5 ستاره در آسمان بیرجند؛ وقتی کویر، گلستان انقلاب شد

کسانی که تاریخ زنده آن روزها هستند، به یاد دارند که چگونه در بیرجند، قطرههای انسانی به هم پیوستند تا سیلی بنیانکن علیه بنیان طاغوت راه بیندازند. در تقویم مبارزات مردم این دیار، خاطرات سرخ بسیاری از تظاهراتها، حملات چماقداران رژیم و جانفشانیهای جوانان غیور ثبت شده است؛ جانهایی که پرپر شدند تا ریههای تاریخِ این مرز و بوم، از هوای عدالت و استقلال پر شود.
در این میان، نام «پنج تن آلشهادت» در بیرجند، همچون ستارههایی در آسمان انقلاب این خطه میدرخشد که یکی از آن ها محمدتقی خاکشور؛ جوانی 18 ساله که در عاشورای انقلاب، درس وفاداری آموخت.
دیگری علی سندروس؛ آن جوان خندهرویی که سیمای مومن را در اشارتهای مولا علی (ع) معنا کرد و آن یکی هم محمود میری؛ قهرمانی که در برابر ارعاب چماقداران برای گفتن «جاوید شاه»، اذان شهادت خود را با فریاد «درود بر خمینی، مرگ بر شاه» سر داد و از سر گذشت تا ذلت را نپذیرد.
چهارمین شهید هم محمدعلی راستگو مقدم است؛ شهید غدیری بیرجند که پس از تظاهرات، در زیر شکنجههای دژخیمان، شاهد شهادت را در آغوش کشید. و پنجمین نیز محمود سورگی است؛ جوانی که خون پاکش در حوالی میدان شهدای فعلی بر زمین ریخت تا نام این میدان برای همیشه مسمایی سرخ و ابدی داشته باشد.
این پنج ستاره و هزاران زن و مردی که در دیگر شهرهای استان و کشور به میدان آمدند، امضاکنندگانِ سرخِ ضرورت فروپاشی نظام طاغوتی بودند که متوهمانه خود را در کنار کلامالله و پیش از میهن میپنداشت.
امروز اگر از آن حماسه عظیم سخن میگوییم، باید به یاد داشته باشیم که انقلاب، راهبرد یک ملت بود، نه تاکتیک یک گروه. درک این حقیقت، ما را بر آن میدارد که در مسیر نگهداشت این میراث بزرگ، تمامی آحاد مردم را صاحب حق و نقش بدانیم. نگاهی که مسئولان را به خدمتگزاری صادقانه برای مردمی چنین شریف و ایثارگر ملزم میکند؛ مردمی که با خون فرزندانشان، بنای استقلال این سرزمین را استوار ساختند. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.