حمل بار ریلی؛ ضرورت اقتصادی یا الزام ملی؟

در نگاه اول، جادههای ایران با صفهای طولانی کامیونها و تریلرها شناخته میشوند؛ قهرمانان خستگیناپذیری که بارِ سنگین اقتصاد را به دوش میکشند. اما وقتی به آمارها نگاه میکنیم، با یک پارادوکس (تناقض) جالب روبهرو میشویم: میلیاردها تومان سرمایهگذاری صرف احداث خطوط ریلی شده که مانند شریانهای حیاتی در سراسر کشور کشیده شدهاند، اما بخش بزرگی از ظرفیت آنها همچنان خالی است. چرا باری که میتواند با هزینه کمتر، امنیت بیشتر و آلودگی بسیار پایینتر روی ریل حرکت کند، هنوز اسیر ترافیک و خطرات جادهای است؟
برای عملیاتی کردن تغییر این موازنه و آشتی دادنِ صاحبان کالا با ریل توجه به موارد زیر ضرورت دارد:
1. حل معمای «مترِ آخر» (Last Mile)
یکی از بزرگترین دلایل وفاداری صاحبان کالا به کامیون، قابلیت «درب به درب» بودن حملونقل جادهای است. کامیون بار را از انبار کارخانه برمیدارد و دقیقاً در مقصد تخلیه میکند. برای حل این مشکل در بخش ریلی، باید به سمت توسعه «دهکدههای لجستیک» و «بندرگاههای خشک» حرکت کرد. ایجاد مراکز لجستیکی که در آن ریل و جاده به هم گره میخورند، اجازه میدهد بار در کمترین زمان از واگن به کامیونهای توزیع محلی منتقل شود. همچنین، احداث خطوط آنتنی (فرعی) که راهآهن را مستقیماً به داخل شهرکهای صنعتی و کارخانههای بزرگی مثل فولاد و پتروشیمی میبرد، هزینهی تخلیه و بارگیری مجدد را حذف میکند.
2. اصلاح ساختار قیمتگذاری و یارانههای پنهان
در حال حاضر، قیمت سوخت گازوئیل برای ناوگان جادهای بسیار ناچیز است. این موضوع باعث میشود مزیت رقابتی راهآهن (که مصرف سوختی معادل یکششم جاده دارد) چندان به چشم نیاید. برای حل این مشکل، لزوماً نیاز به گران کردن سوخت نیست، بلکه میتوان با ارائه «مشوقهای سبز» یا تخفیف در تعرفههای دسترسی به شبکه ریلی، کفه ترازو را به نفع قطار سنگین کرد. وقتی صاحب کالا ببیند هزینه حمل ریلی به وضوح کمتر از جاده تمام میشود، ریل را به آسفالت ترجیح خواهد داد.
3. هوشمندسازی و قابلیت ردیابی؛ خداحافظی با بیخبری
صاحبان کالا دوست دارند لحظهبهلحظه بدانند سرمایهشان کجاست. در حمل جادهای، با یک تماس تلفنی با راننده، موقعیت بار مشخص میشود. سیستم ریلی ما باید به سامانههای ردیابی آنلاین (Tracking) مجهز شود تا شفافیت و امنیت روانی برای مشتری فراهم گردد. کاهش بروکراسی اداری در ایستگاههای راهآهن و سرعت بخشیدن به فرآیند صدور بارنامه الکترونیک، میتواند جذابیت این بخش را دوچندان کند.
4. الزامات قانونی برای بارهای استراتژیک و حجیم
برخی کالاها اساساً «ریلیپسند» هستند؛ مانند مواد معدنی، فولاد، سیمان و سوخت. جابهجایی این حجم عظیم از بار در جاده، علاوه بر تخریب سریع آسفالت، ریسک تصادفات مرگبار را به شدت بالا میبرد. دولت میتواند با وضع قوانین حمایتی، جابهجایی بارهای فوقسنگین و خطرناک را در مسیرهای طولانی (مثلاً بالای 500 کیلومتر) صرفاً از طریق ریل الزامی کند یا عوارض جادهای سنگینی برای این نوع بارها در نظر بگیرد تا جذابیت ریل به طور خودکار افزایش یابد.
5. حملونقل ترکیبی؛ رفاقت به جای رقابت
به جای اینکه جاده و ریل را دشمن هم بدانیم، باید آنها را در یک تیم قرار دهیم. توسعه کانتینرهای استاندارد که به راحتی از تریلی به واگن منتقل میشوند (حملونقل چندوجهی)، کلید اصلی این تحول است. اگر یک سیستم یکپارچه مدیریت بار داشته باشیم، کامیونها بارهای خرد را به ایستگاههای مرکزی میآورند و قطارها این بارها را در مسافتهای طولانی جابهجا میکنند.
انتقال بار از جاده به ریل، تنها یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه یک ضرورت ملی است. هر واگن باری که حرکت میکند، به معنای حذف چندین کامیون از جاده، کاهش مصرف سوخت، کاهش آلودگی هوا و مهمتر از همه، کاهش آمار تصادفات جادهای است. با سرمایهگذاری در خطوط فرعی، هوشمندسازی فرآیندها و اصلاح سیاستهای حمایتی، میتوانیم از این سرمایه عظیم زیرساختی که در دل کویرها و کوههای کشور خفته است، به بهترین شکل استفاده کنیم. وقت آن رسیده که غولهای آهنین ریلی، نقش پررنگتری در سفره و اقتصاد مردم ایفا کنند.