روایت سرخ بیرجند در زمستان 57

حماسه 7 بهمن بیرجند؛ روزی که خون شهیدان سندروس و سورگی، طنین مرگ بر شاه را در تاریخ ماندگار کرد.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از بیرجند، بازخوانی وقایع خونین هفتم بهمن ماه در بیرجند، ابعاد تازه‌ای از مظلومیت و شعور انقلابی مردم این خطه را نمایان می‌کند. در آن روز سرنوشت‌ساز، با وجود فضای ملتهب، اخلاق و معنویت بر رفتار مبارزان حاکم بود.

در حالی که جمعیت خروشان از خیابان طالقانی به سمت میدان کوروش (ابوذر فعلی) حرکت می‌کردند، توصیه‌ای در میان مردم پیچید: «هنگام عبور از مقابل بیمارستان امام رضا (ع) سکوت کنید تا آرامش بیماران برهم نخورد.» مردم متدین بیرجند با لبیک به این نگاه اخلاقی، شعارهای کوبنده خود را در آن بخش از مسیر فرود آوردند تا نشان دهند هدف انقلاب، کرامت انسانی است. اما این نجابت، در نزدیکی میدان مخابرات (شهدای فعلی) با خشونتی عریان پاسخ داده شد.

لحظه‌ای که قلب مادر تیر خورد

مادر شهید علی سندروس با صدایی لرزان از لحظات تیراندازی مقابل ساختمان ژاندارمری می‌گوید: مأموران ابتدا تیرهای هوایی شلیک کردند. در آن هیاهو، مردمِ باایمان بیرجند در خانه‌هایشان را به روی راهپیماییان باز کردند تا پناهگاهی در برابر گلوله‌ها باشند. من در آن ازدحام، دخترم را گم کردم و ناگهان صدای شلیک دوم در گوش شهر پیچید. همان لحظه، گویی تیری به قلب من نشست؛ از حال رفتم و تمام وجودم لرزید.

وی ادامه می‌دهد: بعدها فهمیدم آن لحظه‌ای که قلب من تیر کشید، همان ثانیه‌ای بود که پسرم علی، خود را سپر بلای برادر کوچک‌ترش (حسین) کرد. علی برای اینکه برادرش آسیب نبیند، سینه سپر کرد و تیر به پهلوی نحیفش نشست. مأموران دژخیم حتی اجازه ندادند پیکر نیمه‌جان او را فوراً به بیمارستان برسانیم.

راهپیمایی22بهمن , دهه فجر انقلاب اسلامی , اخبار استان خراسان جنوبی ,

بی‌خبری مادر و شور و شین در خانه

ساعت 11 صبح، زمان وصل علی فرا رسید. مادر که همچنان از شهادت فرزندش بی‌خبر بود، در جست‌وجوی فرزندانش به خانه بازگشت. او می‌گوید: وقتی به نزدیکی خانه رسیدیم، دیوارهای شهر با من حرف می‌زدند. گویی در و دیوار گریه می‌کردند. همه اقوام و همسایگان جمع شده بودند. عموی علی که پیکر بی‌جان او را در بیمارستان دیده بود، با چشمانی اشک‌بار می‌گفت علی فقط کمی زخمی شده؛ اما محشری که در خانه برپا بود، حکایت از حقیقتی سرخ داشت.

حسین، برادر کوچک‌تری که در آخرین لحظات شاهد ایثار برادر و اصابت گلوله به پهلوی او بود، سال‌ها آن صحنه تلخ را در گوشه ذهنش بایگانی کرد و برای اینکه داغ مادر را تازه‌تر نکند، از جزئیات آن لحظه جانسوز سخنی به میان نیاورد.

حیرت در بیمارستان امام رضا (ع)

در آن روز پرآشوب، وقتی پیکرهای گلوله‌خورده مجروحان و شهدا توسط مردم و افرادی چون «آقای قربان‌نژاد» به بیمارستان منتقل می‌شد، فضای درمانی شهر در بهت و حیرت فرو رفته بود. دکتر «مهدی محمدی»، رئیس وقت بیمارستان امام رضا (ع)، با مشاهده خیل مجروحان، ناباورانه از وضعیت شهر می‌پرسید: «مگر در شهر چه خبر است؟ این همه مجروح و کشته را از کجا می‌آورید؟» این جملات نشان از ابعاد گسترده جنایت رژیم در خیابانی داشت که تا دقایقی قبل، شاهد راهپیمایی مسالمت‌آمیز مردم بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پرونده تیراندازی به سوی مردم در هفتم بهمن به جریان افتاد. 6 نفر از نظامیانی که در آن روز اسلحه به دست داشتند، در مقابل میز محاکمه قرار گرفتند. با این حال، در جلسات دادگاه هیچ‌کدام از آن‌ها مسئولیت شلیک به سوی «علی سندروس» را نپذیرفتند و مشخص نشد تیر خلاص از اسلحه کدام‌یک خارج شده است.

راهپیمایی22بهمن , دهه فجر انقلاب اسلامی , اخبار استان خراسان جنوبی ,

بخشش قاتل؛ عهدی با خدای شهید

در حالی که دادگاه در انتظار رای نهایی بود، پدر شهید سندروس با تصمیمی بزرگ همه را شگفت‌زده کرد. او بدون آنکه اصراری بر شناسایی قاتل اصلی داشته باشد، از هر 6 متهم گذشت کرد. استدلال این پدر شهید، عمق نگاه معرفتی او را نشان می‌داد؛ او معتقد بود: علی منتخبِ راه حق بود و نباید در راهی که او با عشق انتخاب کرده، خونِ کس دیگری، حتی قاتلش، ریخته شود.

این بخشش بزرگ، ریشه در یک مکاشفه مادرانه داشت. مادر شهید سندروس در این باره می‌گوید: زمانی که متهمان در بازداشت بودند، علی هر شب نگران به خوابم می‌آمد. شب آخر، پس از آنکه همسر یکی از متهمان به در خانه ما آمد و التماس کرد، علی را در خواب دیدم که در باغی سرسبز است اما ناراحت به نظر می‌رسد. او پیراهنش را بالا زد؛ پهلویش هنوز پانسمان بود و می‌گفت کمی درد دارد. او نگران فرجام آن آدم‌ها بود.

مادر شهید ادامه می‌دهد: گویا علی می‌خواست باری از دوش آن افراد برداشته شود. فردای آن روز که پدر علی به دادگاه رفت و رضایت قطعی خود را اعلام کرد، دیگر آن خواب‌های پریشان به پایان رسید. علی به آرامش رسیده بود چون می‌دانست راهش فراتر از انتقام‌جویی‌های دنیوی است.

با بهره‌گیری از روایت‌های جدید و تکمیل جزئیات تاریخی، گزارش جامع این حماسه ماندگار تقدیم می‌گردد:

از حماسه «هفتم بهمن» تا تحصن «قلب‌ها» برای امام

هفتم بهمن 57 در بیرجند، با عطر رحلت پیامبر (ص) و خون شهیدان «سندروس» و «سورگی» عجین شد؛ روزی که صدای گلوله در بوی باروت و گاز اشک‌آور گم شد تا دو روز بعد، مسجد آیت‌الله آیتی پناهگاه جوانانی شود که قلب خود را باند فرودگاه امام‌شان می‌خواندند.

سید علی‌اکبر سوفاری، از فعالان انقلابی آن دوران، آغاز حماسه را از مسجد جامع پایین‌شهر روایت می‌کند. در حالی که شهر در سوگ رحلت جانسوز پیامبر اسلام (ص) بود، صفوف فشرده‌ای از روحانیت و بازاریان در خط مقدم، و پشت سر آن‌ها سیل خروشان زنان و جوانان، خیابان‌های بیرجند را به لرزه درآوردند. جوانان انقلابی با کوبیدن پا بر زمین و شعارهای کوبنده، لغو فضای خفقان را فریاد می‌زدند.

راهپیمایی22بهمن , دهه فجر انقلاب اسلامی , اخبار استان خراسان جنوبی ,

رویارویی در برابر ژاندارمری: «امروز دستور تیر داریم»

نقطه بحرانی تظاهرات در خیابان طالقانی رقم خورد. مأموران مسلح ژاندارمری مسیر را سد کرده بودند. سوفاری نقل می‌کند که یکی از فرماندهان نظامی با نزدیک شدن به صفوف مردم، هشدار مرگباری داد: «امروز دستور شلیک مستقیم داریم، بگویید مردم شعار تند ندهند.» اما در پاسخ به این تهدید، حجت‌الاسلام «واحدی» با شجاعتی مثال‌زدنی به میان جوانان رفت و طنین «مرگ بر شاه» را بلندتر از قبل به آسمان رساند.

با این فریاد، ابتدا تیراندازی هوایی و بلافاصله شلیک‌های زمینی آغاز شد. بوی تند باروت و گاز اشک‌آور فضای شهر را پر کرد و تعدادی از جوانان در میان ازدحام و گلوله به خون غلتیدند.

سیاهه سرخ شهدا و جانبازان 7 بهمن بیرجنددر این روز خونین، «علی سندروس» و «محمود سورگی» به مقام رفیع شهادت نائل آمدند. همچنین 6 نفر از دلاورمردان بیرجندی به نام‌های رضا رمضانی، حسین قهوه‌چی، احمد چهکندی‌نژاد، محمد چرم‌آرا، حسن محمودی و محمدحسین علیزاده مدال جانبازی را بر گردن آویختند.

فاجعه هفتم بهمن نه تنها مردم را عقب نراند، بلکه دو روز بعد در 9 بهمن، موج جدیدی از اعتراضات را به راه انداخت. جوانان انقلابی با تحصن در مسجد آیت‌الله آیتی، کارشکنی‌های دولت بختیار در جلوگیری از بازگشت امام خمینی (ره) را محکوم کردند.

در این تجمع، سید احمد رحیمی، دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران، با سخنانی پرشور بر رهبری قاطع و سازش‌ناپذیر امام تأکید کرد. شب‌هنگام، مسجد آیتی به مرکز اطلاع‌رسانی بدل شد؛ جوانان با آوردن رادیو و گوش سپردن به اخبار رسانه‌های بین‌المللی، آخرین اخبار سفر امام را روی دیوارهای مسجد نصب می‌کردند تا مردم در جریان لحظه‌به‌لحظه پیروزی انقلاب قرار گیرند.

حماسه هفتم بهمن بیرجند، گواهی است بر بصیرت مردمی که پیش از پیروزی نهایی، با خون و ایثار خود، مسیر بازگشت مقتدایشان را سبز کردند.

 

©‌ وبانگاه > خبرگزاری تسنیم
دکمه بازگشت به بالا