از منافقین تا سلطنتطلبان؛ اتحاد استیصالی علیه انقلاب

این گروهک پس از ناکامی در دستیابی به پایگاه اجتماعی، بهصورت علنی وارد فاز ترور شد و در دهه 60 با اجرای عملیاتهای کور، هزاران ایرانی بیگناه را به شهادت رساند. منافقین در ادامه، با پیوند خوردن به دشمنان قسمخورده ملت ایران از جمله رژیم بعث عراق، آمریکا و رژیم صهیونیستی، تلاش کردند با تحریف تاریخ و سوءاستفاده از سازوکارهای حقوقبشری غرب، حقیقت جنایات خود را پنهان کنند و همزمان با پروندهسازیهای ساختگی، قربانی را در جایگاه متهم بنشانند؛ رویکردی که امروز نیز در عرصه بینالمللی دنبال میشود.
حمید نوری، شهروند ایرانی و از کارکنان پیشین دستگاه قضایی کشور، از جمله افرادی است که بدون ارتکاب هیچگونه جرم و صرفاً بر پایه دشمنی دیرینه گروهک تروریستی منافقین با جمهوری اسلامی ایران، سالهاست آماج فشار و ظلم قرار گرفته است. وی در 18 آبان 1398 و در بدو ورود به خاک سوئد، در فرودگاه استکهلم بازداشت شد؛ بازداشتی که مبنای آن، ادعاهایی متناقض و اثباتنشده از سوی عناصر وابسته به این گروهک تروریستی بود. منافقین مدعی نقشآفرینی قضایی نوری در دهه 60 شدند؛ ادعاهایی که بدون ارائه مستندات قابل اتکا، مبنای رسیدگی در دادگاه سوئدی قرار گرفت و در اقدامی مغایر با اصول مسلم حقوقی، اصل بیگناهی و آزادی رفتوآمد این شهروند ایرانی نادیده گرفته شد، در نهایت نیز پس از برگزاری جلسات متعدد دادگاه، وی در 28 آذر 1402 و در روندی سیاسی و غیرمنصفانه، به حبس ابد محکوم شد.
با توجه به نقش محوری سازمان منافقین در طراحی و هدایت اغتشاشات اخیر ایران و همچنین تجربه مستقیم حمید نوری از ماهیت این گروهک تروریستی، این گفتوگو بهمنظور بررسی نقش منافقین در آشوبهای اخیر، شیوههای نوین جنگ ترکیبی و تداوم پروژههای ضدایرانی آنها، با وی انجام شده است؛ گفتوگویی که میکوشد ابعاد پنهان این جریان جنایتکار و پیوند آن با سایر گروههای معاند را برای افکار عمومی روشنتر کند.
تسنیم: آقای نوری، ارزیابی شما از حوادث اخیر کشور چیست و این رخدادها را در چه چارچوبی تحلیل میکنید؟
آنچه در روزها و هفتههای اخیر در کشور شاهد بودیم، بههیچوجه یک اتفاق مقطعی، خودجوش یا جدا از گذشته نیست؛ بلکه ادامه همان پروژهای است که جمهوری اسلامی ایران از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی با آن مواجه بوده است. این حوادث از نظر ماهوی تفاوتی با جنایات دهه 60 ندارد؛ تنها شکل اجرا، ابزارهای مورد استفاده و زمانبندی آن تغییر کرده است. امروز همان پروژه با روشهای نوین، بهصورت فشرده، ترکیبی و چندلایه در حال اجراست، اما هدف همچنان همان هدف قدیمی یعنی ضربهزدن به موجودیت نظام و ملت ایران است.
تسنیم: شما به دهه 60 اشاره کردید؛ ریشه تاریخی این اقدامات را چگونه توضیح میدهید؟
اگر بخواهیم منصفانه، دقیق و بدون نگاه احساسی قضاوت کنیم، باید بپذیریم که ریشه این رفتارها را باید در سال 60 و حتی پیش از آن جستوجو کرد. در آن مقطع، سازمان مجاهدین خلق که ملت ایران آن را بهدرستی با عنوان «منافقین» میشناسند، بهصورت علنی وارد فاز ترور شد. این جریان با برنامهریزی هدفمند، جنایاتی را رقم زد که هنوز هم خاطره تلخ آن از ذهن مردم پاک نشده است؛ از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی گرفته تا ترور مسئولان عالیرتبه، روحانیون، مردم عادی و حتی کودکان بیگناه. همه اینها بخشی از پروژه حذف فیزیکی ملت ایران بود که امروز نیز همان تفکر، با ظاهری جدید دنبال میشود.
تسنیم: بهنظر شما تفاوت اصلی جنایات دهه 60 با حوادث امروز در چیست؟
از نظر محتوا، نیت و ماهیت، هیچ تفاوتی میان جنایات دهه 60 و اقدامات اخیر وجود ندارد. تفاوت اصلی در شیوه اجرا و بازه زمانی است. در دهه 60، حجم گستردهای از ترور، خشونت و کینهتوزی طی چند سال انجام میشد، اما امروز همان میزان نفرت و خشونت در مدتزمانی بسیار کوتاهتر و بهصورت فشرده اجرا میشود، این مسئله نشان میدهد که دشمن به این جمعبندی رسیده است که دیگر فرصت یک جنگ فرسایشی طولانیمدت را ندارد و ناچار است همه ظرفیتها و داشتههای خود را یکجا به میدان بیاورد.
تسنیم: یکی از موضوعات مطرحشده، اتحاد جریانهای معاند است، این مسئله را چگونه ارزیابی میکنید؟
یکی از نکات بسیار مهم و قابلتوجه در حوادث اخیر، شکلگیری یک پیوند و اتحاد بیسابقه میان جریانهایی است که تا پیش از این حتی حاضر نبودند در یک قاب تصویری کنار هم قرار بگیرند. منافقین، سلطنتطلبان، گروهکهای تجزیهطلب، کمونیستها و سایر معاندان نظام اسلامی، هرکدام در مقاطعی مدعی رهبری اپوزیسیون بودند و همواره اختلافات عمیق فکری، تاریخی و سیاسی با یکدیگر داشتند، اما امروز میبینیم که همه این جریانها با وجود تضادهای جدی، کنار هم ایستادهاند که این نه نشانه قدرت آنها، بلکه نشانه استیصال و درماندگیشان است.
تسنیم: نقش سلطنتطلبان و رضا پهلوی را در این ائتلاف چگونه میبینید؟
سلطنتطلبان بهسرکردگی رضا پهلوی تلاش کردند خود را بهعنوان محور و لیدر این ائتلاف معرفی کنند، اما واقعیت این است که بدنه اصلی اقدامات خشونتآمیز همچنان توسط سازمان منافقین طراحی، هدایت و پشتیبانی میشود. منافقین تجربه ترور، آموزش نظامی، سازماندهی شبکهای و عملیات روانی دارند و سایر گروهها عملاً به پیادهنظام پروژه آنها تبدیل شدهاند. این اتحاد نه از سر همفکری، بلکه از سر ناچاری شکل گرفته است.
تسنیم: آیا میتوان حوادث اخیر را صرفاً یک اغتشاش خیابانی دانست؟
قطعاً خیر. آنچه رخ داد، صرفاً یک اغتشاش خیابانی نبود، بلکه ما با یک جنگ ترکیبی تمامعیار مواجه هستیم. در این جنگ، خیابان، رسانه، فضای مجازی، شبکههای اجتماعی و حتی ابزارهای نوین مانند هوش مصنوعی بهصورت همزمان بهکار گرفته شدهاند. دشمن زمانی که دید در میدان واقعی و خیابانی به نتیجه نمیرسد، تمرکز خود را بر جنگ شناختی و عملیات روانی گذاشت تا ذهن و باور مردم، بهویژه جوانان را هدف قرار دهد.
تسنیم: نقش فضای مجازی در این جنگ ترکیبی را چگونه تحلیل میکنید؟
امروز بخش قابلتوجهی از عملیات دشمن در فضای مجازی انجام میشود؛ از تولید و انتشار تصاویر و ویدئوهای جعلی گرفته تا تحریف واقعیتها، سیاهنمایی و تحریک احساسات عمومی. آنها تلاش میکنند با استفاده از شبکههایی مانند اینستاگرام، تلگرام و سایر بسترهای ارتباطی، ناامیدی، خشم و بیاعتمادی را در جامعه تزریق کنند. این دقیقاً همان الگویی است که پیشتر داعش در منطقه دنبال میکرد؛ یعنی ترکیب خشونت میدانی با عملیات سنگین رسانهای.
تسنیم: شما منافقین را با داعش مقایسه کردهاید، این مقایسه بر چه اساسی است؟
این مقایسه از روی احساسات یا شعار نیست، بلکه مبتنی بر اسناد، شواهد و تجربه عینی است. من در جریان دادگاهی که علیه من در سوئد برگزار شد، صراحتاً اعلام کردم که منافقین و داعش از نظر ماهیت، روش و کارکرد تفاوتی با یکدیگر ندارند، هر دو بر پایه ترور، خشونت کور، کشتار مردم بیگناه و عملیات روانی بنا شدهاند و تفاوت آنها تنها در نوع پوشش رسانهای و حامیان بینالمللیشان است. واکنش تند وکیل مدافع منافقین در آن دادگاه نشان داد که این تشبیه، پرده از حقیقتی برداشت که سالها سعی کرده بودند آن را پنهان کنند.
تسنیم: نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی را در این حوادث چگونه ارزیابی میکنید؟
نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در هدایت، پشتیبانی و تقویت این جریانها کاملاً روشن است. بدون حمایتهای مالی، اطلاعاتی، امنیتی و رسانهای آنها، این گروهها توان انجام چنین تحرکاتی را ندارند. آنچه اتفاق افتاد، بخشی از همان پروژهای بود که در قالب جنگ ترکیبی و پس از آن دنبال شد، اما نتیجه آن خلاف تصور دشمنان، تقویت انسجام داخلی و حضور آگاهانه مردم در صحنه بود.
تسنیم: آینده رفتار گروههای معاند را چگونه پیشبینی میکنید؟
بهاعتقاد من، این جریانها عملاً بازی را باختهاند. آنها نتوانستند به اهداف خود برسند و اکنون بیش از گذشته به جنگ رسانهای و عملیات روانی روی آوردهاند، البته احتمال اقدامات تروریستی محدود همچنان وجود دارد، چراکه این گروهها نشان دادهاند در شرایط بنبست به خشونت متوسل میشوند، اما هوشیاری نیروهای امنیتی و اطلاعاتی کشور اجازه نخواهد داد که این اقدامات به نتیجه برسد.
تسنیم: در پایان اگر نکتهای باقی مانده است، بفرمایید.
بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامی ایران، مردم هستند، همین مردم بودند که در دهه 60 مقابل ترور ایستادند و امروز نیز در برابر جنگ ترکیبی دشمن مقاومت میکنند. دشمن ممکن است برای مدتی فضا را غبارآلود کند، اما در نهایت این حقیقت است که پیروز میدان خواهد بود. من به آینده این کشور امیدوارم و یقین دارم که همانطور که فتنههای گذشته شکست خورد، این توطئهها نیز راه به جایی نخواهد برد.