یادداشت| از مدیریت نخبگان تا توسعه پایدار

نخبگان مشروط به بهره‌گیری از ظرفیت در چارچوب سیاست‌هایی پایدار می‌توانند نقشی تعیین‌کننده در توسعه ایفا کنند.
خبرگزاری تسنیم ـ سید محمدرضا طالبی، دانش پژوه دکتری علوم سیاسی| نخبگان در هر جامعه‌ای می‌توانند نقشی تعیین‌کننده و تحول‌آفرین در فرآیند توسعه اقتصادی و سیاسی ایفا کنند؛ مشروط بر آن‌که بهره‌گیری از ظرفیت نخبگان در چارچوب سیاست‌هایی پایدار، مستمر و نهادمند صورت گیرد. در غیر این صورت، نه‌تنها این ظرفیت ارزشمند به هدر می‌رود، بلکه روندهای توسعه‌ای نیز با اختلال و ناپایداری مواجه می‌شوند.

بهره‌گیری مؤثر از نخبگان مستلزم اتخاذ سیاست‌های کاربردی و بلندمدت است که می‌توان آن‌ها را از تجربیات کشورهای توسعه‌یافته الگوبرداری کرد. نخست، دولت‌ها می‌توانند با ایجاد شرایط مناسب، زمینه دعوت، جذب و بازگشت نخبگان محلی را که به دلایل مختلف به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند فراهم سازند.

تضمین امنیت شغلی و اهمیت دادن به آنها به مثابه «فرش قرمز» برای بازگشت نخبگان عمل می‌کند. دوم، سرمایه‌گذاری هدفمند در دانشگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان، امکان پرورش و آموزش نخبگان داخلی را فراهم کرده و بستر انجام پژوهش‌های کاربردی و توسعه‌محور را مهیا می‌سازد. سوم، استفاده از توان علمی و تخصصی نخبگان خارجی و فراهم آوردن شرایط مناسب برای جذب آن‌ها، می‌تواند به انتقال دانش، فناوری و تجربه مدیریتی در مسیر توسعه کمک کند.

تجربه کشورهای چین و سنگاپور نشان می‌دهد که بهره‌گیری از ظرفیت نخبگانی می‌تواند به موتور محرک توسعه اقتصادی بدل شود؛ هرچند این دو کشور مسیرهای متفاوتی را طی کرده‌اند.

چین از سال 1978 و با اتخاذ سیاست «درهای باز»، مسیر خود را از اقتصاد متمرکز به اقتصاد بازار تغییر داد. این تحول حاصل نگرش نخبگان توسعه‌گرا بود که به‌جای تأکید صرف بر ایدئولوژی، توسعه اقتصادی را در کانون تصمیم‌گیری قرار دادند. در این راستا، برنامه‌هایی چون پروژه 1996 برای حمایت از بازگشت کوتاه‌مدت نخبگان چینی مقیم خارج، برنامه 1998 برای سرمایه‌گذاری گسترده در دانشگاه‌ها با هدف ارتقای آموزش عالی، و برنامه «هزار استعداد» (2008) برای جذب نخبگان تحصیل‌کرده خارج از کشور با امتیازات ویژه و حمایت‌های مالی اجرا شد. نتیجه این سیاست‌ها، رشد سریع صنایع فناورانه و بخش خصوصی، تبدیل چین به دومین اقتصاد بزرگ جهان و کاهش بحران مشروعیت حزب کمونیست از طریق توسعه اقتصادی بوده است.

سنگاپور نیز از دهه 1960، تحت رهبری لی کوان یو و با اتکا به یک طبقه نخبه سیاسی کارآمد، بنیان‌های دولت توسعه‌گرا را پی‌ریزی کرد. تمرکز بر آموزش و منابع انسانی از طریق سرمایه‌گذاری گسترده در آموزش کاربردی، ترکیب اقتصاد بازار با نظارت و هدایت کارآمد دولت، و بهره‌گیری از فناوری کشورهای صنعتی با هزینه کمتر و سرعت بالاتر، از مهم‌ترین راهبردهای این کشور به شمار می‌روند. این سیاست‌ها سنگاپور را به یکی از قطب‌های مالی و تجاری جهان تبدیل کرده و جایگاهی ممتاز در حوزه‌های آموزش، درمان و فناوری‌های پیشرفته برای آن به ارمغان آورده است؛ در کنار آن، ثبات سیاسی و اقتصادی پایدار طی چند دهه نیز حفظ شده است.

در ایران نیز نخبگان می‌توانند نقشی مؤثر در توسعه اقتصادی و سیاسی ایفا کنند، به شرط آن‌که بسترهای لازم فراهم شود؛ از جمله ایجاد اعتماد متقابل و حمایت پایدار از نخبگان، بکارگیری مراکز مجهز پژوهشی برای بهره‌گیری از توان علمی نخبگان، دعوت از نخبگان ایرانی مهاجر و ارائه تضمین‌های لازم برای حضور و فعالیت در کشور، و همچنین جذب نخبگان خارجی و متخصص. در چنین شرایطی، با طراحی و اجرای طرح‌های علمی و عملیاتی و اتکا به پژوهش‌های مبتنی بر دانش، می‌توان به تحقق پیشرفت‌های پایدار اقتصادی و سیاسی امید بست.

 

©‌ وبانگاه > خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا