فرامتن تقابل ترامپ و سازمان ملل

ترامپ با ادبیاتی تند و یکجانبهگرایانه، سازمان ملل را نهادی پرهزینه، بیفایده و حتی ضد منافع آمریکا معرفی میکند. این حملات در ظاهر نشانهای آشکار از تقابل با چندجانبهگرایی در نظام بینالملل است؛ رویکردی که آمریکا خود سالها مدعی پرچمداری آن بوده است. اما در لایهای عمیقتر، این رفتار نوعی «ترامپ علیه ترامپ» است: حمله به نظمی که ایالات متحده آن را بنا کرده و دههها از آن بهعنوان ابزار مشروعیتبخش سیاستهای جهانی خود بهره برده است.
واقعیت آن است که سازمان ملل متحد، بهویژه در حوزه صیانت از حقوق حقه ملتها، جلوگیری از جنگها، مقابله با اشغالگری و مهار قدرتهای بزرگ، عملکردی ضعیف و گزینشی داشته است. ساختار شورای امنیت، حق وتو و سلطه قدرتهای پیروز جنگ جهانی دوم، این نهاد را از همان ابتدا به سازمانی نابرابر بدل کرد؛ سازمانی که بیشتر بازتابدهنده توازن قدرت است تا عدالت جهانی. از این منظر، انتقاد از ناکارآمدی سازمان ملل انتقادی وارد و قابل تأمل است.
اما مسأله اینجاست که حملات ترامپ به سازمان ملل نه از سر دغدغه اصلاح ساختارهای ناعادلانه یا دفاع واقعی از حقوق ملتها، بلکه از موضع یکجانبهگرایی افراطی و «اول آمریکا» صورت میگیرد. واشنگتن سازمان مللی را میخواهد که در خدمت سیاستهایش باشد و هرجا این نهاد، حتی بهصورت محدود نتواند یا نخواهد با خواست آمریکا همراهی کند، به نهادی مزاحم و غیرقابل تحمل تبدیل میشود.
بنابراین، حملات ترامپ به سازمان ملل متحد اگرچه آشکارا مغایر با اصول چندجانبهگرایی در نظام بینالملل است، اما بههیچوجه به معنای صحیح بودن کارکرد سازمان ملل در دههها و سالهای اخیر نیست.
این دو گزاره را باید همزمان دید: هم سازمان ملل در ایفای نقش تاریخی خود ناکام بوده است، و هم آمریکا، بهویژه در دوران ترامپ، حتی همین نظم ناقص و کنترلشده را نیز برنمیتابد.
در نهایت اینکه اقدامات اخیر ترامپ علیه سازمان ملل متحد تنها یک جدال شخصی یا مقطعی نیست؛ بلکه نماد بحران عمیقتری در نظم بینالمللی است که آمریکا خود آن را ساخته، از آن بهره برده، و اکنون در برابر محدودیتهایش ایستاده است.