یادداشت| ایران و تحولات افغانستان پس از طالبان

سقوط دولت افغانستان و تسلط مجدد طالبان بر کابل به عاملی محوری در دکترین سیاست خارجی وامنیت ملی ایران تبدیل شد.
خبرگزاری تسنیم ـ هادی لشکری، دانش آموخته علوم سیاسی| سقوط دولت افغانستان و تسلط مجدد طالبان بر کابل در سال 2021(مرداد 1400)، به واسطه سرعت و فقدان مقاومت ساختاری، به عاملی محوری در دکترین سیاست خارجی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

واکنش اولیه ایران ترکیبی از نگرانی‌های امنیتی، به‌ویژه در ابعاد ایدئولوژیک، اجتماعی و مرزی، همراه با ملاحظات راهبردی برای پر کردن خلاء ژئوپلیتیک ناشی از خروج نیروهای ایالات متحده آمریکا بود.

در شرایط کنونی، ایران با یک ساختار حکومتی(طالبان) هم‌مرز است که از منظر ایدئولوژیک با نظام جمهوری اسلامی همخوان نیست و همچنین فاقد مشروعیت بین‌المللی است. در نتیجه، ثبات یا بی‌ثباتی داخلی در افغانستان مستقیماً امنیت، روابط اقتصادی و انسجام اجتماعی در مرزهای شرقی ایران را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

نکته قابل تأمل در این دوره، توانایی ایران در تبدیل یک چالش امنیتی بالقوه بزرگ-یعنی تبدیل افغانستان به پایگاهی برای عملیات‌ ضدایرانی یا حضور قدرت‌های متخاصم پس از خروج آمریکا- به فرصتی برای تثبیت نفوذ منطقه‌ای از طریق دیپلماسی و توسعه مناسبات بوده است.

سیاست خارجی ایران در قبال طالبان تحت تأثیر چند عامل منطقه‌ای و ملی قرار گرفته است. اول، لزوم مقابله با گروه‌های افراطی مانند داعش خراسان که مستقیماً امنیت داخلی ایران را تهدید می‌کند. دوم، تلاش برای حفظ موازنه در رقابت با بازیگرانی چون عربستان سعودی و پاکستان، به‌منظور جلوگیری از نفوذ آنان در ساختار قدرت آتی افغانستان. سوم، جلوگیری از موج‌های بی‌ثبات‌کننده جمعیتی، قاچاق و ناامنی‌های مرزی.

از سوی دیگر، خروج ناگهانی آمریکا و نیاز مبرم طالبان به مشروعیت‌ بین‌المللی و تأمین منابع اقتصادی، فرصت‌هایی را برای ایران در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و ترانزیتی تقویت کرده است. ایران در تلاش است تا با بهره‌گیری از همسایگی، کریدورهای ارتباطی و بازار مصرف، جایگاه اقتصادی خود را در این کشور تثبیت کند.

البته موفقیت پایدار این سیاستگذاری نیازمند برقراری توازن میان مدیریت تهدیدات امنیتی و بهره‌برداری مؤثر از فرصت‌های ژئوپلیتیک است. عدم مدیریت مؤثر برخی موضوعات مهم می‌تواند به تنش‌های جدی منجر شود؛ نمونه بارز آن، مسئله حق‌آبه رودخانه هیرمند است که به عنوان یک عامل تنش‌زای زیست‌محیطی و سیاسی- امنیتی، نیازمند راهکاری جامع و اجرایی است که تاکنون محقق نشده است.

بنابراین، موفقیت استراتژی ایران در تعامل با طالبان به عوامل متعددی وابسته است. کامیابی چنین سیاست‌هایی منوط به توانایی ایران در ایجاد موازنه بین مدیریت تهدیدها و بهره‌گیری از فرصت‌های پیش رو و نقش متعادل آن دارد. افزون بر آن، موفقیت ایران به عوامل دیگری چون میزان همکاری سایر قدرت‌های منطقه‌ای، رویکرد آتی طالبان در قبال همسایگان و تحولات داخلی افغانستان بستگی دارد.

 

©‌ وبانگاه > خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا