جهاد تبیین؛ پاسخ ضروری به فضای غبارآلود فتنه و جنگ روایتی دشمن

امروزه جهاد تبیین به میدانی تبدیل شده که دشواریهای آن از بسیاری میادین رزم متعارف فراتر رفته است. در این نبرد نوین، سلاح اصلی، کلمه و مهمات آن هنر و رسانه است. تأثیرگذاری در این عرصه به آهنگ کلام، لحن بیان، قدرت روایتگری و جذابیت بصری وابسته است. در شرایطی که هوش مصنوعی مرز بین واقعیت و ساختگیها را کمرنگ کرده و فضای مجازی به صورت فزایندهای در تسخیر روایتسازیهای دشمن قرار دارد، پیروزی در این نبرد بدون حکمرانی هوشمند و خلاقانه بر فضای مجازی تقریباً ناممکن به نظر میرسد.
غفلت از این حوزه، به معنای واگذاری کامل عرصه تعیین سرنوشت به دست دشمن است. یکی از خطرناکترین اشتباهات، نادیده گرفتن نیاز مبرم به تبیین شفاف و همهجانبه است. هنگامی که مسئولان و نهادهای فرهنگی در بیان حقایق، تبیین عملکردها و پاسخگویی به شبهات کوتاهی میکنند، به طور غیرمستقیم فضای خالی و ابهامی ایجاد میکنند که دشمن بلافاصله آن را با روایتهای مخرب خود پر میکند. این غفلت، نه تنها اعتماد عمومی را تحلیل میبرد، بلکه خاک حاصلخیزی برای جوانه زدن بذرهای فتنه در آینده فراهم میسازد.
جهاد تبیین، بنابراین، یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای حفظ انسجام ملی است. فتنه امروزین، همچون اژدهایی هفت سر، هر بار با نقابی جدید ظاهر میشود. گاه با شعارهای فریبنده و گاه با سوءاستفاده از مشکلات اقتصادی جامعه. اما در پس این چهرههای رنگارنگ و متغیر، هدفی ثابت و خبیث نهفته است: براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران؛ نظامی که ریشه در خواست و اراده مردمی دارد.
امروز شاهدیم چگونه ادعاهای پوچ توسط کسانی مطرح میشود که خود و خاندانشان روزی از سوی ملت ایران طرد شدند. گردهمایی عجیب سلبریتیهای مرهون نعمتهای این نظام با گروههای تجزیهطلب و تروریستهای سلطنتطلب، تصویری گویا از این اتحاد شوم ارائه میدهد؛ اتحادی که جز دشمنی با ایران محمل دیگری ندارد. برای موفقیت در این نبرد، تنها داشتن محتوای صحیح کافی نیست.
جهاد تبیین پیروزمند نیازمند رعایت چند اصل کلیدی است:
نخست، صداقت و شفافیت در بیان نکات قوت و ضعف؛ دوم، زبان و ادبیات متناسب با نسل جدید که برای آنان جذاب و قابل درک باشد؛ سوم، استفاده خلاقانه از همه ابزارهای هنری و رسانهای از سینما و موسیقی تا شبکههای اجتماعی پرطرفدار؛ و چهارم، پرهیز از کلیشهسازی و خطابههای تکراری که دیگر گوش شنوایی ندارد.
تبیین باید به گفت وگو و مفاهمه تبدیل شود. ناکامی محض دشمن در جلب همراهی تودههای مردم و شکست پروژه براندازی خیابانی، آنان را به سمت استراتژی خطرناکتر و پیچیدهتری سوق داده است: جنگ روایتی و فتنهسازی رسانهای. هنگامی که مردم، همراهی با براندازان را قاطعانه رد کردند، دشمن چاره را در ایجاد فضایی غبارآلود از طریق روایتسازیهای دروغین و سناریوسازیهای رسانهای دید. در این مرحله حتی شخصیتهایی مانند ترامپ نیز مستقیماً وارد میدان شدهاند تا با رهبری این جنگ روانی، وحدت ملی ایران را نشانه بروند.
هدف نهایی، شکستن اتحاد مقدس ملت در پشت پرچم نظام و ارزشهای انقلابی است. امروز، سنگر اصلی جهاد تبیین در اپلیکیشنها، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای محتوایی است. این میدان، به طور طبیعی متعلق به نسل جوانی است که با این فضاها بزرگ شده و به روانی در آن حرکت میکند. بسیج این نیروی عظیم و آموزش و تجهیز آنان برای تولید محتوای حرفهای، هوشمندانه و اثرگذار، یک اولویت ملی است. جوانان نخبه ما که در فناوریهای سخت درخشیدند، اکنون باید تشویق شوند تا استعداد خود را در عرصه نرم افزارهای فرهنگی و رسانهای به کار گیرند و روایت ایرانی-اسلامی از زندگی، پیشرفت و آرمانها را به زیباترین شکل به جهانیان عرضه کنند.
در مواجهه با این هجوم پیچیده، راهبرد دفاعی و تهاجمی ملت ایران باید بر سه محور اساسی استوار باشد:
اول، تکیه بر پیوند و میثاق ناگسستنی مردمی که در راهپیمایی عظیم 22 دی ماه بار دیگر جلوه کرد. دوم، برخورد قاطع، عادلانه و شفاف قضایی با عوامل مزدور و داخلی این فتنه. و سوم، فتح میدان نوین حکمرانی سایبری و جهاد تبیین مؤثر، با هدایت ظرفیت جوانان نخبه و فناور به سمت حکمرانی بر فضای مجازی و جنگ روایتی.
در نهایت، آینده نبرد تاریخی حق و باطل، بیش از هر زمان دیگری در گرو نبردی نرم، پیچیده و روایتمحور در فضای مجازی تعریف میشود. فتنه با چهرهای جدید بازخواهد گشت، اما درمان قطعی و پیروزی نهایی در گرو تهاجم هوشمندانه فرهنگی، رسانهای و دیپلماسی عمومی است. این پیروزی از آن ملتی خواهد بود که بتواند در میدان جهاد تبیین نیز همانند دوران دفاع مقدس، با اتحاد، خلاقیت و استعانت از خدا، سربلند و پیروز بیرون آید.
یادداشت از: حجتالاسلام مهدی حسنی، امام جمعه موقت ورامین