حکمرانی و اثربخشی پیشگیرانه مدرسه در تربیت شهروندان مطلوب

خانواده نخستین نهاد اجتماعی مؤثر در فرآیند تربیت فردی و اجتماعی کودک است، اما پس از آن، مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی و یکی از ارکان اساسی پیشگیری اجتماعی، کانال و مجرایی مؤثر برای انتقال مجموعهای از دانشها، مهارتها، ارزشها و باورهای اجتماعی به شمار میآید.
مطالعات بینالمللی در حوزه مدارس موفق نشان میدهد که نهاد مدرسه باید «مدرسه زندگی» باشد تا «مدرسه آموزشی» تا از این مسیر، بتواند فرصتهایی را فراهم سازد تا فراگیران ارزشها و باورهای مختلف را از دیدگاههای گوناگون مورد بررسی و نقد قرار دهند و نسبت به نقش و مسئولیت خود به عنوان شهروندان مطلوب جامعه آگاهی یابند.
چراکه شهروندی و تربیت اجتماعی مفهومی نیست که پس از فراغت از مدرسه شکل گیرد بلکه رفتارهای جمعی و تجربههای اجتماعی در بستر تعاملات واقعی دانشآموزان با یکدیگر و با معلمان و سایر اعضای جامعه مدرسه آموخته و تمرین میشود تا شهروندانی فعال، مسئول و آگاه تربیت شوند.
امروزه جامعهشناسان تربیتی و جزایی بر این باور هستند که نظامهای آموزشی موفق، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و پرورش شهروندان سالم و مسئول را به عنوان دو هدف به هم پیوسته دنبال میکنند. در این نظامها، آموزش شهروندی، مهارتهای زندگی، خودکنترلی، حل تعارض، همدلی و احترام به قانون، بخشی جداییناپذیر از مأموریت مدرسه تلقی میشود. چنین رویکردی مبتنی بر این فرض است که تقویت شایستگیهای شهروندی، به طور مستقیم در کاهش گرایش به رفتارهای پرخطر و ضد اجتماعی نقش دارد.
در این میان، حکمرانی و اثربخشی مدرسه نقشی تعیینکننده ایفا میکند. مدرسهای میتواند نقش پیشگیرانه خود را به درستی ایفا کند که از اثربخشی سازمانی برخوردار باشد و بتواند اهداف تربیتی خود را به صورت عملی محقق سازد. اثربخشی مدرسه در این معنا، تنها به موفقیت تحصیلی محدود نمیشود بلکه شامل توانایی مدرسه در ایجاد محیطی امن، حمایتگر و مشارکت محور است که در آن دانشآموزان احساس تعلق، ارزشمندی و مسئولیت اجتماعی را تجربه کنند. چنین محیطی، یکی از مهمترین عوامل محافظت کننده در برابر بروز رفتارهای بزهکارانه و مجرمانه در دوران نوجوانی و جوانی به شمار میآید.
حکمرانی مدرسه به عنوان چارچوب هدایت و تصمیمگیری درونسازمانی، نقش اساسی در تحقق این کارکرد ایفا میکند. حکمرانی کارآمد مدرسه، با تأکید بر مشارکت معلمان، دانشآموزان و خانوادهها و حتی دستگاهها و نهادهای مختلف آموزشی و پرورشی مانند جامعه دانشگاهی و حوزوی، زمینهساز شکلگیری فرهنگ مدرسهای مبتنی بر قانونمداری، عدالت و احترام متقابل میشود.
در مدارس برخوردار از حکمرانی مطلوب، قواعد و مقررات نه از طریق اجبار، بلکه از راه اقناع، گفتوگو و مشارکت جمعی و برنامههای مختلف و هدفمند آموزشی و پرورشی برای خانوادهها و دانشآموزان و حتی معلمان و مدیران نهادینه میشوند؛ امری که در پیشگیری از قانونگریزی و رفتارهای ضداجتماعی نقشی اساسی دارد.
نقش معلمان در این فرآیند، نقشی محوری و غیرقابل جایگزین است. معلمان، پس از خانواده، مؤثرترین کنشگران تربیتی در زندگی کودکان و نوجوانان محسوب میشوند و تعامل روزمره آنان با دانشآموزان، تأثیر عمیقی بر شکلگیری نگرشها و رفتارهای اجتماعی دارد.
شیوههای آموزشی معلمان، نحوه مدیریت کلاس درس، برخورد با تعارضها و میزان توجه به تربیت اخلاقی و اجتماعی، همگی پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی در حوزه پیشگیری از بزهکاری دارند. در مدارس اثربخش، معلمان با بهرهگیری از روشهای آموزشی فعال، مشارکتی و مسئله محور، فرصت تمرین رفتارهای مسئولانه و قانونمدار را برای دانشآموزان فراهم میکنند.
مدرسه اثربخش میتواند با طراحی و اجرای برنامههای متنوع آموزشی و تربیتی، نقش پیشگیرانه خود را تقویت کند. برنامههایی نظیر آموزش مهارتهای زندگی، گفتوگوی اجتماعی، فعالیتهای گروهی، مشارکت دانشآموزان در تصمیمگیریهای مدرسه و تعامل مستمر با خانواده و جامعه محلی، از جمله راهبردهایی هستند که در مدارس برجسته جهانی برای کاهش آسیبهای اجتماعی به کار گرفته میشوند. این برنامهها به دانشآموزان کمک میکنند تا پیامدهای رفتارهای خود را درک کرده، مسئولیت اعمال خویش را بپذیرند، همزیستی بهینه و راه حلهای مسالمتآمیز برای حل مسائل خود را پیدا کنند.
یادداشت از: دکتر مریم اسماعیلیپرزان، معاون پژوهشی اندیشکده مرآت