گفتگو| از سناریوهای دشمن در اغتشاشات تا خطای تاریخی فریبخوردگان

بههمین جهت، با علیرضا پورجعفری، کارشناس رسانه و مدرس دانشگاه مصاحبهای داشتیم؛ وی با تمرکز بر عوامل ریشهای، فراتر از تحلیلهای مرسوم اقتصادی و سیاسی، به برخی محورها و همچنین سوءاستفاده دشمن از هیجانات کنترلنشده نسلهای جدید پرداخته است.
در ادامه متن این گفتگو را میخوانید:
تسنیم: با در نظر گرفتن سناریوهای مختلفی که پس از ناکامی در «جنگ 12 روزه» مطرح شد، تحلیل شما از ریشههای اصلی و منطقاً قابل پیشبینی وقوع اغتشاشات دیماه 1404 چیست؟
*خاستگاه اقتصادی و دیگر سناریوها
پورجعفری: اغتشاشات دیماه سال 1404 مسئله جدیدی نبود که حاکمیت سیاسی کشور از آن برآوردی نداشته باشد. این موضوع کاملاً قابل پیشبینی بود، زیرا پس از شکستی که آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ 12 روزه متحمل شدند و به اهدافشان دست نیافتند، مشخص بود که این دو شرّ مطلق عالم، آرام ننشینند و اتفاقی را برای ما رقم خواهند زد. تقریباً دو تحلیل در محافل کارشناسی پس از 12 روز مطرح بود: 1. حمله به پایگاههای مقاومت در عراق، لبنان و یمن 2.جنگ داخلی در داخل ایران، که سناریوی اصلی (Plan A) آنها در ایران اجرایی شد.
خاستگاه اتفاقات دیماه طبیعتاً اقتصادی بود و به عقیده من، نقش دولت در اینجا پررنگ است. دولت میبایست در حکمرانی اقتصادی خود طوری عمل میکرد که حداقل منجر به نارضایتی و افزایش قیمت ارز نشود. با وجود تحریمها و موارد دیگر، دولت میتوانست برهه خطرناک را تبدیل به فرصت کرده و موقعیتی در اختیار رژیم صهیونی و آمریکا قرار نگیرد. در نتیجه، اعتراضات مردم و کسبه بازار شروع شد. کاسب حق دارد و باید توان خرید مردم را در نظر بگیرد ولی خودش هم نباید آسیب ببیند.
تسنیم: با توجه به تحلیل شما که اغتشاشات دیماه را چند لایه میدانید، لطفاً دقیقاً تشریح بفرمایید که این لایهها کدامند و چه سازوکاری در جنگ شناختی دشمن باعث شد که بخش قابل توجهی از جوانان ایرانی که لزوماً تروریست نبودهاند، تحت تأثیر هیجانات و بیدانشی قرار گرفته و با فریبکاری دشمن همراه شوند؟
*تحلیل چندلایه اغتشاشات دی ماه 1404
پورجعفری: نکته مهم این است که اعتراضات چند لایه بود. لایه اول: اعتراض اقتصادی و معیشتی به مسائل موجود. لایه دوم: سرویسهای جاسوسی و امنیتی رژیم صهیونیستی، آمریکا و حتی برخی کشورهای منطقه سوار این موج شدند و اعتراض را وارد فاز خشونت کردند. لایه سوم: جنگ شناختی، فریب جوانان و جایگاه فریبخوردگان. آنها برنامهریزی داشتند و برنامه آنها در بهکارگیری برخی جوانان، به خروجی مورد نظرشان رسید.
نکته محوری بحث من، یارگیری دشمن از جوانان ماست. باید اذعان کرد تمام کسانی که در خیابان بودند تروریست یا عامل موساد نبودند؛ بخش عمده آنها فریبخوردگانی هستند که شاید اکنون در قوه قضاییه یا دستگاه امنیتی به پرونده آنها رسیدگی میشود. همانطور که رهبر انقلاب در دو فرمایش اشاره کردند، جوانانی کارهایی مرتکب شدند که نباید میشد.
ما در جنگ شناختی و جنگ هیبریدی باید دقت کنیم که دشمن چه سناریویی را دنبال میکند و هنر ما خنثیسازی آن است. دشمن با استفاده از مولفههای جنگ شناختی، روی احساسات، هیجانات و واقعاً بیدانشی برخی جوانان ایرانی موجسواری کرد. این امر باعث شد هیجان کاذبی برای دختر و پسر ما بهوجود آید و آنها عامل دست و ابزار آنها شوند. این وضعیت به جنگ شناختی و بیدانشی جوانان ما برمیگردد.
این جوانها میتوانند همسایه ما و در کوچه خودمان باشند؛ یعنی جوان خودمان، جوان ایرانی بوده که دست به جنایت زده است. بنابراین، در اغتشاشات دیماه، لایه سوم که اثرگذار است، سرمایهگذاری بر احساسات و بیدانشی افرادی است که مطالبهگر هستند.
تحلیل خطای شناختی از طریق شعارها و انتخابات
شما صورتبندی شعارهایی که جوانان ما میدادند را نگاه کنید (بدون در نظر گرفتن تروریستها). بعضاً شعارهایی درباره بازگشت پهلوی به این کشور سر داده شد که نشان میدهد این جوان هیچچیز از دوران پهلوی، تاریخ معاصر ایران و شصت و هفتاد سال گذشته نمیداند. نکته دیگر این است که آنها «ربع پهلوی» را که ابزار دست اسرائیل و آمریکاست، بهعنوان آلترناتیو مطرح میکنند؛ این در حالی است که اساس سلطنت، دیکتاتوری و تجمیع قدرت و سرمایه در یک نفر و یک خاندان است.
دشمن دقیقاً از همین خطای شناختی و بیدانشی استفاده میکند. اگر با این افراد صحبت کنیم، باید به آنها بگوییم شما با دیکتاتوری مخالفید؟ آیا نظامی که هر چهار سال یکبار خود را در ورطه انتخاب قرار میدهد و به انتخاب مردم احترام میگذارد، دیکتاتوری است؟ یا نظامی که نفراتش از قبل چیده شدهاند، دیکتاتوری است؟ ما این نوع حکومت را در دوران پهلوی شاهد بودیم. این مسائل در جامعه تبیین نشده است.
چهار ستون مقاومت دانشگاه در برابر اغتشاشات
وقتی من از واژه «بیدانشی» استفاده میکنم، یعنی جوان ما نسبت به تاریخِ حتی بعد از انقلاب هم جاهل است و این جهل، جهل محض است.
مسئولیتها و راهکار مقابله
آیا همه تقصیر گردن جوان ایرانی است؟ خیر. فضای دانشگاهی، مدرسه و خانوادههای ما مقصرند. منبع کسب علم و دانش جوان باید محیطهای دیگر باشد؛ اما این محیطها کجا بودهاند که جوان ما امروز این شعارها را سر میدهد و در زبان خواهان بازگشت پسر یک دیکتاتور است؟ ما باید جنگ شناختی را بفهمیم، باید فهمید دشمن بر چه چیزهایی سرمایهگذاری میکند. باید سناریوخوانی کنیم و برنامه بریزیم، و مهمتر از همه، آگاهی داده و اطلاعرسانی کنیم. این نکته بسیار مهم است.
آیا سیستم آموزشی، نظام آموزش عالی و مدارس ما فکر کردهاند که هیجانات یک جوان دختر و پسر چگونه باید تخلیه شود؟ چگونه باید این هیجانات را هدایت کرد که دشمن نتواند سوار موج آنها شود؟ سبک زندگی، تغذیه، ارتباطات، همهچیز بر هیجانات جوانان تأثیر میگذارد.
تسنیم: با توجه به اینکه ناکامی در هدایت هیجانات جوانان را عاملی برای سوار شدن دشمن میدانید؛ نظام آموزشی و عالی ما دقیقاً چه برنامهای برای تخلیه و هدایت هیجانات نسل Z (با در نظر گرفتن سبک زندگی، تغذیه و ارتباطات آنها) داشته که منجر به این شکاف شناختی شده است؟ نقش اینستاگرام و دیگر سکوهای خارجی در بروز عملیات روانی دشمن نباید مغفول بماند. ما در مقابل چه کاری انجام دادهایم؟
مسئولیت حاکمیت در قبال نسل جدید و فضای مجازی
پورجعفری: حال سؤال اینجاست، ما در سیستم حکمرانی خودمان، اعم از عرصه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آیا برای این نسل جدید، برای نسل «زِد» که با بازیهای کامپیوتری بزرگ میشوند و تصویرسازیهای ذهنی خاص خود را دارند، فکری کردهایم؟ آیا نشستهایم ببینیم هیجانات اینها چگونه باید تخلیه شود؟ در همین راستا، شاهد محدودیتها و قطعی اینترنت در طول چند هفته بودیم. این اتفاقات نشان داد بخش قابل توجهی از عملیات روانی دشمن، چه در اینستاگرام، چه در توییتر و تلگرام در حال وقوع است. شبکه ملی اطلاعات ما کجاست؟ مگر رهبر انقلاب بارها بر ضرورت آن تأکید نکردند؟
بهعنوان یک خبرنگار و فعال رسانهای، وقتی دسترسی من به اینستاگرام برای یکی-دو هفته قطع بود، احساس روانی بسیار بهتری داشتم. بسیاری این نظر را داشتند اما در طول بیش از یک دهه، از ابتدای دهه 90 با پلتفرمهایی چون وایبر و واتساپ، وقت داشتیم که برای تولید پلتفرمهای داخلی برنامهریزی کنیم.
پس از ورود اینستاگرام و شکلگیری کسبوکارها و جذب مخاطبان، ناگهان میگوییم پیامرسانهای داخلی جایگزین آن است. آیا این سکوها واقعاً میتوانند جایگزین سکوی اینستاگرام شود؟ ما میتوانستیم این کار را انجام دهیم.
جوان ایرانی که موشکهای پیشرفته میسازد و کابوس اسرائیل و آمریکاست، نمیتواند برای پلتفرمهای داخلی با زیرساختهای قوی فکری کند؟ بنابراین، در دل این تهدید، یعنی اغتشاشات اخیر که متأسفانه منجر به از دست رفتن جان عزیزان و داغدار شدن خانوادهها شد و آمار بالای شهدا را هم دیدیم، فرصتی نیز وجود داشت. اگر بتوانیم فضای اینترنت را بهمعنای واقعی تنظیمگری کنیم، بسیاری از عملیات روانی دشمن خنثی خواهد شد.
امنیت اطلاعاتی، جنگ نرم و وظایف مسئولین
درست است که در ماجرای 12 روزه، انتظار دشمن مبنی بر تخلیه تهران با گفتن «تهران را تخلیه کنید» محقق نشد و مردم مقاومت کردند و هشتگ «من تهرانم» شکل گرفت. اما اگر ما این فضا را تنظیم کنیم، در واقع از مردم صیانت کردهایم. نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی ما نهتنها در حوزه امنیت فیزیکی و نظامی، بلکه در حوزه افکار عمومی و جنگ نرم نیز باید خود را موظف به کنترل این فضا بدانند. منظور از کنترل، نه صرفاً فیلترینگ، بلکه جلوگیری از افتادن افکار عمومی بهدست در شبکههای معاند است که باید نقشآفرینیِ متناسب با شرایط انجام بگیرد.
تسنیم: آیا میتوان گفت الگوی موفق در مواجهه با عملیاتهای روانی و تهدیدات خارجی، صرفاً در «قاطعیت کلام» یا «پاسخ مستقیم» خلاصه میشود، یا این قاطعیت نیازمند یک زبان مشترک و یکپارچهسازی است که پیش از هر چیز، در میان سطوح مختلف مدیران داخلی نهادینه شده باشد؟
پورجعفری: درخصوص فرمایشات مقام معظم رهبری و مسئولیتپذیری مسئولین نیز باید بگویم که نیازمند زبان رسای مدافع مردم در داخل کشور هستیم که بتواند در برابر لفظبازیهای امثال ترامپ پاسخی کوبنده و درخور بدهد. زمانی که ترامپ تهدید میکند که ناو آبراهام را میآورد، باید پاسخی قاطعانه دریافت کند، مثلاً گفته شود «با ایمان به توان موشکی و نظامیمان، غرق شدنت را در خلیج فارس رقم خواهیم زد.» متأسفانه، بار اصلی این نوع پاسخگویی و تدبیر، در حال حاضر بر دوش رهبر معظم انقلاب است. نیاز است سایر مسئولان عالی نیز در برابر تهدیدات خارجی محکم جواب دهند، نهاینکه این بار صرفاً بر دوش مقام معظم رهبری بماند.
فرمایشات رهبر معظم انقلاب ناظر به خنثی کردن است. ایشان همیشه یک گام جلوتر از دشمن هستند. زمانی که ترامپ با لحنی تحقیرآمیز میگوید «به من اطلاع دادهاند که جمهوری اسلامی اعدامها را متوقف کرده و من به رهبران ایران احترام میگذارم»، پاسخ امام خامنهای این است که «تو مجرمی، چون در امور ایران مداخله کردی» این، پاسخ قاطع و مستقیمی است که نشاندهنده درک عمیق ایشان از صحنه است.
وظیفه اصلی پاسخگویی محکم و قاطع در برابر تهدیدات، بر عهده رئیس جمهور است که بهعنوان اولین مقام اجرایی کشور، باید در این صحنه حاضر شده و از مواضع نظام دفاع کند.