چهارشنبههای حریمِ هشتمین خورشید/روز موعود دلهای بیقرار

پیرزنِی که گلهای چادرش چون طرح بهشت در بهشت امام رضا(ع) خودنمایی میکند با انگشتان پینه بسته و دستان لرزانش دانههای تسبیح را میشمارد و برای آرزوهایش بلند بلند ذکر میگوید.جوانِ سرگردانی که پیشانیاش را بر ضریح چسبانده تا شاید گرمای نگاهی به جانش بنشیند، کودکِ شیرخوارهای که نخستین نگاهش به چلچراغها، گواهی میشود بر آشنایی دیرینه.
در حیاطهای حرم، نوبتِ پا، کهنهتر از قدمت درختانِ سرو است. هر قدم، قصهای دارد. قصهی راهی دور، دردهایی بیزبان و امیدی که فقط در اینجا میتوان برای شکفتنش انتظار کشید.چهارشنبهها، این قصهها رنگ عروج میگیرند. زمزمهی زیارتِ «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا یا غریب الغربا و یا معین الضعفا ایها الرئوف» مانند نسیمی است که از باغهای بهشت وزان شده و برگهای وجود را تکان میدهد.
وقتی دردی داشته باشی به سراغ کسی میروی که گوش شنوایی داشته باشد، مهربان باشد و حالت را درک کند، حرم امام رئوف جاییست که میتوانی با خیال راحت با رئوفترین امام حرف بزنی، اما چه کنند آنهایی که دلهایشان در حرم است و از این صحن و سرا دور هستند؟ در چهارشنبهای دیگر به عنوان خادم رسانهای امام رضا(ع) از حریم بهشت دلهای شما را به مشهد پرواز میدهیم تا هوای حرم را نفس بکشید.
آری؛ چه زیباست آن لحظهی سکوت، در هیاهوی جمعیت؛ زمانی که زائر، چشم بر درِ مرمرین میدوزد و در عمق وجودش، ندایی میشنود: آمدهای؟ خوش آمدی. هر چه آوردی، همین جا بگذار و سبکبال، به خانهات بازگرد.