‌الشام در شرق سوریه و منطقه جزیره در شرق فرات بازمی‌گردد. طبق آمارهای منتشرشده از سوی خود داعش، طی چهار سال اخیر—سه سال پایانی حکومت اسد و یک سال حکومت جولانی—تعداد عملیات‌های این گروه در این مناطق سه‌رقمی بوده است. این نشان می‌دهد که هسته‌های فعالی وجود دارند که قادرند عناصر فراری داعش را پنهان و حمایت کنند. علاوه بر این، شمار هسته‌های غیرفعالی که در صورت لزوم می‌توانند فعال شوند نیز در قلمرو جولانی قابل توجه است؛ موضوعی که طبیعتاً مطلوب دولت انتقالی نیست.

فرضیه سوم، که شواهد جدی‌تری نیز درباره آن وجود دارد، انتقال بخشی از عناصر داعش به عراق است. در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که آیا این انتقال با هدایت آمریکا صورت گرفته یا خیر. از منظر تحلیلی می‌توان گفت که حضور محدود اما مؤثر عناصر داعش در شمال و غرب عراق می‌تواند به ناامن‌سازی این کشور بینجامد. هم‌زمان با خروج قسد از استان دیرالزور، جنوب استان حسکه و استان رقه، آمریکا نیز روند خروج نیروهای خود از عراق را آغاز کرد. این در حالی است که آمریکا طبق تعهد سپتامبر 2024 باید تا سپتامبر 2025 از عراق خارج می‌شد، اما در عمل، تازه در اواخر ژانویه 2026 و با بیش از سه ماه تأخیر، بخشی از نیروهای خود را خارج کرد. ایجاد ناامنی و تهدید تروریستی در عراق می‌تواند بهانه‌ای برای فشار بر دولت مرکزی عراق و تحکیم دوباره حضور آمریکا در این کشور، به‌ویژه در دوره انتقال قدرت فراهم کند.

در کنار این موارد، یک تحلیل ضعیف‌تر نیز مطرح است که بر اساس آن، ممکن است توافقی برای انتقال بخشی از عناصر داعش به غرب سوریه، مناطق علوی‌نشین یا حتی نزدیک مرزهای لبنان وجود داشته باشد. نکته قابل تأمل این است که در چنین شرایط حساسی، ارتش لبنان تحرک معناداری در مرزهای شرقی و شمالی خود نشان نداده است. با این حال، باید تأکید کرد که هیچ نشانه معناداری از انتقال عناصر داعش به غرب سوریه وجود ندارد و این فرضیه صرفاً در حد یک احتمال نظری مطرح می‌شود.

©‌ وبانگاه > خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا