نوجوانان، شبکههای اجتماعی و مهندسی هیجان در اغتشاشات

در چنین شرایطی، هر پیام تحریککنندهای که با زبان هیجان، خشم یا قهرمانسازی ارائه شود، میتواند رفتار نوجوان را در مسیری پرخطر هدایت کند. شبکههای اجتماعی در اغتشاشات اخیر، نقشی فراتر از اطلاعرسانی ایفا کردند. این فضا به بستری برای «مهندسی هیجان» تبدیل شد؛ جایی که احساسات نوجوانان بهصورت هدفمند تحریک و جهتدهی شد، بدون آنکه فرصتی برای تحلیل و تفکر منطقی باقی بماند.
انتشار گسترده تصاویر خشونتآمیز، روایتهای گزینشی و اخبار تأییدنشده، باعث شد هیجان جای عقلانیت را بگیرد. نوجوانی که هنوز مهارت تشخیص واقعیت از تحریف را نیاموخته، بهراحتی در دام این روایتها گرفتار میشود. در اغتشاشات، برخی جریانها با استفاده از زبان احساسی و نمادسازی، نوجوان را به بازیگری ناخواسته در یک سناریوی بزرگتر تبدیل کردند. نوجوانی که تصور میکرد در حال کنشگری اجتماعی است، در عمل به ابزار تخلیه هیجانی پروژههای بیرونی بدل شد.
ویژگی خطرناک این فرآیند، حذف مسئولیتپذیری است. شبکههای اجتماعی پیامد رفتار را پنهان میکنند و نوجوان بدون درک عواقب حقوقی، روانی و اجتماعی، وارد رفتارهای پرریسک میشود. در این میان، ضعف گفتوگوی مؤثر در خانواده و مدرسه، میدان را برای مرجعیت کامل فضای مجازی باز کرد. نوجوانی که پاسخ پرسشهایش را در محیط واقعی نمییابد، پاسخهای ساده، هیجانی و بعضاً مخرب فضای مجازی را میپذیرد.
خانوادهها باید بدانند کنترل صرف، نهتنها کارآمد نیست بلکه میتواند شکاف ارتباطی را عمیقتر کند. آنچه نوجوان نیاز دارد، شنیدهشدن، آموزش مدیریت هیجان و گفتوگوی صادقانه درباره مسائل اجتماعی است. نظام آموزشی نیز نمیتواند نسبت به این تحولات بیتفاوت باشد. آموزش سواد رسانهای، تحلیل اخبار، شناخت عملیات روانی و مدیریت هیجان باید به بخشی جدی از برنامههای تربیتی مدارس تبدیل شود.
جهاد تبیین؛ پاسخ ضروری به فضای غبارآلود فتنه و جنگ روایتی دشمن
بیتوجهی به سلامت روان نوجوانان در بستر اغتشاشات، پیامدهای بلندمدتی چون بیاعتمادی، خشم پنهان، سرخوردگی اجتماعی و بحران هویت به همراه خواهد داشت؛ آسیبهایی که ترمیم آنها زمانبر و پرهزینه است. نوجوانان نه تهدیدند و نه مقصر؛ بلکه آینهای از عملکرد تربیتی جامعهاند. اگر هیجان آنان مدیریت نشود، دیگران این کار را به نفع خود انجام خواهند داد.
در نهایت، عبور ایمن از بحرانها و اغتشاشات اجتماعی، نیازمند بازپسگیری مرجعیت تربیتی از شبکههای مخرب و بازگرداندن آن به خانواده، مدرسه و نهادهای آگاه است؛ چرا که آینده امنیت روانی و اجتماعی کشور، در گرو فهم درست نسل نوجوان امروز است.
یادداشت از: زهره تاجی، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی و محقق