«هولوگرام»؛ از بازنویسی سورئال تا حضور در جشنواره فراگیر فجر

وی افزود: این مفاهیم به زبانی بسیار ساده و با طنزی ملایم و ظریف روایت شدهاند. در نمایش، با تمثیلی از شیطان و خرشیطان، به این موضوع پرداخته میشود که چگونه این پدیده آرامآرام وارد خانهها شده و جای خود را در زندگی انسانها باز میکند.
رد شدن در بازبینیها و آغاز یک تغییر اساسی
نویسنده و کارگردان هولوگرام گفت: تمرین و کار روی این نمایش حدود چهار تا پنج ماه پیش با همکاری دانیال قاسمیان آغاز شد، اما این مسیر بدون مانع نبود.
ترابی توضیح داد: کار ما در ابتدا دو مرحله بازبینی، یکی در سطح بسیج و دیگری در بازبینی استانی، پذیرفته نشد. نمایش ایرادهایی داشت و طبیعتاً شنیدن برخی نقدها برایم سخت و حتی ناراحتکننده بود.
وی در ادامه با اشاره به نقدهای مطرحشده از سوی یکی از داوران گفت: یکی از دوستان نکاتی را مطرح کردند که همانجا برخورد عاطفی با آن داشتم، اما بعد از آن تصمیم گرفتم روی حرفها فکر کنم. همین نقدها باعث شد من و گروه به این نتیجه برسیم که باید شیوه کار را بهطور اساسی تغییر دهیم.
حرکت بهسوی سورئالیسم و تولد دوباره «هولوگرام»
نویسنده و کارگردان تئاترمشهدی ادامه داد: ما چارچوب اصلی نمایش را حفظ کردیم، اما شیوه اجرا و روایت را تغییر دادیم و کار به سمت فرمی سورئال رفت. متن دچار تغییرات گسترده شد، نقشهایی اضافه و حذف شدند و نگاه تازهای به اثر شکل گرفت.
وی افزود: این تغییر مسیر، نقطه عطفی برای نمایش «هولوگرام» بود؛ چرا که نسخه جدید اثر توانست به جشنواره تئاتر معلولان کرمان راه پیدا کند و با استقبال و موفقیت قابل توجهی همراه شود.
ترابی با بیان اینکه نمایش «هولوگرام»در جشنواره تئاتر معلولان کرمان در بخشهای مختلف خوش درخشید، گفت: در بخش بازیگری، موفق به کسب رتبه دوم بازیگری مرد شدیم. همچنین در بخش نابینایان، رتبه اول بازیگری زن را به دست آوردیم. در بخش بازیگر همراه (بازیگران غیرمعلول)، رتبه دوم بازیگری زن را گرفتیم. علاوه بر این، نمایش در بخش نویسندگی رتبه اول و در بخش کارگردانی رتبه دوم را کسب کرد.
نویسنده وکارگردان تئاترمشهدی تصریح کرد: «هولوگرام» یکی از دو نمایشی بود که از این جشنواره به جشنواره فراگیر تئاتر فجرمعرفی شد.
جشنواره فراگیر فجر؛ فرصت یا چالش؟
ترابی با اشاره به ساختار جشنواره فراگیر فجر توضیح داد: این جشنواره حدود دو تا سه سال است که در کنار جشنواره اصلی فجر شکل گرفته و آثار برگزیده از شش منطقه کشور، از جمله زاگرس، کویر، جنوب (هرمزگان)، آفتاب، کاسپین و چند منطقه دیگر، به آن راه پیدا میکنند. از هر منطقه معمولاً دو تا سه اثر برتر انتخاب میشود.
وی این جشنواره را از یکسو فرصتی مهم دانست و گفت: جشنواره فراگیر فجر امکان تبادل تجربه، سبک، فرهنگ و اطلاعات بین گروههای مختلف از سراسر کشور را فراهم میکند و از این جهت بسیار ارزشمند است.
اما از سوی دیگر، او نگاه انتقادی نیز دارد: اگر هدف نهایی ما این است که پدیده معلولیت را در جامعه عادیسازی کنیم و فاصله فرهنگی و ذهنی میان مردم و افراد دارای معلولیت را کاهش دهیم، باید در کنار سایر گروههای نمایشی و نه جدا از آنها دیده شویم.
این کارگردان تئاتر تأکیدکرد: این موضوع یک شرط مهم دارد؛ مسئولان جشنوارهها باید بستر لازم را فراهم کنند تا گروههای دارای بازیگران معلول بتوانند اجراهای عمومی در شهرهای مختلف داشته باشند، حرفهایتر شوند و در نهایت در کنار سایر گروهها رقابت کنند.
ترابی با اشاره به یک شعار رایج گفت: من همیشه میگویم شعار «معلولیت محدودیت نیست»شعار اشتباهی است. واقعیت این است که معلولیت، محدودیت هست، اما بنبست نیست. اگر اینطور بیان شود، هم صادقانهتر و هم کاربردیتراست.
وی درباره تفاوت بازیگر دارای معلولیت با بازیگر بدون معلولیت توضیح داد: بازی روی صحنه برای یک فرد دارای محدودیت حرکتی سختتر است و این را فقط کسی درک میکند که خودش آن تجربه را داشته باشد. اما از نظر احساسی و ارتباط با تماشاگر، هیچ تفاوتی وجود ندارد.
تجربه تماشاگر؛ معیار اصلی موفقیت
این نویسنده و کارگردان تئاتر با ذکر خاطرهای از اجراهای گذشته خود گفت: در نمایشی به نام پرنده و فیل با امیر کیانیان بازی میکردم. یکی از تماشاگران تنها زمانی متوجه معلولیت من شد که در پایان اجرا، کسی به من کمک کرد تا سوار ویلچر شوم.
وی افزود: یا در نمایشی دیگر با موضوع رستم و سهراب، بازیگران روی ویلچر بودند اما در صحنه نبرد از ویلچر پایین میآمدند و میجنگیدند. تماشاگران بعد از اجرا میگفتند: ما ویلچر ندیدیم، ما فقط رستم و سهراب را دیدیم.
ترابی در پایان تأکید کرد: مهمترین مسئله در تئاتر، «ارتباط حسی با تماشاگر» است؛ نه عصا، نه ویلچر و نه هیچ ابزار دیگری. اگر بازیگر بتواند نقش را درست، صادقانه و حرفهای بازی کند، تماشاگر با او همراه میشود. تفاوتها در آن لحظه محو میشوند و آنچه باقی میماند، فقط تئاتر است.