یادداشت| از «اعلیعلیین» تا «اسفلالسافلین»؛ نبرد همیشگی حق و باطل

قرآن کریم، شیطان را با ویژگیهایی چون کفر، دشمنی با انسان، تکبر، تفرقهافکنی، فریبکاری، فساد و زینتبخشی به زشتیها معرفی میکند. امام خمینی(ره) بارها تأکید کردهاند که بسیاری از این اوصاف، در سیاستهای نظام سلطه بهویژه آمریکا متجلی است.
ابلیس اگرچه رئیس شیاطین است، اما تنها قدرت وسوسه دارد؛ در حالی که آمریکا علاوه بر اغوا، دستش به خون ملتها آلوده است؛ از قتل و غارت گرفته تا فتنهانگیزی و جنگافروزی.
امروز، فاصله حق و باطل بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. تاریخ معاصر، صحنهی رویارویی دو منطق متضاد است: منطق استکبار و منطق مقاومت؛ منطق زر و زور و تزویر، در برابر منطق ایمان، عزت و کرامت انسانی.
در یک سوی این میدان، نماد نظام سلطه با پروندهای مملو از فساد اخلاقی، خشونت، جنگطلبی و حمایت از کشتار بیگناهان، بهویژه در غزه، قرار دارد و در سوی دیگر، رهبری الهی، عالمی بزرگ، پاسداری جانباز، سادهزیست، زاهد و مأنوس با قرآن که زندگی و سلوکش بر پایه تقوا، عقلانیت و خدمت به مردم بنا شده است.
این نبرد، نبرد اشخاص نیست؛ نبرد دو جریان تاریخی است: جریان نور و جریان ظلمت. جریان ولایت الهی در برابر ولایت شیطانی. انتخاب در این میدان، انتخاب میان عزت و ذلت، حقیقت و فریب، انسانیت و سقوط است.
اگر کسی در میان این دو مسیر، نتواند جبههی حق را تشخیص دهد، باید بداند که بیطرفی در این نبرد معنا ندارد؛ چرا که سکوت در برابر باطل، همراهی با آن است. در چنین شرایطی، لشکر شیطان با لبخند به سراغ غافلان میآید.
امروز بیش از هر زمان، بصیرت، مسئولیت و ایستادگی لازم است؛ چرا که مسیر اعلیعلیین و اسفلالسافلین، درست از همین انتخابها میگذرد.