یادداشت| جوانی که میماند، ایرانی که میدرخشد

در دنیای معاصر، جوانان نخبهای چون ویلیام کامکوانبا در آفریقا، بوآزیجی اسلت در اروپا و جک اندراکا در آمریکا نشان دادند که علم، اگر با وجدان همراه شود، به ابزار نجات بشر بدل میشود. این نسل، دانش را نه برای انحصار و سود شخصی، بلکه برای حل مسائل زیستمحیطی، درمان بیماریها و کاهش رنج انسانها به کار گرفت. این نگاه، همان روح علیاکبریِ خدمت بیمنت است ولو در نقطهای دیگر از جهان باشد.
در جهان اسلام نیز، چهرههایی چون عبدالسلام، عزیز سانچار و احمد زویل ثابت کردند که میتوان هم در قلههای علم ایستاد و هم به هویت دینی و تعهد اجتماعی وفادار ماند. آنان علم را در خدمت عزت امت اسلامی قرار دادند و نسل جوان مسلمان را به خودباوری فراخواندند. این الگوها یادآور آناند که پیشرفت، بدون ریشههای اخلاقی، به بیهویتی میانجامد.
در ایران، جوانانی چون شهید چمران، شهریاری، طهرانیمقدم و مریم میرزاخانی، چهرههای درخشان این مسیرند. آنان نشان دادند که میتوان هم دانشمند جهانی بود و هم سرباز مردم. از آزمایشگاه تا میدان دفاع، از کلاس درس تا خدمت اجتماعی، جوان ایرانی همواره مسئولیت خود را در قبال امنیت، عزت و پیشرفت کشور فراموش نکرده است.
جوان تراز انقلاب و تمدن اسلامی، موفقیت را تنها در مدرک و مقام خلاصه نمیکند. او خود را نسبت به فقر، محیط زیست، سلامت، فرهنگ، استقلال و آیندهی جامعه مسئول میداند. چنین جوانی، با الهام از سیرهی حضرت علیاکبر(ع)، در برابر ظلم بیتفاوت نیست و در برابر مشکلات، اهل فرار نیست؛ بلکه اهل ایستادن و ساختن است.
روز جوان، روز تجدید پیمان با آرمانهای بزرگ است؛ آرمان انساندوستی، عدالتخواهی، پیشرفت و استقلال. امروز، جوان ایرانی وارث سرمایهای عظیم از ایمان، تجربه و خون شهیدان است. اگر این سرمایه با علم، اخلاق و مسئولیت اجتماعی همراه شود، ایران میتواند بار دیگر الگوی امید، پیشرفت و کرامت انسانی در جهان باشد. راه علیاکبر(ع)، همچنان روشن است؛ کافی است جوانان، با دل، عقل و عمل در آن گام بردارند.